مجله پارسي نامه - موضوع داغ روز http://Www.ParsiBlog.com/Mag/rss/15/خوراک خوان مجله پارسي نامه، سرويس وبلاگ نويسي پارسي بلاگ - مجله پارسي نامه - موضوع داغ روز fa ParsiBlog.com RSS Generator Fri, 18 May 2012 22:22:05 GMT پارسي بلاگ تقديم به روح پر فتوح شاهين http://raharahasho.ParsiBlog.com/Posts/179/%d8%aa%d9%82%d8%af%d9%8a%d9%85+%d8%a8%d9%87+%d8%b1%d9%88%d8%ad+%d9%be%d8%b1+%d9%81%d8%aa%d9%88%d8%ad+%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%8a%d9%86/ <p>منم يه ترانه براتون بسرايم لذتشو ببرين <br /> <br />وقتي که شاهين نجفي خفاش ميشه <br />وقتي که ته جهن جاش ميشه <br /> <br />حالا که ما هشياريم و بيدار تو بمير امريکا <br />حالا که ما عاشقيمو بر پا تو بمير اسراييل <br /> <br />قسم به پولايي که شاهين گرفته از امريکا <br />قسم به دستايي که يه بارم نشسته شاهين با ريکا <br /> <br />اي شاهين واي شاهين <br /> <br />رفتي بالاااااااااااا <br />بيييي پايييين <br /> <br />قسم به وبکم و هدست و چت کردنت <br />به گلشيفته و خودت و پت و مت کردنت <br /> <br />قسم به سناريوي تکراريتون <br />قسم به خاريتون و خاريتونو خاريتون <br /> <br />به چرت و پرتايي که خوندي و خوندي <br />به گندايي که مثل لجن توش موندي <br /> <br />به طرفداراي فاحشت و کذايي ها <br />رديف و قافيه قاطي شد فضايي ها <br /> <br />به زر زراي بي معنيت <br />به مفهوم و حالت و يعنيت <br /> <br />به صاحباي از خودت بدتر <br />به هفت خطاي از خودت هفت خط تر <br /> <br />راهي به جايي نميبري <br />شاهين نجفي خيلي خري <br /> <br />اي شاهين واي شاهين <br />اوي شاهين هوي شاهين</p> Fri, 18 May 2012 19:47:00 GMT منتقم امام هادي؛اثرطبع هور http://hoor63.ParsiBlog.com/Posts/217/%d9%85%d9%86%d8%aa%d9%82%d9%85+%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85+%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%8a%d8%9b%d8%a7%d8%ab%d8%b1%d8%b7%d8%a8%d8%b9+%d9%87%d9%88%d8%b1/ <p style="text-align: center;"><strong>گفتم از خيل رفيقان شاعري که در محکوميت اون خواننده ي حيوان صفت</strong></p> <p style="text-align: center;"><strong>شعر گفتن عقب نمونم</strong></p> <p style="text-align: center;"><strong>ان شاءالله امام هادي عليه السلام اين دوبيتي رو از من روسياه قبول کنن</strong></p> <p style="text-align: center;"><img src="http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/27260071219128085849.jpg" alt="" /></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><strong>ما منتظريم تا که مهدي برسد</strong></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><strong>بر منتظران وقت خوش عهدي برسد</strong></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><strong><br /></strong></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><strong>گوييد به ملعون دو عالم شاهين</strong></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><strong>که منتقم امامِ هادي برسد</strong></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #ff0000;">__________ ________ ________</span></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #ff0000;">دوبيتي دوم :<br /></span></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><strong>حيوان صفتي يا خود شيطاني تو؟</strong></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><strong>دنيـــا همه فهميد چه ناداني تو</strong></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><strong><br /></strong></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><strong>توهين و جسارت به امام هـــادي؟!<br /></strong></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><strong>فرداست که مثل سگ پشيماني تو</strong></span></p> <p style="text-align: center;">_______ __________ ________</p> <p style="text-align: center;"><strong>پ .ن: در دوبيتي اول به جاي واژه ي نحس شاهين از واژگان ديگري </strong></p> <p style="text-align: center;"><strong>چون کفتار ، کرکس و خفاش هم ميتوان استفاده کرد!</strong></p> Fri, 18 May 2012 15:10:00 GMT پوستر نقي زيباترين نام جهان http://shimimohandes86.ParsiBlog.com/Posts/15/%d9%be%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%b1+%d9%86%d9%82%d9%8a+%d8%b2%d9%8a%d8%a8%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d9%8a%d9%86+%d9%86%d8%a7%d9%85+%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/ <p style="text-align: center;"><img title="نقي بهترين اسم دنيا" src="http://up98.org/upload/server1/02/j/lg46kna5iepif29s76ir.jpg" alt="نقي بهترين اسم دنيا" width="500" height="708" /></p> <p style="text-align: center;">(به نقل از بچه هاي قلم)</p> Fri, 18 May 2012 10:07:00 GMT دريافت كد مداحي شهادت امام هادي عليه السلام http://newskadeh.ParsiBlog.com/Posts/320/%d8%af%d8%b1%d9%8a%d8%a7%d9%81%d8%aa+%d9%83%d8%af+%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%ad%d9%8a+%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa+%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85+%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%8a+%d8%b9%d9%84%d9%8a%d9%87+%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/ <div style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><img src="http://hadimazinani.persiangig.com/image/pic18.jpg" alt="" width="440" height="330" /></span></div> <div style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><a href="http://islamdinehagh.blogfa.com/post-365.aspx" target="_blank">دريافت كد مداحي شهادت امام هادي عليه السلام</a></span></div> Fri, 18 May 2012 10:05:00 GMT نامه اي به خدا http://benoor.ParsiBlog.com/Posts/54/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87+%d8%a7%d9%8a+%d8%a8%d9%87+%d8%ae%d8%af%d8%a7/ <p></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;">هو الرازق </span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;">وقتي نام خدا را مي آوريم ديگر نيازي به هيچ گونه مقدمه چيني نيست . خداي رازق خودش مقدمه ي هر گفته و ناگفته اي است . ديشب وقتي با محمد از کوچه پس کوچه هاي شهر رد ميشديم و به اين همه ساخت و ساز رو نگاه ميکردم همزمان شده بود با لحظات اذان مغرب . يکهو انگاري که دستم در دست خدا باشد و بخواهم برايش درد دل کنم ، بلند بلند شروع کردم به حرف زدن . بدون اينکه توجه کنم مردمي هستند که از کنارم رد ميشوند :</span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;">سلام خدا . وقت داري ؟ خدا تو گفتي ازدواج کنيم تا سنت پيغبرت ادا بشه .گفتي بقيه مسائل به عهده خودت هستش و ما اگه همت کنيم تو هم راه رو باز ميکني . &nbsp;ما هم تو جوونيمون راه پيغمبري رو رفتيم . الان بيشتر از يک ساله عروسي کرديم اما هنوز نه کارمون ثابت شده نه وضعيت خونمون . الانم که صاحبخونه داره ميگه 6 ماه مونده به اتمام قرارداد بلند بشيم . خوب خدا تو که ماشااله اون همه داري و اون همه کار ازت بر مياد . حالا نميشه يه خونه به ما بدي و يه کار ؟ خوب از کريم به اندازه ي کرامتش گفتن بخواه . تو هم که خداي کرامتي . </span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;">بعد به محمد نگاه کردم و گفتم : يعني خدا صدامو شنيد ؟ راستي کرامته خدا چقدره ؟ نکنه الان بگه اين بنده ي من چقدر پررو هستش ؟ محمد ممکنه من و تو صاحب يه خونه بشيم و بعدش ديگه نگرنيمون اين باشه که چطور ميشه به ديگران کمک کرد ؟ . . . </span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;">تو همين فکرا بودم که رسيديم خونه ي بابام اينا . شب که برگشتيم ، اومدم نت و با يه دوستيحرف ميزدم که ناخود اگاد اين موضوع خونه و مسکن مهر و اينا مطرح شد . اون بنده خدا گفت من به دوسه تا آشنا ميسپارم توکل به خدا کارتون انشااله درست ميشه . فرداش که تماس گرفت باهام ، گفت فلاني ! يه نامه ي درخواست بنويس و شرايط زندگي خودت و همسرت رو توش بگو . بنويس که چه مشکلاتي دارين . بنويس که تا کي وقت دارين . بنويس چقدر الان پول تونستين جور کنيد ..... گفتم باشه مينويسم . اما مخاطبش کي باشه ؟ گفت بنويس حالا تا بعد مخاطبش رو هم ميگم .... </span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;">تلفن رو که قطع کرد ، ياد حرفاي ديروزم به خدا افتادم . ياد اين که مگه ديروز مخاطبه من خدا نبود ؟ خوب چرا من دنبال مخاطب ميگردم ؟ براي خود خدا نامه مينيسم :</span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;">سلام خدا . احترامن به عرض ميرساند..... نه نه نه. . . خدا رفيق تر از اين حرفاست . با خدا که نبايد اينطوري کتابي و رسمي حرف زد . </span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;">سلام خدا . من و محمد داره دوسال از عروسيمون ميگذره . دوساله به بنده هات رو نزديم . حتي به پدر و مادرمون . حالا هم اومدم با خودت درد و دل کنم . خدا اينجا به آدم ميگن برو ازدواج کن ما وام ميديم . اما نميگن برا وامتون ضامن لازمه . نميگن وقتي وام خواستي بگيري بايد کاري داشته باشي که بتوني قسط هاش رو بدي . خدا اينجا کرايه خونه ها قانون نداره . هر کي صابخونه هست و هر کي زورش بيشتر بود بيشتر ميتونه ازت کرايه بگيره . هر وقت دلش بخواد ميتونه بگه از خونم بلند شو . مثل ما که الان 6 ماه جلوتر بهمون گفته بلند شو خونم رو ميخوام . خدايا اينجا انقدر گاهي بهت فشار مياد که بعد از 3 سال براي زيارت قم هم نميتوني بري چون ميترسي اگه مرخصي بگيري همين کاري رو هم که تازه قرارداد بستي از دست بدي . خدايا اينا رو بنده هات نميگم . به خودت ميگم . به تو که ميگي زندگي مشترک و شوع کنيد و از کم بودن داراييتون نترسيد که من خودم رزاقم . خدا اينجا مسکن مهر رو هم به اين راحتي ها بهت نميدن . بعد از 4 سال ثبت نام&nbsp;هنوز خبري از خونه دار شدنه آدمايي مثل من نيست . خدايا اينجا جمهوري اسلاميه ولي انقدر زندگي متاهلي آدمو توي تنگنا قرار ميده که خيلي از جوونا حتي بعد از 30 سالگيشون هم تن به ازدواج نميدن . چون بيکاري و بيخونه بودنه من و محمد رو ميبينن . خدايا راستي خبر داري چند تا جوون عين من و محمد به اميد خودت زندگيشون رو شروع کردن ؟ خدايا اما با همه ي اينا بازم شکرت ميکنيم . چون هنوز تو رو داريم که دلگرمي سختي هامون باشي . </span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;">تو گفتي که در قلبه شکسته جاي داري.......شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن .......</span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;">خدايا جز براي خودت براي کسي نامه نمينويسم . خودت داري ميبيني که خونه نداريم . خودت داري ميبيني وام گرفتن ضامن ميخواد . خودت وضعيت کارمون رو خبر داري . خودت وضعيت اقتصادي جامعه رو ميبيني . ميخوام اينا رو بهت بگم تا خودت با وعده هاي خودت حساب کتاب کني . ببينم با حساب و کتابت جور در مياد ؟ </span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;">ميدونم خدا همه اينا رو ميخونه و ميدونه . ولي خوب از خداي خودم انتظار دارم وقتي من رو آورده توي اين دنيا سختي هاي دنياش رو هي به رخم نکشه . </span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;">خدايا ميدوني چند تا جوون شروع زندگيشون با استرسه ؟</span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;">راستي چرا ؟</span></p> Thu, 17 May 2012 23:37:00 GMT العبــــد http://lellah.ParsiBlog.com/Posts/80/%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%a8%d9%80%d9%80%d9%80%d9%80%d8%af/ <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;"><img src="http://up.vatandownload.com/images/91gszplkaicgw4herivz.gif" alt="" width="426" height="601" /></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;"><br /></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-size: small;"><span id="bodyHolder_newstextDetail_nwstxtBodyPane">مي&zwnj;گفت: اگر در بالاترين حد ترقي باشي و ببيني کودکي، </span></span></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-size: small;"><span id="bodyHolder_newstextDetail_nwstxtBodyPane">آجري جلوي پاي نابينايي مي&zwnj;گذارد تا او زمين بخورد و کودک بخندد و تو فقط يک لبخند زدي، </span></span></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-size: small;"><span id="bodyHolder_newstextDetail_nwstxtBodyPane">همين کافي است تا تو را با مغز از آن بالا به پايين اندازد.</span></span></span></p> <p style="text-align: center;">&nbsp;</p> <p style="text-align: center;"><span id="bodyHolder_newstextDetail_nwstxtBodyPane">بعد از رحلت پدرم آقايي گفت: چند سال قبل به معاونت صدا و سيما رفتم و به ايشان اعتراض کردم چرا نماز آيت الله بهجت را نشان نمي&zwnj;دهيد؟ </span></p> <p style="text-align: center;"><span id="bodyHolder_newstextDetail_nwstxtBodyPane">گفت: فيگور آقاي بهجت براي تلويزيون مناسب نيست!!!</span></p> <p style="text-align: center;">&nbsp;</p> <p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;">به نقل از فرزند آيت الله بهجت</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-size: small;"><br /></span></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-size: small;"><br /></span></span></p> Thu, 17 May 2012 01:01:00 GMT أين الرّجبيون؟ http://smmsadri.ParsiBlog.com/Posts/41/%d8%a3%d9%8a%d9%86+%d8%a7%d9%84%d8%b1%d9%91%d8%ac%d8%a8%d9%8a%d9%88%d9%86%d8%9f/ <p><img style="float: left;" title="ماه رجب" src="http://www.up.98ia.com/images/8ewpip08avzra366cos7.jpg" alt="رجب" width="220" height="314" /></p> <p><span style="font-size: small;">نويسنده: <span style="color: #ff0000;">سيد&zwnj;محمد&zwnj;مهدي صدري</span><br />نم نم باران رحمت خدا مي&zwnj;چکد از ديدگان؛<br /> آغوشي گرم باز مي&zwnj;شود دوباره به سوي بندگان؛<br /> بساط اسپند و گلاب مهيا کنيد به شکرانه&zwnj;ي لطف آن مهربان؛<br /> باز عطر و بوي ميهماني به مشام مي&zwnj;رسد از کوچه پس&zwnj;کوچه&zwnj;هاي شهرمان.<br /> يعني که اي عاشقان!<br /> باز کرده خدا دوباره درهاي آسمان؛<br /> و اي گنه&zwnj;کاران!<br /> بشتابيد به سوي سفره&zwnj;ي ماه رمضان.<br /> به اميد آن&zwnj;که شايد برسيم به روح و ريحان و رضوان.<br /> **********<br /> سلام بر ماه ملاقات با خدا؛<br /> سلام بر لحظه&zwnj;هاي نيايش و دعا؛<br /> سلام بر نگاه&zwnj;هاي ملتمس سحرگاه و سيل سرازير اشکها.<br /> سلام بر پينه&zwnj;هاي جبين، سجاده&zwnj;ها و مُهرها.<br /> سلام بر سفره&zwnj;ي بي&zwnj;آلايش مؤمنين بي&zwnj;ادعا.<br /> سلام بر مهدي زهرا، آن سفره&zwnj;دار مهربان و با صفا.<br /> سپاس که دگرباره نسيم روح&zwnj;بخش سحر و افطار مي&zwnj;نوازد روح و جان مرا.<br /> **********<br /> گاه&zwnj;گاهي نسيم رحمت الله مي&zwnj;وزد بر شوره&zwnj;زار دل&zwnj;هامان.<br /> بايد هوشيار بود و خود را عرضه کرد بر آن.<br /> رجب، شعبان، رمضان، محرم، گاه نماز، جهاد و هرگاه تکليفي باشد، وزيدن&zwnj;گاه نسيم است آن هنگام.<br /> حديث "إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا"<span style="font-size: x-small;"><sup>[1]</sup></span> کلامي است از نبي مکرم اسلام؛<br /> يعني اي ابناء &zwnj;آدم! دريابيد نسيم&zwnj;هاي قدسي را در اين ايام؛<br /> رجب، مقدمه&zwnj;ي شعبان است و هر دو پيش&zwnj;نيازند براي درک ماه مبارک رمضان.<br /> امروز نسيم رجب مي&zwnj;وزد و فردا، نسيم شعبان و رمضان.<br /> بترسيم از فردائي که نه رجب در کار باشد، نه شعبان و نه رمضان؛<br /> و نه حتي نَفَسي براي جبران.<br /> **********<br /> رجب، ماه خدا، شعبان ماه نبي خدا و رمضان ماه بندگان خدا است.<br /> همه&zwnj;ي ماه&zwnj;ها را نسبتي با خدا است؛<br /> اما رجب، قرابتش با خدا بيشتر است!<br /> چه&zwnj;آن&zwnj;که اين ماه مختص خدا است.<br /> بهشت ارزاني روزه&zwnj;داران رجبيه است.<br /> تمثل بهشتي رجب، نهري است سپيد&zwnj;تر از شير و شيرين&zwnj;تر از عسل که تحفه&zwnj;ي صائمان رجب است.<br /> روزه&zwnj;ي سه روز آخرين رجب امان&zwnj;نامه&zwnj;ي سکرات مرگ، عذاب قبر، هول قيامت و جواز عبور از صراط است.<br /> **********<br /> آن&zwnj;گاه که رستاخيز بپا شود، سروشى از عرش ندا مى&rlm;دهد: "أيْنَ الْرَّجَبيّون؟"<br /> کجايند رجبيون؟<br /> پس خدا کند که نباشيم از جاماندگان قافله&zwnj;ي رجبيون.<br /> حتي اگر توفيق روزه&zwnj;داري حاصل نشد، هر روز صد بار زير لب بخوانيم اين تسبيح را تا دريابيم ثوابي معادل رجبيون:<br /> "سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِيلِ، سُبْحَانَ مَنْ لَا يَنْبَغِي التَّسْبِيحُ إِلَّا لَهُ، سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ، سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ&rlm;".<br /> **********<br /> حال که دست نياز بندگان دراز است؛<br /> و درخانه&zwnj;ي خدا باز؛<br /> پس چه باک که گنه&zwnj;کارترين&zwnj;ها هم لب به استغفار گشايند و راز و نياز؟<br /> حال که رجب ماه استغفار امت است،<br /> چه خوب مي&zwnj;شود که پيوسته لبها مترنم به استغفار شود؛<br /> خداوند آمرزنده و مهربان است.<br /> -----------------------------<br /> <span style="font-size: x-small;">[1]بحارالأنوار/ج68/ص222</span></span></p> <p>&nbsp;</p> Wed, 16 May 2012 23:51:00 GMT خبرسازي يا خبررساني ! http://ANTIELTEQAT.ParsiBlog.com/Posts/91/%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%8a+%d9%8a%d8%a7+%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%8a+!/ <p><span style="font-size: small;"><br /></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;">اعوذ بالله من النفس الاماره و الشيطان الرجيم و اللعين...</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;">بسم الله النور...</span></p> <p><span style="font-size: small;">يا الله(ج)...يا ائمتي المعصومين(ص)...</span></p> <p><span style="font-size: small;">اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و النصر و العن و اهلک اعداءهم اجمعين...</span></p> <p><span style="font-size: small;">السلام عليکم...</span></p> <p><span style="font-size: small;">امروز خبري در اکثر خبرگزاري هاي(سايت ها) ارزشي پخش گرديد که باعث شگفتي بنده شد...و آن خبر مذاکره ي فرماندهي با اخلاص، بصير و دلاور سپاه قدس سردار حاج قاسم آقاي سليماني با دبيرکل ولايي و هوشمند و غيور حزب الله لبنان حضرت سيد حسن نصر الله بود که با تيتر هاي مانند توصيه هاي سردار سليماني به سيد حسن نصرالله و يا درخواست فرماندهي سپاه قدس از سيد حسن و از اين قبيل عناوين در اين سايت ها انتشار يافت...</span></p> <p><span style="font-size: small;">اين خبر که اول در خروجي سايت جوان آنلاين قرار گرفت و ديگر سايت ها نيز با کپي کردن آن و نقل آن در صفحات خود به اشاعه آن پرداختند...جالب آنکه سايتي مانند جوان آنلاين که با قطعاً بايد با ادبيات نظامي آشنا باشد در پاراگراف هاي متعدد اين خبر حاج قاسم سليماني را فرمانده نيروهاي قدس(نه نيروي قدس) ناميده است که اين نيز بجاي خود جاي تامل دارد...!!!</span></p> <p><span style="font-size: small;">نگارنده ي اين مطلب که منبعي براي خبر خود ذکر نکرده است با القاي اين تفکر که در درون حزب الله لبنان چند دستگي يا دو دستگي نسبت به ولايت پذيري وجود دارد(از طريق سخنان سردار سليماني) حتي در صورت صحت وجود چنين خبري خوراک رسانه اي خوب و مطلوبي براي بنگاه هاي صهيونيستي خبرپراکني دنياي استکبار ايجاد کرده است که جا دارد مسئولين امر خصوصاً مديرمسئول موسسه و روزنامه جوان بشدت با اين شخص يا اشخاص برخورد نمايند...</span></p> <p><span style="font-size: small;">جالب آنکه در فهم اين مطلب که خبر صحت و سقمي ندارد مي توان به اين موضوع اشاره نمود که در آخرين سخنراني دبيرکل حزب الله حضرت سيد حسن نصرالله(دامة برکاته) ايشان در مورد جنگ با رژيم صهيونيستي و تهديدات اين جرثومه فساد و غده ي سرطاني فرمودند:اگر يک خانه در ضاحيه(ضاحيه جنوبي منطقه ي امن حزب الله در جنوب بيروت) توسط رژيم صهيونيستي تخريب شود ما چند خانه را در تل آويو تخريب ميکنيم...اما طبق خبر مذکور سردار حاج قاسم سليماني(دام ظله) حزب الله را از حمله پيش دستانه به مواضع رژيم نامشروع صهيونيستي منع نموده است...!!!که اين يک پارادوکس عجيب در راه تاييد صحت خبر مي باشد...</span></p> <p><span style="font-size: small;">آنان که اخلاق و منش سردار سپاه اسلام فرماندهي عزيز سپاه هميشه پيروز قدس را مي شناسند مي دانند که ايشان اولاً هيچگاه از چنين ادبياتي مثل نقل کلمه افراطي گري در درون حزب الله و خودسرانه عمل کردن نسبت به نيروهاي حزب الله که تربيت يافته مکتب انقلاب مقدس اسلامي هستند استفاده نمي نمايند و ضمن آنکه اجازه نشر چنين اخباري را حتي در صورت صحت آن به هيچ احدالناسي نميدهند...و جمع اين تاملات اخير باعث ميگردد که در صحت چنين خبري شک و حتي به راحتي بتوان آنرا تکذيب نمود...دقايقي قبل نيز روابط عمومي کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در سايت سپاه نيوز اين خبر را قوياً تکذيب نمود...متن اين تکذيبه به شرح ذيل است:</span></p> <p><span style="font-size: small;"><strong><span style="color: maroon;">سپاه نيوز: در پي انتشار برخي اخبار مبني بر درخواست سردار سرلشکر پاسدار قاسم سليماني فرمانده نيروي قدس سپاه از دبير کل حزب الله لبنان در خصوص پيشگيري از حمله پيش دستانه به رژيم صهيونيستي و جلوگيري برخي ديدگاه هاي افراطي، روابط عمومي کل سپاه اين خبر را تکذيب کرد.&nbsp;</span><br /></strong>به گزارش سپاه نيوز؛ براساس تماس به عمل آمده، سرلشکر سليماني اين خبر را دروغي بزرگ و خبرسازي انحرافي توسط صهيونيست ها دانست...</span></p> <p><span style="font-size: small;">لذا خبرگزاري ها نبايد خود به خبرسازي مبادرت ورزند و اگر چنين شود که هر خبرگزاري تحليل خود و ترواشات ذهني خود را بجاي واقعيت و حقيقت جا زند آن زمان چه فرقي مي توان بين بي بي سي و فاکس نيوز و سي ان ان و العبريه(همان العربيه) و الجزيره و خبرگزاري هاي صهيونيستي ديگر با خبرگزاري هاي داخلي گذاشت...زيرا تفاوت اين خبرگزاري ها با خبرگزاري هاي ارزشي مسلماً تفاوت در دروغ و صداقت است...</span></p> <p><span style="font-size: small;">در پايان بايد به نکته اي در همين مورد اشاره نمايم که اگر ولي امر مسلمين و مستضعفين حضرت آيت الله العظمي امام خامنه اي(اروحنا له الفداء) جهان اراده ي جهاد ابتدايي را داشته و عمل به آنرا به قواي نظامي جمهوري اسلامي ايران فرمان دهند...حزب الله و گروه هاي مقاومت اسلامي ديگر وظيفه ي خود را در قبال اين دستور مي دانند و يقيناً اين گروه ها بدون اذن اولي الامر خويش هيچ حرکتي عليه شياطين عالم نخواهند کرد و آنروز که نيم اشاره اي از امامشان در اين باب وارد آيد جهان را براي مستکبرين و ايادي اينان به جهنم تبديل خواهند نمود...</span></p> <p><span style="font-size: small;"> </span></p> <p><span style="font-size: small;">التماس دعاي فرج مولا صاحب عصر و زمان(عج) و سلامتي و حفظ نائب بر حق ايشان ولي امر مسلمين جهان مقام عظمي ولايت مطلقه فقيه(تکويني و تشريعي) رهبر عاليقدر انقلاب مقدس اسلامي حضرت آيت الله العظمي امام خامنه اي(وجودي له الفداء) تا ظهور و بعد از ظهور و متعالي گشتن روح ملکوتي احياء کننده اسلام ناب محمدي(ص) حضرت امام روح الله موسوي خميني کبير(سلام الله عليه) و همه شهداي جبهه حق و حقيقت در کل تاريخ و همه علماي ولايتمدار و پيروزي و نصر دائم و مداوم جبهه حق بر باطل در همه شئون و عرصه ها...</span></p> <p><span style="font-size: small;">يا حق با حق تا حق...&nbsp;</span></p> Wed, 16 May 2012 22:59:00 GMT بعد مدتها http://aghloaghel.ParsiBlog.com/Posts/51/%d8%a8%d8%b9%d8%af+%d9%85%d8%af%d8%aa%d9%87%d8%a7/ <p>بسم الله الرحمن الرحيم</p> <p>بعد از مدتهاي مديدي امروز که اومدم پاي نت، با کمي وقت اضافي برخورد کردم؛ همه کارهاي لازم الانجامِ خودم رو به پايان رسوندم، همچنين سري زدم به انتخاب مطالب <a href="Mag">مجله پارسي نامه</a> که معرف حضور هست. به لطف ديگر دوستان دبير ديدم که فقط يکي دو مطلب در صف انتظار جهت بررسي باقي مانده که اونها رو بررسي کردم. خدا رو شکر کردم چون ديشب يادمه که قبل از اينکه برم (البته ديروز بعد از ظهر بود) بيش از 720مطلب باقيمانده در صف خودنمايي ميکرد. صفر شدن مطالب بعد از کمتر از دوازده ساعت نشان از زحمات خستگي ناپذير دوستان دبير در مجله است.&nbsp;</p> <p>همينطور که ميدونيد دوره دوم دبيري پارسي نامه در حال تمام شدن است و کساني که ميخواهند در دوره سوم مشغول به اينکار ارزشمند بشوند، هم ثبت نام کردند و ديروز هم کار ثبت نام به پايان رسيد.</p> <p>من هم بعد از يک مدت چند ماهه تونستم &nbsp;کليکي بر روي گزينه ارسال يادداشت جديد موجود در مديريت وبلاگم داشته باشم، سطوري رو براي شما قلم بزنم تا رقم بخورد !</p> <p>در اين شش ماه حرف براي گفتن زياد داشتم اما فقط يکي دوبار براي ارسال مطلب جديد خدمتتون رسيدم &nbsp;نه اينکه نمي&zwnj;توانستم بيشتر مطلب بزنم بلکه نمي&zwnj;خواستم به دلائلي که بايد بماند. امروز هم که ميخواهم مطلبي داشته باشم نوشتنم نمي&zwnj;آيد <img title="پوزخند" src="NoteEdit/tinymce/js/tiny_mce/plugins/emotions/img/169.gif" border="0" alt="پوزخند" /><img title="واااااي" src="NoteEdit/tinymce/js/tiny_mce/plugins/emotions/img/110.gif" border="0" alt="واااااي" /></p> <p>اما حالا که آمدم بد نيست برخي بايسته هاي دبيري رو از <em><span style="text-decoration: underline;">نظر خودم</span></em> براتون بنويسم شايد کمکي جهت ارزيابي دوستان کانديدا از خودشون، همچنين ديگر دوستان که ميخواهند راي بدهند باشد.</p> <p><strong>د</strong>بير بايد <strong>د</strong>اراي وقت کافي، ذهن باز و روح قوي همچنين آشناي نسبي به مطالب گوناگون بوده باشد.</p> <p>د<strong>ب</strong>ير بايد <strong>ب</strong>ه شأنيت خود، وظائف خود و شيوه برخورد صحيح با مسائل مربوط به حوزه کاري خود آشنا باشد.</p> <p>دب<strong>ي</strong>ر بايد <strong>ي</strong>ار پارسي نامه، پارسي بلاگ، نويسندگان صاحب وبلاگ و مديريت محترم بلاگستان باشد و نه بار اينها!</p> <p>دبي<strong>ر</strong> بايد <strong>ر</strong>اهنماي خوب و قابل اعتمادي براي نويسندگان و همراه آنان براي پيشبرد مقام و درجات نويسندگيشان باشد.</p> <p>باشد که بتوانيم دبيران خوبي را در دوره سوم دبيري پارسي نامه شاهد باشيم. تکرار اين نکته بد نيست که اين نوشته از طرف شخص نويسنده مطرح شده و هيچ ارتباطي با سيستم مديريتي پارسي بلاگ ندارد. سيستم مديريتي پارسي بلاگ روند انتخاب و تاييد صلاحيت خود را به همان طريق که در <a href="http://parsiname.parsiblog.com/Posts/12/">وبلاگ مجله پارسي</a> نامه مطرح نموده است ادامه خواهد داد.</p> <p>والسلام عيکم ورحمة الله وبرکاته.</p> <p>ميرزا هادي قمي/دبير دوره دوم مجله پارسي نامه&nbsp;</p> Wed, 16 May 2012 15:43:00 GMT آيت الله محمّد تقي بهجت فومني http://afarinesh19.ParsiBlog.com/Posts/408/%d8%a2%d9%8a%d8%aa+%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87+%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%91%d8%af+%d8%aa%d9%82%d9%8a+%d8%a8%d9%87%d8%ac%d8%aa+%d9%81%d9%88%d9%85%d9%86%d9%8a/ <p></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">&laquo;آيت الله العظمي محمّد تقي بهجت فومني&raquo; از مراجع تقليد شيعه در اواخر سال 1294 خورشيدي در شهر &laquo;فومن&raquo; (استان گيلان) به دنيا آمد و در 27 ارديبهشت سال 1388 در شهر &laquo;قم&raquo; درگذشت .</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">پدرِ &laquo;آيت الله بهجت&raquo;، سال ها قبل از به دنيا آمدنِ &laquo;محمّد تقي&raquo; به بيماري سختي مبتلا مي شود، امّا در عالم رؤيا يا بيداري، ندايي مي شنود بدين مضمون : &laquo;با اين مرد کاري نداشته باشيد، زيرا او، پدرِ محمّد تقي است .&raquo;</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">بعد از آن، بيماريش بهبود مي يابد و نام فرزند چهارم خود را &laquo;محمّد تقي&raquo; مي گذارد .</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">&laquo;محمّد تقي&raquo;، 16 ماهه بود که مادرِ بزرگوارش را از دست داد .</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">&laquo;آيت الله بهجت&raquo;، تحصيلات ابتدايي را در مکتب خانه ي &laquo;فومن&raquo; گذراند و در همان شهر به تحصيل مقدمات علوم اسلامي پرداخت و در سال 1348 در سن 14 سالگي راهي سرزمين &laquo;عتبات عاليات&raquo; شد و حدود 14 سال در &laquo;کربلا&raquo;، به تحصيل علوم ديني پرداخت و سپس در سال 1352، در شهر &laquo;نجف اشرف&raquo; قسمت هاي پاياني سطح را زيرِ نظر اساتيدي چون &laquo;آيت الله ناييني&raquo;، &laquo;حاج شيخ محمّد حسين غروي اصفهاني&raquo; و &laquo;آيت الله سيد علي قاضي&raquo; گذراند .</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">&laquo;آيت الله بهجت&raquo;، در ضمن تحصيل در حوزه علميه &laquo;نجف اشرف&raquo;، تدريس هم مي کرد و شاگرداني چون &laquo;علاّمه طباطبايي&raquo; پرورش داد .</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">بعد از پايان تحصيلات، در سن 30 سالگي، به &laquo;ايران&raquo; و به شهر &laquo;فومن&raquo; بازگشت و پس از چند ماهي، برآن شد که دوباره به حوزه ي علميه ي &laquo;نجف اشرف&raquo; برود . در راه، قصد زيارت حرم حضرت فاطمه المعصومه (سلام الله عليها) را کرد و سپس جهت اطلاع يافتن از وضعيت حوزه ي علميه &laquo;قم&raquo;، چند ماهي را قصد اقامت داشت . در طول مدّت اقامت در شهر &laquo;قم&raquo;، پس از خبر فوت استادان بزرگ &laquo;نجف اشرف&raquo;، يکي پس از ديگري، تصميم گرفت تا در شهر &laquo;قم&raquo; جهت تحصيل اقامت بکند و پس از چندي، برجسته ترين شاگرد علوم ديني در حوزه ي علميه ي &laquo;قم&raquo; شد .</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><strong><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">بيان حالات و کرامات</span></strong></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><strong>&nbsp;</strong></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">- شايد چيزي که در مورد &laquo;آيت الله بهجت&raquo; بسيار معروف است و افراد زيادي، ايشان را با اين ويژگي به ياد دارند، نمازهاي جماعت شورانگيزش باشد، نمازهايي که گاه با صداي گريه ي ايشان همراه مي شد و معنويتش در تمام نمازگزاران اثر مي گذاشت .</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;">&nbsp;</p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">- با يک واسطه از &laquo;شيخ عباس قوچاني&raquo;، نقل مي کنند که : محضرِ استادمان &laquo;ميرزا علي آقاي قاضي&raquo; بوديم، استاد فرمودند : شيخ محمّد تقي بهجت، نامه اي نوشته و در اين نامه، مسئله اي را سئوال کرده است : اگر کَسي 3 روز، روح را از بدن خارج کند، حال که روح به بدن بازگردد، آيا بايد قضاء نماز را به جاي آورد ؟</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">استاد بيان کردند که : من مطمئن هستم اين کار، کارِ خود شيخ محمّد تقي بهجت است و ايشان سيرِ ملکوتي داشته است .</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;">&nbsp;</p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">- آقاي حجتي، يکي از شاگردان آيت الله بهجت، نقل مي کند : روزي به همراه دوستم، در درس اصول استاد شرکت کرده بوديم . ايشان درباره ي انشاء و اخبار صحبت مي کردند . من آن زمان هنوز ازدواج نکرده بودم، اين سئوال در ذهنم مطرح شد که : آيا مي شود انسان در نمازش دعا بکند که خداوند، همسري شايسته به او عطاء بکند ؟</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">بلافاصله، آيت الله بهجت فرمودند : بله، انسان مي تواند در نمازش دست به دعا بردارد و بگويد : &laquo;اللّهُمَ اَرزُقني زَوجَهٌ صالحَهٌ&raquo;، &laquo;خدايا همسري صالح به من عطاء بکن .&raquo;؛ يا بگويد : &laquo;اللّهُمَ اَرزُقني وَلَداً بارَاً&raquo;، &laquo;خدايا فرزندي نيکوکار روزيم بکن .&raquo;</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">وقتي کلاس تمام شد، دوستم که همسر داشت، به من گفت : وقتي که صحبت از انشاء و اخبار بود، اين سئوال به ذهنم رسيد که آيا مي شود در نماز خداوند خواست که به انسان فرزند صالح بدهد، بلافاصله استاد جوابم را دادند .</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">معلوم شد که سخن آقا (آيت الله بهجت)، گوياي خبر داشتن از ضميرِ هر دو نفرِ ما بود !</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;">&nbsp;</p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">سفارش هاي آيت الله بهجت</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">- بارها براي طلاب و مردم گفته اند که : انسان هنگام نماز، بايد زنجير و سيمي دورِ خود بکِشد تا غيرخدا داخل نشود، فکرش را از غيرخدا منصرف بکند .</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">- اگر در خدمتِ امام زمان (عجلّ الله تعالي فرجه الشريف) باشيم و نباشيم، حضرت در فکرِ ما هست . حيف نيست ما از مولايمان غافل باشيم ؟!</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">- تبليغ عملي، تأکيد فراوان ايشان به &laquo;کونوا دُعاه الناس الي الله بغير السنتکم&raquo;، &laquo;با غير زبانتان، مردم را به سوي خدا دعوت کنيد !&raquo; بود .</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">- اگر بدانيم اصلاح امور انسان به واسطه ي &laquo;نماز&raquo; است، کار تمام است .</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">- توسّلات خيلي نافع است، به امامزادگان زياد سَر بزنيد، اين بزرگواران را فراموش نکنيد .</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">- رحمت الهي را در سحر و شب زنده داري بجوييد .</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">- چه خوب مي شود همه ي ما کارِ خوب خود را اندک ببينيم و کارِ خيرِ ديگران را بزرگ .</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">- زبان را کنترل بکنيم و بيست و چهار ساعت فکر و انديشه بکنيم .</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">- اگر آن قدري که بشر به جسمش اهميت مي دهد، به روحش هم توجه مي کرد، ديگر هيچ غم و غصه اي نداشت .</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;">&nbsp;</p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Yagut&quot;;">تهيه و تنظيم ... منيژه شهرابي</span></p> <p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: ;">&nbsp;</p> Wed, 16 May 2012 03:37:00 GMT انتخابات پارسي نامه و چند نکته http://royaye22.ParsiBlog.com/Posts/160/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa+%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d9%8a+%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87+%d9%88+%da%86%d9%86%d8%af+%d9%86%da%a9%d8%aa%d9%87/ <p style="text-align: justify;">ثبت نام داوطلبان سومين دوره انتخابات دبيران مجله پارسي نامه در حال انجامه و من چند نکته رو در اين مورد لازم دونستم که به دوستان عرض کنم، اميدوارم که مفيد باشه:</p> <p style="text-align: justify;">1- دوستان، کساني که در خودشون توانايي اين رو ميبينن که ميتونن تو اين کار موفق بشن ثبت نام کنن</p> <p style="text-align: justify;">2- خواهشمندم ساير کاربران پارسي بلاگ به انتخاب هاي دوستان احترام بگذارند و اعتراض هاي بيجا نکنند، و اگر اعتراض درستي هم دارند به مديريت پارسي بلاگ يا به سردبير ارجاع دهند</p> <p style="text-align: justify;">3- دبيران منتخب اينو بدونن که انتخاب نادرست مطالب دوستان در واقع همون حق الناس هست</p> <p style="text-align: justify;">4- شرکت دوستان در انتخابات به منزله اينه که اولا احترام ميگذاريم به اين روش فعاليت مدير پارسي بلاگ و ثانيا باعث ميشه که انتخاب هاي نااصلح کمتر اتفاق بيفته</p> <p style="text-align: justify;">در آخر هم از همه دوستان، مدير محترم پارسي بلاگ، و دبيران قبلي تشکر ميکنم</p> Wed, 16 May 2012 03:10:00 GMT جلوه اي که فاني نشود http://golaaabi.ParsiBlog.com/Posts/29/%d8%ac%d9%84%d9%88%d9%87+%d8%a7%d9%8a+%da%a9%d9%87+%d9%81%d8%a7%d9%86%d9%8a+%d9%86%d8%b4%d9%88%d8%af/ <p>&nbsp;</p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: x-large;">يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ</span></p> <p class="MsoNormal">&nbsp;</p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: large;">"مي خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند ، و خدا جز به کمال ، رساندن نور خود نمي خواهد هر چند کافران را خوش </span></p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: large;">نيايد</span>&nbsp; <span style="font-size: large;">"</span></p> <p class="MsoNormal">&nbsp;&nbsp;(سوره توبه آيه 32&nbsp;&nbsp;)</p> <p class="MsoNormal">&nbsp;</p> <p class="MsoNormal">&nbsp;</p> <p class="MsoNormal"><img title="امام هادي" src="http://up.vatandownload.com/images/zsl1idzuts5t5t4ptus.jpg" alt="" width="450" height="337" /></p> <p class="MsoNormal">&nbsp;</p> <p class="MsoNormal">&nbsp;</p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: medium;">چرا زبان طنز را برگزيده اند؟&nbsp;&nbsp;&nbsp;<br /> </span></p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: medium;">&nbsp;در فضايي که عقلانيت و منطق حاکم باشد بي شک حق و حقيقت آشکار مي شود. حال اگر صاحبان يک ايدئولوژي ببينند که در حال </span></p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: medium;">مقهور شدن در مقابل يک ايدئولوژي برتر هستند، بايد براي تن ندادن به اين شکست؛ فضاي رقابت را از عقلانيت و منطق تهي کنند. مثل </span></p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: medium;">تماشاگران طرفدار يک تيم فوتبال که وقتي مي بينند تيمشان ده تا گل خورده است و گلي نزده است، در دقايق پاياني بازي از نرده هاي </span></p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: medium;">ورزشگاه بالا مي روند و مي ريزند داخل زمين بازي و يک فصل مفصل داور و بازيکنان تيم پيروز را کتک مي زنند!!! اين دقيقا کاري است </span></p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: medium;">که صاحبان ايدئولوژي ليبراليسم در مقابل ايدئولوژي اسلام راستين مي کنند&nbsp;&nbsp;.<br /> </span></p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: medium;">&nbsp;البته ناگفته نماند که آثار طنز سخيف و ضد ارزشي که به صورت مداوم و روزانه در کشور توليد مي شوند و در عرصه ي مجازي و موبايل </span></p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: medium;">ها و ... دست به دست مي چرخند؛ به فرماندهان کاردان ناتوي فرهنگي که بر خلاف مسئولين فرهنگي ما، اوضاع فرهنگي کشورمان را </span></p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: medium;">به بهترين وجه رصد مي کنند، اين پيام را ارسال کرده است: بياييد در عرصه ي طنز سرمايه گزاري کنيد! هم با آن مي توان تمام ارزش </span></p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: medium;">هايي که موجب مقاومت اين ملت در مقابل فرهنگ استکبار شده است را به سخره گرفت و تضعيف کرد و هم الي ماشاء الله مشتريش </span></p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: medium;">زياد است&nbsp;&nbsp;!<br /> </span></p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: medium;">&nbsp;بهره گيري از تاکتيک طنز و تمسخر، امري با قدمت زياد است&nbsp;&nbsp;:<br /> </span></p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: medium;">&nbsp;يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ کَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون</span></p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: medium;">&nbsp;شايد ابتدا ي امر، اين آيه در ذهن ما گروهي را مجسم کند که کنار خيابان ايستاده اند و براي تفريح و سرگرمي به پيامبران متلک مي </span></p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: medium;">اندازند و قاه قاه مي خندند؛ ولي اگر در مقابل پيامبران، دشمنان حق و حقيقت را در نظر داشته باشيم؛ متوجه خواهيم شد که موضوع </span></p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: medium;">تمسخر، هرگز بي حساب و کتاب نبوده است و بي شک قسمت مهمي از برنامه ي مقابله با پيامبران الهي بوده است تا از گرايش مردم </span></p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: medium;">به ايشان جلوگيري شده و منافع طاغوتيان حفظ شود.</span></p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: medium;">چرا امام هادي؟</span></p> <p class="MsoNormal">&nbsp;</p> <p><span style="font-size: medium;">براي راه اندازي يک سلسله توهين، ابتدا بايد کمترين حساسيت را بر انگيخت تا بتوان فرصتي براي تنفس گرفت، فضا را سنجيد و کار را </span></p> <p><span style="font-size: medium;">ادامه داد. حالا اگر نعوذ بالله من و شما بخواهيم از ميان امامان معصوم يکي را براي اين موضوع انتخاب کنيم، کدام يک را بر مي گزينيم؟<br /> </span></p> <p><span style="font-size: medium;">&nbsp;يکي از اعضاي اين کمپين با زبان طنز، نادانسته از گوشه اي از دلايل اين انتخاب هوشمندانه رمزگشايي کرده است. " آخه خدا وکيلي </span></p> <p><span style="font-size: medium;">اين امام نقي چه گناهي کرده ؟ نه باباش امام رضا بوده؛ نه پسرش امام زمان هست ... "<br /></span></p> <p><span style="font-size: medium;">براي تامين هدف تضعيف اعتقاد شيعيان به مهدويت بايد درميان ائمه، امامي را انتخاب کرد که از لحاظ تاريخي کمترين ميزان اطلاع از او در </span></p> <p><span style="font-size: medium;">دسترس باشد و به زمان حيات امام زمان (عج) نزديک باشد تا از اين طريق بتوان به مخاطب اينگونه القا کرد که وقتي وجود و اهميت اين </span></p> <p><span style="font-size: medium;">امام، زير سوال است آيا اعتقاد به امامي که بيش از هزار سال سن دارد و قرار است بيايد و جهان را پر از عدل و داد کند زير سوال </span></p> <p><span style="font-size: medium;">نيست؟!</span></p> <p>&nbsp;</p> <p>&nbsp;</p> <p>&nbsp;</p> <p class="MsoNormal">&nbsp;</p> <p>&nbsp;</p> Wed, 16 May 2012 03:09:00 GMT اشعاري در پاسخ شطحيات نجفي http://parastu.ParsiBlog.com/Posts/30/%d8%a7%d8%b4%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d9%8a+%d8%af%d8%b1+%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae+%d8%b4%d8%b7%d8%ad%d9%8a%d8%a7%d8%aa+%d9%86%d8%ac%d9%81%d9%8a/ <p>&nbsp;</p> <p style="text-align: center;"><img title="شعر دوبيتي در پاسخ به اهانت شاهين نجفي" src="http://parastu.parsiblog.com/Files/54.jpg" alt="شعر دوبيتي در پاسخ به اهانت شاهين نجفي" width="412" height="203" /></p> <p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">اين دو دوبيتي در پاسخ به اهانت شاهين نجفي به مولايم سروده شدند، بي&zwnj;ترديد ياوه&zwnj;گويي&zwnj;هاي امثال اين کرکس صفت بر روشن&zwnj;تر شدن ناب&zwnj;ترين حقيقت عالم يعني گوهر ولايت خواهد انجاميد... ولايت خورشيد عالم تابي است که کوران عالم نه که نخواهند بلکه نمي&zwnj;توانند نور آن را درک کنند... <span class="st"><span dir="rtl">صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ...</span></span></span></span></p> <p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;"><span class="st"><span dir="rtl">شاهين نجفي! اي کلاغ مردار خوار و اي سگ دست&zwnj;آموز بيگانه! شيعه در انتظار فرا رسيدن مرگ تو لحظه شماري مي&zwnj;کند... تفنگي به دست ندارم اما به گلوله&zwnj;ي شعر و به تفنگ قلم سينه&zwnj;ي فاسد تو را هدف قرار مي&zwnj;دهم و به اميد گرفتار شدنت در پنجه&zwnj;هاي تيز انتقام مرگ نفس مي&zwnj;کشم...<br /></span></span></span></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">اي خصم بمان منتظر قاتل جانت</span></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">اي کور ببند فاسد و گنديده دهانت</span></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">اين تير رها سوي تو شد، کرکس ياغي</span></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">بيهوده گريزي، ندهد هرگز امانت</span></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: ;">&nbsp;</p> <p class="MsoNormal" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">شاهين تو نه&zwnj;اي، کرکس کوري</span></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">درگير خودي، مست غروري</span></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">تو زنده نه&zwnj;اي، مرده&zwnj;ي شيطان</span></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">فاسد جسدي، لايق گوري</span></span></p> Wed, 16 May 2012 02:53:00 GMT خاکسترمان سوخت . . . http://samee3vom.ParsiBlog.com/Posts/225/%d8%ae%d8%a7%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86+%d8%b3%d9%88%d8%ae%d8%aa+.+.+./ <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">_ </span>در راستاي محکوميت عمل ِ هتاک ِ بي شرم ِ مرتد :شاهين نجفي لعنت الله عليه<span style="color: #000000;"> _</span></span><br /></span></p> <p style="text-align: center;"><img src="http://up.vatandownload.com/images/oou4pbaxoxwc4p79in.jpg" alt="" width="304" height="190" /></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">دلم گرفته است </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">دلم کمي شبيه به دل ابوذر . . . وقتي که علي (عليه السلام) خانه نشين بود . . . </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">دلم کمي شبيه به نفس هاي اسماء. . . وقتي که&nbsp; شبانه بر تني آب ميريخت . ..</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">دلم کمي شبيه به غربت ِ حسن(عليه السلام) وقتي که صلحي را يپذيرفت . . .<br /></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">دلم کمي شبيه به هواي کربلا . . . وقتي که حسين(عليه السلام ) زير خنجر بود&nbsp; . . .</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">دلم کمي شبيه به تمام دلگرفتگي هاي تاريخ </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">گرفته است </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">دلم <br /></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">به عمق ِ زخم هاي 1400 ساله </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">مجروح است </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">دلم انگار <br /></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">هرلحظه <br /></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">11بار <br /></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">بوي خون ميگيرد و طعم ِ زهر </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">به اندازه ي هرم ِ آفتاب ِ بقيع ميسوزد </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">به بي نهايت ِ غم گرفتگي ِ <span style="color: #008000;">(سُرَّمن راي )*</span> غم دارد . . .</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">...<br /></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">هنوز گرد ويراني و غربت ِ حرم امامانمان به زمين ننشسته بود</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">هنوز چوبي ضريح ِ حرم عسکريين را باور نکرده بوديم <br /></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">هنوز پارچه ي سبز بالاي ضريح ...که جاي نقش و نگار طلاکوب و نقره کوب ... به حرمت حرمش آويخته بودند </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">در ذهن بي طاقت و چشم ناباورمان حک نشده بود </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">هنوز کسي&nbsp; <br /></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">خاکستر ِ&nbsp; دلمان را به باد نداده بود </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">که باز </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">دل نه <br /></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">خاکسترمان&nbsp; را سوزاندي. . .</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">دهانم از بي شرمي تو&nbsp; نه </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">دهانم از صبر خدا باز مانده&nbsp;</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">که چرا زمين اهلش را فرو نميبرد و آسمان زمين را </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">که چرا وانميدارد فرشتگانش را به لعن </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">که چرا ابابيل نميفرستد و نيل به هم نمي آورد </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">مگر نه اينکه مقام ِ امامت از نبوت بالاتر است </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">مگر نه اينکه امامانمان... پاره ي تن فاطمه ي زهرا(س) هستند </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">مگر نه اينکه خلقت کون و مکان به بهانه ي وجود اطهر فاطمه (س) است؟</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">. . . </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">پاسخش تکرار تاريخ است . . . </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">وقتي که جهان لياقت درک ِ معصوم را نداشت </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">وقتي که خدا&nbsp; قبر زهراي مرضيه را به گنجينه ي اسرار خلقت سپرد <br /></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">وقتي که دوازدهمين اختر را به پشت ابر پنهان کرد و برکت وجودش را با واسطه بر مردم فرو فرستاد </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">تا نتوانند فانوس ِ هدايتشان را بشکنند . . .</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">تعجب ندارد . . .</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">عذاب ِ معجزه آسايي در کار نيست </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">پاسخش تکرار تاريخ است </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">و حجتي که لحظه لحظه </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">همراه با تپش ِ عمر و نبض ِ نفس </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">بر مردم تمام ميشود </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">. . . </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">گنبدش . . . کيمياي دل است </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">دل غبار گرفته را طلا ميکند </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">توکه بر کبرياي مرقد امام ِ فقيران . . . قلم ِ هتک حرمت کشيدي </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">وبر قداست وجود الهي اش زبان کفر گشودي </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">تو که بي شرمي ات ارث ِ يزيد است و سيره ات کردار ِ معاويه&nbsp; </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">تو </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">چه ميفهمي . . .</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">امام رئوف يعني چه ؟!<br /></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">چه ميفهمي ملجا درماندگان يعني چه؟!</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">چه ميفهمي حج فقيران يعني چه . . .؟!</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">که&nbsp; اگر ميفهميدي </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">ارمني هم که بودي </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">دخيلت به پنجره فولاد بسته ميشد و گره ي زندگي ات باز </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">نصراني هم که بودي </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">محرم را زير علم ِ ابالفضل عباس (عليه السلام) سينه ميزدي </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">. . .</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">مسلمان و ارمني و نصراني نه </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">اگر ذره اي از طهارت فطرتت باقي مانده بود </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">با زبان نجست خود را با اشقي الاشقيا محشور نميکردي </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">ميشدي يهودي ِ مسلمان شده به دست پيامبر (صل الله عليه و آله )</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">که بر برکت وجود&nbsp; و مهرباني نگاه &nbsp; و&nbsp; نداي دلنشين نبي(ص)</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">شکمباره ميريخت </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">اما نقطه ي سفيد فطرتش </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">کورسوي اميد عاقبتش شد </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">ختم ِ به خير <br /></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">. . .</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">تو معناي رفتار و اذکار و اعمال مارا نميفهمي <br /></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">اما </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">من برايت فقط </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">راز "بابي انت و امي و نفسي و اهلي و مالي و عسرتي "&nbsp;</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">را ميگويم </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">اگر شيعه حق است و ما شيعه </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">به حقانيت اعتقاداتمان قسم </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">تا دستمان از وجود نحس کثيف و رجيم ات کوتاه است </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">به زبان و&nbsp; دل لعنت را روانه ي دنيا و آخرتت ميکنيم </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">و با قلم و زبان از مظلوميت شيعه با اقتدار دفاع ميکنيم <br /></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">و اگر دستمان به پليدي دستانت رسيد </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">لعنت خدا بر ماباد </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">اگر لحظه اي در واجب القتل بودنت شک کنيم </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">و به حکم الهي عمل نکنيم . . .</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">و در اين راه&nbsp;</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">پدر و مادر و نفس&nbsp; و مال و خانواده مان</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">فداي يک لحظه </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">غربت ِ امامانمان . . . </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;">--------------------</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;"><span style="color: #008000;">سُرِّ من راي *: همان سامرا است که به&nbsp; دليل آبادي و آب و هواي خوش&nbsp; اين شهر به نام سُرِّ من راي ناميده شده بود&nbsp;</span></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;"><span style="color: #008000;"><br /></span></span></p> Mon, 14 May 2012 02:24:00 GMT از سلمان تا شاهين http://KAFSHIN.ParsiBlog.com/Posts/554/%d8%a7%d8%b2+%d8%b3%d9%84%d9%85%d8%a7%d9%86+%d8%aa%d8%a7+%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%8a%d9%86/ <p>&nbsp;</p> <p><span style="background-color: #333399;"><span style="color: #ffffff;">با توجه به وجود برخي از ايرادات اين پست در تاريخ 24 ارديبهشت 91 بازسازي و مجددا با عنوان از سلمان تا شاهين پست شد</span></span></p> <p>در اواسط دهه 60 يک موجود خودشيرين و پليد به نام سلمان انيس رشدي پس از نوشتن تعدادي مقاله و داستان نسبتا توهين آميز&nbsp;و&nbsp;دشمن پسند و گرفتن جايزه نوبل ادبي در ميان سوت و کفهاي دشمنان دانا و شبه مسلمانان نادان داستان طنز گونه و هتاکانه آيات شيطاني را نوشت و تير خلاص را شليک کرد ، در اين&nbsp;لحظات حساس&nbsp;مقدسها که بي خبر بودند و خود را و دينشان را به قضا و قدر سپرده بودند و روشنفکرهاي مذهبي&nbsp;هم که تا حالا سکوت کرده بودند اين تجاوز آشکار را هم &nbsp;تحمل کردند تا اين چوبي که نرم نرمک&nbsp;وارد گلوي دين شده&nbsp;بود تا ته پيش برود و در ميان سوتها و کفها&nbsp;بشريت را خفه کند که ناگهان در اين ميانه روح خدا وارد کالبد بي جان لحظه ها شد آن پير جماراني نعره اي به وسعت همه کره&nbsp;مسکوني خدا سرداد ! مو بر تن کفتارها و روباه ها راست شد ، و کفتار به لانه خزيد</p> <p>اينها کارشان فحاشي است و فحش&nbsp;شعار است&nbsp;ريشه اش در منطق نيست که بشود نقدش کنيم&nbsp;، فحش&nbsp;هاي اين شکلي به چاشني يک يا چند هنر شيطاني آراسته مي شوند و تنها راه مقابله با فحشهاي هنرمندانه&nbsp;کشتن و کشته شدن است</p> <p>مدتي گذشت شير غريده بود اما از&nbsp;انتقامي که&nbsp;به لشکري از شيرهاي جوان سپرده بود خبري نبود و شيرهاي جوان به جاي&nbsp;پيدا کردن&nbsp;کفتار و روباه گاه به خوردن عسل معنويت بي دردسر و گاه&nbsp;به لاشه هاي صحرا کفايت کرده بودند ، کفتار ها و روباه ها که ديگر ماجرا را چندان جدي&nbsp;نمي گرفتند ،&nbsp;آرام آرام از مخفيگاه هايشان بيرون آمدند اما اين بار توله هاي رنگارنگي پس انداخته بودند که دست کمي از خودشان نداشت ، آنها هم مثل والدينشان يواش يواش پيش مي آمدند همه کلمه ها را تسخير مي کردند و جايزه مي گرفتند قبح و حيا کمرنگ نشان مي دادند و جايزه مي گرفتند از پائين به بالا مي آمدند از پوست شروع مي کردند و تا مغز را کرم مي انداختند</p> <p>چند سال پيش موجودي به نام شاهين نجفي در عرصه موسيقي متولد شد و اين توله کفتار ماجراجو و جوياي نام براي خوشايند عوام کاسه دردها و مشکلات مردم بر سر مددکاران بي نام و نشانشان خرد مي کرد تا خودي نشان بدهد دزدهاي واقعي را مخفي مي کرد و مالباخته ها دزد نشان مي داد ، کسي صدايش درنيامد ، سراغ احمدي نژاد رفت کسي صدايش درنيامد ، سراغ ملاها رفت کسي صدايش درنيامد&nbsp;سراغ ولي فقيه رفت کسي صدايش درنيامد ، ديگر مطمئن شد که آخرين پله اين نردبام را بالا رفته است از پشت بام شليک کرد ، تير خلاص براي شکستن حرمت هادي تير خلاص براي شکستن حرمت هدايت تير خلاص براي شکست حرمت علي ابن موسي&nbsp;عليهما سلام&nbsp;</p> <p>او چوب&nbsp;زيبايش را در آورده بود عصا موسي آنجا نبود که اژدها بشود و بسوزاند&nbsp;همه تعجب کرده بودند ، دهان فرهنگ باز مانده بود ، چوب وارد دهان فرهنگ شده بود و اهالي فرهنگ داشتند مزه مي کرند اين آبنبات است يا چوب شور ، چوب کلفت تر و کلفت تر&nbsp;مي شد و پيش مي رفت اين چوب ديگر بيرون نمي امد تا مجال نفس کشيدن باشد</p> <p>شاهين نجفي را بکشيد</p> <p>و اين بار آن مرجع عاليقدر شيعه فتواي فرموده که شاهين نجفي را بکشيد احتمال هم دارد براي انجام اين کار کشته بشويد اگر کشته شديد که بهشت ابدي در انتظار شماست و اگر کشتيد و گريختيد جايزه صدهزار دلاري و عزت و احترام در ميان شيعيان مولي علي ابن موسي الرضا</p> <p>و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون</p> <p>&nbsp;</p> Sun, 13 May 2012 14:48:00 GMT مكر موساد http://jedoabi.ParsiBlog.com/Posts/4/%d9%85%d9%83%d8%b1+%d9%85%d9%88%d8%b3%d8%a7%d8%af/ <p class="MsoNormal" style=" text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">يک پست ماليخوليايي، يک زشتخوي آمريکايي&nbsp;&nbsp; </span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">&nbsp;با نام اسقف در کليسا، در گورهي از بي خدايي</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal" style=" text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">بد سيرتي از نسل قابيل ،هم از نژاد شوم شداد</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">هم پيرو نمروديان در ،خود خواهي و شيطان ستايي</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal" style=" text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">منفور ابراهيم و موسي ،هم نيزعيسي و محمد</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">مزدور صهيونيست جاني ،در کافري و دين زدايي</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal" style=" text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">کفتار رفتاري به شکل ،انسان پست کينه توزي</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">در طاعت فرمان شيطان، محکوم بي چون و چرايي</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal" style=" text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">با قصد توهين بر محمد ،هم بر کتابي آسماني</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">سبقت گرفت از هرچه گستاخ، در خودسري و بي حيايي</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal" style=" text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">نامش بودجونز و پليدي ،مغرور در جهل مرکب</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">کز حيث عقل وفهم باشد ،در منتهاي بي نوايي</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal" style=" text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">از ترس وحدت بين اديان ،کرد از جفا توهين به قرآن</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">تا بين اديان الهي ،با فتنه اندازد جدايي</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal" style=" text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">او را نه دين باشد نه وجدان،نه کار او ماند به انسان</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">هرچند هم گاهي نمايد، اعمال ديني و ريايي</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal" style=" text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">چون داشت بغضي چند ساله، از دين خوش آيين اسلام</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">او خواست کز سوز دروني، با اين عمل يابد رهايي</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal" style=" text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">او با مرام طالباني ،يعني به قصد کينه جويي</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">خود را به گور نکبت انداخت، با وري و سر در هوايي</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal" style=" text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">شد يازده سپتامر او را، بهر جنايت يک بهانه</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">تا آنکه اين گونه نمايد، با ابلهي جولان نمايي</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal" style=" text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">اي برجهاي گشته نابود، بهر بيان راز موجود</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">فريادتان را بر سرآريد، با پر خروشي و رسايي</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal" style=" text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">تا بوش واربابان مستش، گردند رسواي جهاني</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">با اين همه نيرنگ بازي، در مسند فرمان روايي</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal" style=" text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">آبي بزن پيوسته فرياد، از اين همه نيرنگ و بيداد</span></span></span></strong></p> <p class="MsoNormal"><strong><span style="font-family: &quot;2 Baran&quot;;" dir="rtl"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman;">باشد که وجدانها بيابند، با مکر موساد آشنايي&nbsp;</span></span></span></strong></p> Sun, 13 May 2012 01:50:00 GMT زن، نماد همه زيبايي ها http://samamos.ParsiBlog.com/Posts/554/%d8%b2%d9%86%d8%8c+%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%af+%d9%87%d9%85%d9%87+%d8%b2%d9%8a%d8%a8%d8%a7%d9%8a%d9%8a+%d9%87%d8%a7/ <p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">خداوند داراي دو دسته صفات جلالي و جمالي است. خداوند صفات جلالي و جمالي خودش را در انسان وديعت گذاشت تا به عنوان خليفه الهي بتواند بر ما سوي الله پروردگاري و ربوبيت کند.(بقره، آيات 30 تا 33) بنابراين، انسان داراي همه کمالاتي است که خداوند از آن ها به عنوان اسماي حسناي الهي در قرآن ياد کرده است.(اعراف، ايه 108؛ اسراء، آيه 110؛ طه، آيه 8؛ حشر، آيه 24)</span></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اما هر يک از مرد و زن که زوج انسان را تشکيل مي دهند، با همه اشتراکات، تفاوت هايي نيز دارند که از آن ها به تفاوت هاي جنسيتي ياد مي شود. اين تفاوت ها هرگز به معنا نقص نيست، بلکه به معناي ظرفيت بخشي به انسان است تا بتوانند زن و مرد در کنار هم به کمال برسند. از اين روست که هرگز مرد و زن بي جفت شدن و زوجيت يابي به کمال مطلق نمي رسند و در حقيقت نوعي نقص در هر مرد و زني که مسير کمالي را بي زوج پيموده به چشم مي آيد. اين نقص همانند نقصي است که هر انساني بخواهد با ايمان وعمل شخصي به کمال برسد و راه کمال را از ايمان و عمل اجتماعي جدا کند و مسئوليت اجتماعي خود را در قبال دست کم ديگران به انجام نرساند و آنان را به ايمان و عمل صالح دعوت نکند و توصيه و سفارش ننمايد؛ چرا که چنين انساني از نظر قرآن انسان زيانکاري است که هرگز به مقصد نمي رسد.(سوره عصر)</span></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">خداوند همه موجودات هستي را جفت و زوج آفريده است.(ذاريات، آيه 49؛ نجم، آيه 45؛ قيامت، آيه 39؛ زخرف، آيه 12؛ يس، آيه 36) از جمله اين آفريده هاي الهي انسان است که آنان را نيز زوج و جفت آفريده است. هر مرد و زني کمال را در کنار هم درک و دريافت خواهند کرد و هرگز به تنهايي به کمال مطلق نخواهند رسيد. آرامش، آسايش، مودت، محبت و رحمت زماني نصيب انسان مي شود که زوج و جفت در کنار هم باشند و زن و مرد يک ديگر را کامل کنند و نواقص يک ديگر را برطرف نمايند.(روم، آيه 21)</span></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مرد هر چند که همه کمالات الهي را به عنوان صفت و اسم در اختيار دارد ولي فعليت آن نيازمند بهره مندي از کمالات زن است؛ هم چنين زن اگر چه همه کمالات الهي را داراست ولي او نيز نيازمند مرد است تا او را در اظهار اين کمالات ياري رساند.</span></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">خداوند تفاوتي را که ميان مرد و زن ايجاد کرده است ارتباط تنگاتنگي با جمال و جلال الهي دارد. مرد نمادي از جلال و عظمت الهي است؛ چنان که زن نماد جمال الهي مي باشد. جمع ميان جلال و جمال است که کمال را شکل و معنا مي بخشد.</span></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">زن در همه دوران زندگي اش، نمادهاي از لطافت و زيبايي است. در دختري نماد پاکي و عصمت و احساس و عواطف است و در دوراني که در نقش مادر ظاهر مي شود نماد مهر و عشق و محبت است و زماني که کودک را در آغوش مي گيرد و مادري را تجربه مي کند نماد و اوج جلوه فداکاري و ايثار است. همه زيبايي ها را مي توان در زن يافت؛ از زيبايي ظاهري تا زيبايي باطني در زن به اوج خود رسيده است. زن در صورت و سيرت جلوه جمال الهي است و اگر کسي بخواهد جمال الهي را بنگرد در صورت زن بنگرد و هر چه زن به کمال نزديک تر باشد اين زيبايي و جمال الهي در او نمايان تر است؛ چنان که فاطمه زهرا(س) در تماميت کمال جمال الهي است و زيبايي اش بهشت را معنا و روشنايي خاص مي بخشد به گونه اي که همه هستي شگفت زده مي شود.</span></span></p> Sun, 13 May 2012 01:47:00 GMT شرمنده ايم آقا http://ekhrajy.ParsiBlog.com/Posts/58/%d8%b4%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af%d9%87+%d8%a7%d9%8a%d9%85+%d8%a2%d9%82%d8%a7/ <p><span style="font-size: small;"><br /></span></p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">کمي که به مغزمان فشار بياوريم يادمان ميايد که پروژه اهانت از کجا کليد خورد درست سال2005 بود که يک کاريکاتوريست دانمارکي با چاپ تصاويري موهون مقدسات ما را به بازيچه گرفت در ان سالها چه کرديم نام شيريني دانمارکي را به گل محمدي تغيير داديم و کاممان را با ان شيرين کرديم و به خيالمان بسيار کار کرديم هرجا نشستيم گفتيم که بايد اقدامات لازم را براي جواب به اين حرکت توهين اميز انجام دهيم ، سفير دانمارک را احضار کرديم و مراتب ناراحتيمان به ان ابلاغ کرديم و فقط گفتيم ...دوباره يادمان رفت که چه حرف هايي زده بوديم و چه قول هايي داده بوديم اينبار فقط به فاصله ي دو سال با انفجار حرمين عسگريين يادمان انداختند مجالس عزا بر پا کرديم سينه زديم اشک ريختيم به دبير سازمان ملل نامه نوشتيم کمک هاي مردمي را براي بازسازي حرمين جمع کرديم &nbsp;و باز هم &nbsp;گفتيم که بايد کار را ريشه اي حل کرد همه جوره اين کار را محکوم کرديم روي منبرهايمان نماز جمعه تلوزيون اينترنت کار داشت خوب پيش ميرفت اما باز فقط گفتيم و اقدامي نکرديم اينبار سعي کرديم که با برپايي مراسمي هر ساله تاريخ انفجار حرميين شريفين را به ذهن بسپاريم که يادمان باشد که کاري بايد بکنيم اما فقط به ذهن سپرديم حالش را نداشتيم که کاري بکنيم دوباره در روزمره گي هاي خود غوطه ور شده بوديم که اينبار ماجراي سوزاندن قران کريم دادمان را دراورد و فقط دادمان را در آورد &nbsp;همه چيز را سپرديم به خود قران تا جوابشان را بدهد شديم مانند قوم بني اسرائيل که به موسي گفتند تو و خدايت برويد بجنگيد وقتي پيروز شديد خبر دهيد ما هم مياييم اين در حالي است که عده اي از برادران ما در افغانستان در مقابل توهين به قرآن و سوازندن آن توسط نظاميان آمريکايي با تمام هستي خود مي ايستند و دشمن با هليکوپتر به صفوف محکم آنها منور شليک مي کند و آنها هم چنان براي آرمانها و عقايد خود بيشترين هزينه ها را متقبل مي شوند. دو سه ماه پيش بود&nbsp; که عده اندکي از کاربران شبکه&zwnj;هاي اجتماعي در اقدامي هماهنگ و با محوريت گروهي که در شبکه اجتماعي &ldquo;فيس بوک&rdquo; ايجاد شد، به سخره گرفتن ارزش&zwnj;هاي شيعه به خصوص مقام بزرگ امام علي النقي(ع) را در دستور کار خود قرار دادند. با اين که اينبار بچه هاي سايبري دست به کار شدند و سعي کردند اقداماتي را براي مقابله انجام دهند اما شايد نبود يک استراتژي قوي مانع از بروز نتايج چشمگير شد شايد بهتر بود در موج هاي وبلاگيمان در دهه اي که بانام امام هادي راه اندازي کرديم از همان واژه امام علي النقي استفاده ميکرديم تا صفحات بيشتري از گوگل را به خودمان اختصاص دهيم بايد گونه اي عمل مي کرديم که کسي ديگر جرات نکند حتي فکر اهانت به مقدساتمان را به ذهنش ره دهد چه برسد که ان را در قالب هايي فراگير و جوان پسند همچون موسيقي به معرض نمايش بگذارد کاش اينبار يادمان بماند که بايد تا اخر بايستيم ، خواهران و برادران سايبري ام جهادي بزرگ پيش روست " حي علي الجهاد "</span></span></p> <p class="MsoNormal"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>آقا جان شرمنده ايم</strong><br /> </span><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ما براي شما به سر و سينه نمي زنيم. براي تان ويژه نامه منتشر نمي کنيم. اسم پسرهاي مان را نمي گذاريم نقي. داستان زندگي تان را نمي خوانيم. و چطور مي توانم بشمارم همه کوتاهي هاي مان </span><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">را</span></span>&nbsp;</span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><img title="شرمنده ايم آقا" src="http://afd.netau.net/photos/5bb03d440d35.jpg" alt="شرمنده ايم آقا " width="354" height="500" />.</span></p> Sat, 12 May 2012 18:52:00 GMT ميم، الف، دال و راء http://larzan.ParsiBlog.com/Posts/22/%d9%85%d9%8a%d9%85%d8%8c+%d8%a7%d9%84%d9%81%d8%8c+%d8%af%d8%a7%d9%84+%d9%88+%d8%b1%d8%a7%d8%a1/ <div><span style="color: #ff99cc;">مادر!</span> بيست روز که از جمادي ِ دوّم مي گذرد و جام جمالت ميان جماد و نبات و انسان مي درخشد، ديگر چه جايي براي اندک جُو ِ کم ارزش تقدير من باقي مي ماند؟</div> <div><span style="color: #ff99cc;">مادر!</span> دل، درد ِ دوري دارد و قلب عن قريب است از غربت ِ فراق تو قالب تهي کند. سينه سوز ِ دلتنگي تسبيح صبحگاهي ات را دارد مادر!</div> <div><span style="color: #ff99cc;">مادر!</span> ديواره گونه ها در انتظارند. به قلم موي سرخ لبهايت بگو آماده باشند که هنوز ردّ نقش هاي سرخ قبلي روي سينه گونه ها پيداست.</div> <div><span style="color: #ff99cc;">مادر!</span> اي که چشم هايت را از شدّت اشک ِ براي من شورآباد کرده اي! فرزند کوچکت شورآباد ِ چشم هايت را عشق آباد مي نامد.</div> <div><span style="color: #ff99cc;">مادر!</span> خدا چه دلي به تو داده است که از پشت فرسنگ ها فراق، غربت فرزندت را مي فهمي و تا وقتي پيشاني قربتم به لبهاي قرمزت نرسد روحت نفس راحت نمي کشد؟</div> <div><span style="color: #ff99cc;">مادر!</span> ميم، الف، دال و راء وقتي کنار هم مي نشينند ديگر فقط چهار تا حرف نيستند؛ چلچراغ درخشان عالم اند که روغن فروزنده يشان جان دلسوخته و مهربان مادران است.</div> <div><span style="color: #ff99cc;">مادر!</span> شب هاي بي تابي کودکي ام را گيسوي پريشان تو پُر مي کرد و لب هاي خشک تشنگي ام را پستان مهر و وفاي تو.</div> <div><span style="color: #ff99cc;">مادر!</span> واژه هاي پژمرده دست و ذهنم، شرمنده يک هزارم شبهاي دلشوريدگي و پريشاني قلب مهربانت شده اند.</div> <div><span style="color: #ff99cc;">مادر!</span> پاهاي مشلول روحم را دعاهاي شبانگاهي تو مگر شفا دهد و دستهاي دردمندم را مهر مردمک هاي ديده هاي تو.</div> <div><span style="color: #ff99cc;">مادر!</span> عکس ما را در درياي متلاطم ديده هايت راه ده که از کوير خشک کدورتها لبهايمان خشکه زده و تنهايمان خسته شده است.</div> <div><span style="color: #ff99cc;">مادر!</span> تا اسم تو به ميان مي آيد الفاظ دستپاچه مي شوند. لفظ ها را چه به تعريف از مقام تو؟!</div> Sat, 12 May 2012 18:49:00 GMT تقديم به مادرم ... http://mojtaba1370.ParsiBlog.com/Posts/273/%d8%aa%d9%82%d8%af%d9%8a%d9%85+%d8%a8%d9%87+%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85+.../ <p>&nbsp;</p> <p style="text-align: center;"><img src="http://www.ParsiBlog.com/PhotoAlbum/mojtaba1370/23.gif" alt="" width="300" height="435" /></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">باز باران ...</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">قصه اي ديرينه همراه گوهرهاي فراوان</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">زير باران رفتم</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">دمي از بازدمش بگرفتم</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">و خدا را اين سان به درونم خواندم</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">و چه زيباست نفسهاي پر از عطر خدا</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">و چه زيباست هواي اينجا</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">در کنار اين جوي</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">که پر از گريه اين گنبد نيلي شده است</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">باز هم ياد تو آمد به سرم</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">باز هم مهر تو آمد به برم</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">ياد باد آن شبها</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">ياد باد آن روزها</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">ياد باد آن دستها که پر از عشق و محبت شده بود</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">ياد باد آن چشمها</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">که پر از دلهره و نور صداقت شده بود</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">ياد آن خنده پر تکرارت</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">ياد آغوش محبت کارت</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">ياد غمخواري بي پايانت</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">ياد غم هات بخير</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">زير باران رفتم</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">همه را در گذر اين جاري ميبينم</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">آسمان جامه ابري دارد و چه تنگ است دلش</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">باز هم عکس مرا بي تو گرفت</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">باز جايت خاليست</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="color: #999999;">کاش پيشم بودي اي مادر ...</span></span></p> <p style="text-align: left;"><span style="color: #999999;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #800000;">"مجتبي ابوترابي"</span></span></span></p> <p>&nbsp;</p> Sat, 12 May 2012 18:46:00 GMT سيد در محضر مادر http://smalamdar.ParsiBlog.com/Posts/83/%d8%b3%d9%8a%d8%af+%d8%af%d8%b1+%d9%85%d8%ad%d8%b6%d8%b1+%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1/ <p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;">&nbsp;&nbsp;&nbsp; سلام سيد</span></p> <p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;">&nbsp;&nbsp;&nbsp; سلام مجتباي من</span></p> <p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;">&nbsp;&nbsp; سلام علمدار عشق</span></p> <p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;"><img title="شهيد علمدار" src="http://s2.picofile.com/file/7360908274/alamdar.jpg" alt="شهيد علمدار" width="750" height="400" /></span></p> <p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;">&nbsp;&nbsp; سيد امروز روز تولد حضرت زهرا (س) است </span></p> <p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;">&nbsp;&nbsp; سيد اگر امروز براي مادرمان مداحي کرديد</span></p> <p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;">&nbsp;&nbsp; سيد اگر امروز در حضور حضرت زهرا(س ) مدحشان را گفتيد</span></p> <p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;">&nbsp;&nbsp; سلام مرا هم به مادرمان برسان</span></p> <p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;">&nbsp;&nbsp; سيد شما بقية الشهداي سيدالشهدا بوديد</span></p> <p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;">&nbsp; &nbsp;سيد اگر محضر&nbsp;سيدالشهدا رسيديد سلام مرا به ايشان برسانيد</span></p> <p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;">&nbsp; &nbsp;سيد به آقا بفرماييد بخواه کربلايت را براي ما </span></p> <p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;">&nbsp;&nbsp; سيد به آقا بفرماييد مخواه حسرت کربلايت بماند به دل ما</span></p> <p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;">&nbsp; &nbsp;سيد شما سرباز امام زمان بوديد و هستيد و خواهيد بود </span></p> <p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;">&nbsp;&nbsp; سيد ميدانم که شايد به وقت ظهور آقا شما هم رجعت کنيد </span></p> <p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;">&nbsp;&nbsp; سيد شما پيش آقا آبرو داريد</span></p> <p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;">&nbsp;&nbsp; سيد ازآقا بخوا که مرا هم همچون شما براي خودش تربيت کند</span></p> <p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;">&nbsp;&nbsp; سيد دلم تنگ توست</span></p> <p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;">&nbsp;&nbsp; سيد...</span></p> <p>&nbsp;</p> Sat, 12 May 2012 13:08:00 GMT آغوش بهشتي! http://panel23.ParsiBlog.com/Posts/27/%d8%a2%d8%ba%d9%88%d8%b4+%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%8a!/ <p><span style="font-size: small;"><br /></span></p> <p align="right"><span style="color: #0000ff;"><span style="font-size: small;">با وضو بايد نوشت نام شما را،<span style="color: #ff0000;"> روح الله <span style="color: #0000ff;">را، و کبوتر دل را پرواز داد سمت حرم يار</span></span><span style="color: #0000ff;">&nbsp;&nbsp;.</span></span></span></p> <p align="right"><span style="color: #0000ff;"><span style="font-size: small;">براي ما که انقلاب اسلامي مان به نامِ مبارکتان در همه جاي دنيا شناخته شده است<sup>1</sup>، حتي به اندازه ي بر هم زدن بالِ مگسي هم حرفِ فلان فيلمسازِ غربيِ سوسيس خورده<sup>2</sup>! اهميت ندارد که خدا را شکر دشمنانِ ما احمق اند و ابتر، و مي شوند سبب خير و بيداري ملّت ها&nbsp;.</span></span></p> <p align="right"><span style="color: #0000ff;"><span style="font-size: small;">ما زنده ايم به نام و ياد شما، ما متولد مي شويم در سالروز ميلاد مادر و پسر.</span></span></p> <p align="right"><span style="color: #0000ff;"><span style="font-size: small;">نمي دانم چه سِري است در چرخش روزهايِ سالِ قمري؟ امّا اين بار منّت بر سر بهار گذاشتيد و پيچيد عطر بهشت در<span style="color: #ff0000;"> 23</span> ارديبهشت.</span></span></p> <p align="right"><span style="color: #0000ff;"><span style="font-size: small;">ما چون زمينيم در مقابل وجود خورشيديِ شما، ما اگر دور شما نگرديم، زندگي برايمان بي معناست.</span></span></p> <p align="right"><span style="color: #0000ff;"><span style="font-size: small;">ما چادري ها بايد پهلويمان درد دين داشته باشد تا زهرايي شويم<sup>3</sup>.</span></span></p> <p align="right"><span style="color: #0000ff;"><span style="font-size: small;">آري! اين است رمز ما :<span style="color: #ff0000;"> يا زهـــــــــرا (س</span><span style="color: #ff0000;">)</span></span></span></p> <p align="right"><span style="color: #0000ff;"><span style="font-size: small;">سلام ميدهيم از راه دور بر چهره ي پر نور</span></span></p> <p align="right"><span style="color: #339966;"><span style="font-size: small;">...::: السلام عليک يا روح الله :::...</span></span></p> <p align="right"><span style="color: #0000ff;"><span style="font-size: small;"><img title="عشق الهي" src="http://www.up98.org/upload/server1/02/j/fbvgrfdmz8waupwx7b0w.jpg" alt="سلام بر روح الله" width="472" height="669" /></span></span></p> <p align="right"><span style="color: #0000ff;"><span style="font-size: small;">ما بوسه مي زنيم بر دستان پر مهر و وجود سرشار از عشق مادرانِ شهدا، ما هنوز هم به آغوش بهشتي شان محتاجيم، محتاجيم به بوي بهشت، به <span style="color: #ff0000;">شهدا</span></span></span></p> <p align="right"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-size: small;">روز مادر بر مادران شهدا و تمامي مادران سرزمينم ايران مبارک.</span></span></p> <p align="right"><span style="color: #0000ff;"><span style="font-size: small;"><img title="مادر" src="http://www.up98.org/upload/server1/02/j/c3llwcs6z41tkjnoaf46.jpg" alt="آغوش بهشتي!" width="480" height="373" /></span></span></p> <p class="MsoNormal" align="right"><span style="font-size: xx-small;"><span style="color: #800080;"><span style="font-size: x-small;">پ . ن :</span></span></span></p> <p class="MsoNormal" align="right"><span style="font-size: xx-small;"><span style="color: #800080;"><span style="font-size: x-small;">1- امام خامنه اي</span></span></span></p> <p class="MsoNormal" align="right"><span style="font-size: xx-small;"><span style="color: #800080;"><span style="font-size: x-small;">2-&nbsp;شبکه نمايش با پخش فيلم آمريکايي به نام &rdquo;&nbsp;<strong>سوسيس کانادايي</strong>&nbsp;&rdquo; توهين بيشرمانه اي به حضرت امام خميني(ره )بنيانگذار انفلاب اسلامي ايران نمود.</span></span></span></p> <p class="MsoNormal" align="right"><span style="color: #0000ff;"><span style="font-size: xx-small;"><span style="color: #800080;"><span style="font-size: x-small;">3-پيامک</span></span></span></span></p> <p class="MsoNormal" align="right"><span style="font-size: small;"><br /></span></p> <p>&nbsp;</p> Sat, 12 May 2012 12:41:00 GMT بهترين http://sobi.ParsiBlog.com/Posts/59/%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%d9%8a%d9%86/ <p style="text-align: center;">سلام به بهتريني که هميشه به ياد ما بوده ولي ما فقط گاهي يادش کرديم</p> <p style="text-align: center;">سلام بر بهتريني که تو زمان کودکي گهگاهي بهمون اخم کرده و مام با دل بچگونمون از دستش ناراحت شديم</p> <p style="text-align: center;">سلام به بهتريني که تا يه مقدار هوا سرد مي شد مقدار مراقبتش از ما ده برابر مي شد</p> <p style="text-align: center;">سلام به بهتريني که اگه متوجه ميشد دماي بدنمون 1 درجه زياد شده،&zwnj; خودش يه تب اساسي مي کرد</p> <p style="text-align: center;">سلام به بهتريني که هيچ وقت روزش بدون ما شب نشد</p> <p style="text-align: center;">سلام به بهتريني که وقتي بهش ميگفتيم اجازه هست بريم اردو؟ واسه دل کوچيکمونم که شده اجازه ميداد ولي تا برگرديم دلش آروم نمي شد</p> <p style="text-align: center;">سلام به بهتريني که وقتي اجازه رفتن به اردو نميداد کلي هوامون و داشت تا آب تو دلمون تکون نخوره</p> <p style="text-align: center;">سلام به بهتريني که موقع تصميم گيري هاي بزرگ سعي مي کرد کمکمون کنه تا درست تصميم بگيريم، اما ما جوونا معمولا تو دلمون ميگيم اونا نسل دومي هستن و ما رو درک نمي کنن</p> <p style="text-align: center;">سلام به بهتريني که وقتي سرمون به خاطر تصميم اشتباه به سنگ مي خوره، زخم سرمون رو مي بنده</p> <p style="text-align: center;">سلام به بهتريني که خيلي از وقتا درکش نکرديم،&zwnj; اونوقت بهش انگ درک نکردنمون رو مي زنيم</p> <p style="text-align: center;">سلام به بهتريني که از بچگي دنبال باغاي بهشتي زير پاش مي گشتيم</p> <p style="text-align: center;">سلام به بهتريني که ناشناخته هستش و صداشم در نمياد</p> <p style="text-align: center;">سلام به بهتريني که هميشه برامون بهترين بود ولي نفهميديم</p> <p style="text-align: center;">و در آخر سلام به بهتريني که بهترين بود و هست</p> <p style="text-align: center;">بهترينم روزت مبارک</p> <p style="text-align: center;">(&zwnj;اين کليپ حجم خاصي نداره ولي فوق العاده هستش، دانلودش نکني ضرر کرديا، <a href="http://video.baranpatogh.com/videos.php?vid=85b371021" target="_blank">اينم لينک دانلودش</a> )</p> Sat, 12 May 2012 05:40:00 GMT من هديه نميخوام http://mehraban63.ParsiBlog.com/Posts/28/%d9%85%d9%86+%d9%87%d8%af%d9%8a%d9%87+%d9%86%d9%85%d9%8a%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%85/ <p><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">باز هم روز مادر. نشد که خدمتش برسم</span></p> <p><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">گوشي رو برداشتم و در اين شب ولادت بهش تبريک گفتم...</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="color: #339966;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شرمنده ديگه نشد خدمت برسم</span></span></p> <p><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">گفتم: ميخواي هديه ات رو برايت پست کنم؟</span></p> <p><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">گفت: <span style="color: #0000ff;">من هديه نميخوام فقط سلامتي و موفقيت شما رو از خدا ميخوام</span></span></p> <p><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دلم سوخت و بيشتر ميسوزه وقتي که به ياد مي آورم:<br /></span></p> <p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دوران کودکي و نوجواني را</span></span></p> <p><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">چقدر از دستشان ناراحت ميشدم!</span></p> <p><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">چقدر دلشان را سوزاندم!</span></p> <p><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">چرا مطابق ميل من رفتار نميکنند؟</span></p> <p><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="color: #0000ff;">الان ميفهمم!</span><br /></span></p> <p><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">خوانندگاني که خود پدر و مادر هستند ميفهمند!</span></p> <p><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">وقتي پدر شدم، </span></p> <p><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">حس پدر و فرزندي را چشيدم</span></p> <p><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و قطعا نو مادران هم!</span></p> <p><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فهميدم وقتي که شب تا صبح را بيداري کشيدم </span></p> <p><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و حرص و جوشش را خوردم</span></p> <p><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">وقتي که حاضرم خاري به پايش نرود و به جاي او خودم آسيب ببينم</span></p> <p><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">وقتي که....</span></p> <p><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">چگونه زحمات آنها را جبران کنم؟</span></p> <p><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مواظب باشيم</span></p> <p><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بعضي وقتها خيلي زود دير ميشود!</span></p> <p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="color: #333399;"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;">امام صادق عليه السلام:</span></span></p> <p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #4f6228;">مَنْ&rlm; نَظَرَ إِلَى&rlm; أَبَوَيْهِ&rlm; نَظَرَ مَاقِتٍ وَ هُمَا ظَالِمَانِ لَهُ لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ لَهُ صَلَاةً</span><span style="color: #4f6228;">.</span></span></span></p> <p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #4f6228;"><span style="color: #3366ff;">کسي که به پدر و مادر خود با عصبانيت و بغض نگاه کند</span></span></span></span></p> <p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #4f6228;"><span style="color: #3366ff;">(و آن پدر مادر در حق او ظلم هم کرده باشند)</span></span></span></span></p> <p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #4f6228;">خداوند نماز او را قبول نميکند!<br /></span></span></span></p> <p style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="color: #999999;">&nbsp;اصول كافي، ج&rlm;2، ص: 349</span></span></span></p> <p style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پ.ن: نگاه به گنبد حضرت معصومه سلام الله عليها کردم</span></p> <p style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">آهي کشيدم</span></p> <p style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">کاش ميشد مادر خطابت کنم</span></p> <p style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و شما نيز مرا فرزند<br /></span></p> <p style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">از 14 سالگي مهمانت شدم</span></p> <p style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">جسارت کردم و با همه بي لياقتي يک طرفه مادر خطابت کردم<br /></span></p> Sat, 12 May 2012 05:29:00 GMT رقعه اي به مادرم http://mbmshagh.ParsiBlog.com/Posts/38/%d8%b1%d9%82%d8%b9%d9%87+%d8%a7%d9%8a+%d8%a8%d9%87+%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85/ <p>&nbsp;</p> <p>بسم الله الرحمن الرحيم</p> <p>نامه ته همين متنه زياد عجله نکن.</p> <p>اونروز تفسير قران داشتم.روزش مهم نيست داشتن کلاس تفسير قران کرميش &nbsp;مهمه.</p> <p>معمولا طبق هميشه که عصرا کلا توي چرته و هواي شيراز هم نميذاشت تحمل کنم به زور خودم رو جمع و جور کردم تا تفسير قران اين هفته رو حداقل با دقت بفهمم. جان خودم علاقه وافري به بحثاش پيدا کردم فقط فيزيولوژي بدني و هوايي اجازه بيدار موندن سر کلاس رو &nbsp;نمي ده تا اينکه يکي از کلاساي جبراني درسه افتاد صبح توي اون روز تفسير اين ايه ها بود که در زير شرحش رو ميارم و ادامه هم يه صحبت انتهايي.</p> <p>&nbsp;</p> <p>((وَبـِالْو الِدَيـْنِ إِحـْسانـاً اِمّا يـَبْلُغنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ اءَحَدُهُم ااءَوْ کِلا هُما&nbsp;<strong>فَلا تَقُلْ لَهُما اُفٍّ&nbsp;وَلا تَنْهَزْ هُم</strong>&nbsp;ا وَ<strong>قُلْ لَهُم اقُوْلاً کَريماً</strong>)) (اسراء/23)<br />و به پدر و مادر نيکي کنيد! هرگاه يکي يا هر دو به سن پيري رسند،&nbsp;<strong>کمترين اهانتي</strong>&nbsp;به آن ها وا مدار! وبر آن ها فرياد مزن ! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارنه به آنها بگو!</p> <p>(وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَما رَبَّي<strong>&nbsp;اني صَغيراً</strong>)) (اسراء/24)<br />و بـگـو: پـروردگـارا! هـمـان گـونـه کـه آن هـا مـرا در کـوچـکـي تـربـيـت کـردنـد، مشمول رحمتشان قرار ده !&nbsp;</p> <p>((وَوَصَّيْنا الاِْنْسانَ بِو الِدَيْهِ حَمَلَتْهُ اءُمُّهُ وَهْناً عَلي وَهْنٍ)) (لقمان 14)<br />و مـا بـه انـسان درباره پدر و مادرش سفارش کرديم ؛ مادرش او را با ناتواني روي ناتواني حـمـل کـرد&nbsp;</p> <p>&nbsp;</p> <p>نکته هاي خيلي زيادي توي اين ايات هست که ميشه گفت اما من اينها رو ازش گرفتم.</p> <p>يک اينکه نگفته مادر و پدر مومن و احترام به اونها رو مشمول همه مادر ها و پدر ها کرده.</p> <p>دو : حق اف گفتن که يک کلمه کوچيکه هم ندارم.</p> <p>سه &nbsp; ، والدين کاشتند و ما خورديم &nbsp; &nbsp;ما بکاريم و والدين بخورند.</p> <p>چهار: توي يکي از آيات ادامه همين بود که ميگفت بايد از لحاظ قلبي صاف باشي نه اينکه هيچي بهشون نگي بگي اين حله. مثلا اعصابت خورده حالا نونت دير شده بگي برا رضاي خدا هيچي بهش نمي گم</p> <p>حرفشون نميزنم. نه بايد چهره شادي داشته باشي و با قلب بهشون احترام بذاري.</p> <p>&nbsp;</p> <p>حالا بحث اينه که دوست داشتم يه نامه براي مادرم بنويسم. مي دونين چرا نامه و همش نامه مي نويسم . چون نامه تنها صورتي از گفتگوي بين 2 نفره که تمام مسائل رو ميشه ريخت رو دايره ولي خجالت نکشي.</p> <p>&nbsp;</p> <p>سلام &nbsp;مادر</p> <p>نمي دانم از کجا شروع کنم.از هرجايي از زندگيم که دوست داري برايت شروع مي کنم. دوست دارم از شادي هايم بگم &nbsp;تا حداقل کمي از آن غم هايي را که برايم کشيدي زدوده و از شادي هايي را که يکجا</p> <p>هاپولي کردم و تقسمش نکردم &nbsp;نصيبت شود.دوست دارم &nbsp;از جايي از زندگي برايت بگويم که شادي.</p> <p>مادرم:</p> <p>تمامي زندگي پر سختيت را که مي بينم نقطه هاي شاديت به اندازه ي اي کم است که به انتهاي اين متن فقط اندکي در حد چند ثانيه بيشتر طول نمي کشد.</p> <p>اما مي خوام ديگر از غم هايت به من هم سهمي دهي تا کمي جانت آرامش بگيرد. غم هايي که روز به روز صحراي پيشانيت را به کوهسار پر از جويبار تبديل کرده.</p> <p>مي خواهم از رشادت هايت بگويم که گاه و بي گاه نصيبم کردي. از شب بيداري هايت.</p> <p>نمي دانم شايد هميشه آنچه سخت است درگيري واژه هايي است که جان کلام را نمي دهد و فکري است که در چکاچاک کلمات مثال نوري مي درخشد و ميميرد.</p> <p>تو تمام غم ها را در جام وجودت محبوس کردي تا شايد ما را در گردباد غم پناهگاهي شوي.</p> <p>مادر جانم:</p> <p>غم هايت هم جنس ديگر دارد. نه غم نان داري و نه غم اب . نه غم نخريدن لباس هاي رنگي و تيپ آنچناني و کلاس هاي عجق وجق که اين روزها در اين شهر پر شده و به خيال عده اي روشنفکريست و نه&nbsp;</p> <p>غم کلاس &nbsp;زبان و رانندگي و &nbsp;کلاس هاي محفل پر کن.</p> <p>مادرم. غمت هم جنس ديگري دارد.</p> <p>و اينجاست که مي دانم ام ابيها يعني چه.</p> <p>ثانيه هاي انتظار ورود پدري را که از فرط مريضي و لطف ترکش هاي سرش و عنايت موج انفجار و خوش بحالي دکتر هايي ، که تا سيم هاي پدر به خيال ما قاطي مي کرد و به خيال عرشيان متصل ، سرنگي</p> <p>ناقابل به شريان بازوانش تزريق تا که شايد ديگر ياد صحنه هاي تير و ترکش و خمپاره نيفتد و بخوابد.</p> <p>و چه سختي هايي را کشيدي و چه مادري براي پدر بودي.</p> <p>مادرم:&nbsp;</p> <p>ياد ندارم که يک بار غفيله هايت براي خودت خرج شده باشد. هرچه مي خواندي و ميخواني يا براي من بود و يا سلامتي پدر و يا قبولي برادرم و يا يا يا يا يا و اين يا کي تمام مي شود تا کمي هم نمازهايت نثار</p> <p>وجود نازنين خودت شود.</p> <p>ياد ندارم دعاهايت رنگي از خود داشته باشد و تا از خدا چيزي را مي خواهي همان ياهايي است که تمام نشدني است و اي کاش من هم چنان قربي داشتم تا روز و شب ياهايم تماما نصيب تو شود و اما تو</p> <p>مادري و بهشت زير پاي مادران و من فرزندم و خام و پرخاشگر (1) و کفران گر نعمت هاي خدايي .</p> <p>مادرم :</p> <p>و چه سخت اس وقتي سرم را در آغوشت مي گذارم و با دست هاي خود سرم را نوازش مي دهي و آنچان با محبت دست هاي ترک خورده ات را بر سر و صورتم مي کشي که گاه خيال مي کنم همان کودک</p> <p>&nbsp;چند ساله ديروزم و چنان آرام که شايد اين پسر خفته به بالين نکند صورتش کمي از دردهاي ساليانت را حس کند.</p> <p>مادرم :</p> <p>و تو چه اي که تا جهان برپاست و تا عالمي هست و ادمي ديگر واژه اي به قشنگي مادر پديد نمي آيد و دامني که صعود کننده معراجيان عالم.</p> <p>مادرم :</p> <p>اين روزها مي گويند روز توست. ولي مادر روز تو هر روز است. روز تو آن روزي است که شادي .</p> <p>&nbsp;</p> <p>يا علي</p> <p>////////////////////////////////////////</p> <p>پ ن 1/ تا جايي که سراغ دارم هيچ گاه حرف تند نزدم که ناراحت بشن و اگر گاهي از دستم پريده باشه سريع عذرخواهي کردم.</p> <p>&nbsp;</p> Sat, 12 May 2012 05:22:00 GMT سلام ؛ روزت مبارك مادرم http://Youngdin.ParsiBlog.com/Posts/350/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85+%d8%9b+%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%aa+%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%83+%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85/ <p class="MsoFootnoteText" style="text-align: justify; background: #d9d9d9;" dir="rtl">&nbsp;<strong><span style=" font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: red; font-size: 14pt;">&nbsp;<span style="background-color: #888888;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #888888;"><span style="background-color: #ffffff;">*</span></span></span></span></span></span></strong><span style="background-color: #888888;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;"><span style="background-color: #888888;"><span style="color: #888888;"><span style="background-color: #ffffff;">&nbsp;<strong><span class="Heading1Char">عاقبت بخيري زهير در سايه راهنمايي همسرش </span></strong></span></span></span></span></span></span></p> <p class="MsoFootnoteText" style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style=" font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; font-size: 14pt;"><span style="background-color: #888888;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;"><span style="background-color: #888888;"><span style="color: #888888;"><span style="background-color: #ffffff;">علامه طباطبايي<sub>&shy;رحمه&shy;الله</sub> استاد خيلي از بزرگان بودند همسر اولشان خيلي فوق&shy;العاده بودند، رمز موفقيت خيلي از بزرگان ما خانواده&shy;اشان است. خانواده خوب مي&shy;تواند فضا را آرام کند ايمان مرد را قوي کند مرد را به خوبي&shy;ها دعوت کند. زهير که يکي از ياران خوب امام حسين&shy;<sub>عليه&shy;السلام </sub>شد اولش مخالف امام حسين بود طرفدارعثمان بود مي&shy;گفت عثمان مظلوم کشته شد. بايد خون&shy;بهايش را گرفت انتقام گرفت، و از امام حسين فرار مي&shy;کرد. اين زهير که از امام حسين فرار مي&shy;کرد يک جا با امام حسين&shy;<sub>عليه&shy;السلام </sub>هم منزل شدند خودش هم بزرگ قبيله بود، امام حسين يک نفر را فرستاد که به زهير بگو کارش دارم. زهير با يارانش غذا مي&shy;خوردند که فرستاده امام آمد گفت: امام حسين کارتان دارد. لقمه&shy; همين طور در دستش ماند نمي&shy;خواست برود. بارک&shy;الله خانم&shy;هايي که در کارهاي خوب و انفاق کردن مشوق شوهرانشان هستند. خانم&shy;ها در خوبي يا بدي شوهر خيلي نقش دارند. زهير نمي&shy;خواست برود دعوت&shy; امام حسين را اجابت کند. زهير به تمام ثواب&shy;هايي که رسيده خانمش هم شريک است. يک نهيبي به او زد گفت: مرد خجالت نمي&shy;کشي فرزند پيامبر خدا دنبالت فرستاده است برو ببين چه مي&shy;خواهد چه مي&nbsp;گويد. به قول عرفاء يک تازيانه&shy;اي به نفس و مرکبش زد که تا صدرة المنتهي پرواز کرد. شهداي کربلا با هيچ شهيدي قابل قياس نيستند حضرت امير فرمودند: از قديمي&shy;ها و آينده&shy;ها هيچ کسي به&shy; آن&shy;ها نمي&shy;رسد. اصحاب امام حسين مثل خود امام حسين استثناء هستند. زهير بلند شد آمد امام چند کلمه با او صحبت کرد صد و هشتاد درجه عوض شد. کي تکانش داد؟ خانمش، بارک الله به خانم&shy;هايي که در کارهاي خير کمک همسرانشان مي&shy;کنند. آمد خيمه&shy;اش را کند آورد کنار خيمه امام حسين زد و گفت: ديگر من حسيني شدم، به خانمش هم گفت تو را به فاميل&shy;هايت مي&shy;سپارم که به قبيله ببرند اين راه خطر&shy;ناک است. خانمش هم گفت: اشکال ندارد من هم افتخار مي&shy;کنم که به اين راه بروي ولي خواهش مي&shy;کنم روز قيامت پيش جد حسين، من را فراموش نکني شفاعتم کني. زهير اين قدر قوي بود که در شب عاشوراء يکي از آن&shy;هايي که بلند شد و سخنراني کرد زهير بود. اگر ما آن موقع بوديم نمي&shy;دانيم که چه&shy;کار مي&shy;کرديم خدا را شکر کنيم که نبوديم.</span></span></span></span></span></span></span></p> <p class="MsoFootnoteText" style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="background-color: #888888;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;"><span style="background-color: #888888;"><span style="color: #888888;"><span style="background-color: #ffffff;"><strong><span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></strong>در شب عاشوراء آقا فرمودند: من بيعت را برداشتم هر کس مي&shy;خواهد برود برود. چند نفر بلند شدند صحبت کردند زهيرهم بلند شد و گفت: يابن رسول&shy;الله من اصلا بهشت نمي&shy;خواهم اگر دنيا عمرش جاودانه باشد من حاضرم هزار بار کشته بشوم باز زنده بشوم و ياري شما بکنم. من همه وجودم عشق امام حسين است يعني دنبال بهشت و ثواب هم نيست. خانمش کليد اين تحول را زد. خيلي از خيراتي که گير خيلي از مردها آمده به برکت مادرها و پدرهاست به برکت خانم&shy;هاي خوب است.</span></span></span></span></span></span></p> Sat, 12 May 2012 05:11:00 GMT مادرم دوستت دارم http://ermia1992.ParsiBlog.com/Posts/82/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85+%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%aa+%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/ <p><img src="http://img4up.com/up2/60138177635836797698.jpg" alt="" width="500" height="375" /></p> <p>سلام</p> <p>اولا عيدتون مبارک .</p> <p>دوما يه چيزي ميگم يادتون نره : پيامبر اکرم مي فرمايند : هرکس پيشاني مادرش را ببوسد بهشت بر او واجب مي شود .</p> <p>رفقا حتما دست مادرتونو ببوسيد . درسته ما بچه ها هيچوقت نمي تونيم زحمات پدر و مادرمونو جبران کنيم چون توي يه روايت از پيامبر <span style="font-family: Tahoma; color: #000000; font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: x-small;"><span style="color: black;">نقل شده که مردى مادرش را بر دوش گرفته بود و طواف مي &rlm;داد، پيامبر (ص) را در همان حال مشاهده كرد. عرض كرد: &laquo;آيا حق مادرم را با اين كار انجام دادم&raquo;. </span></span><br /> </span><span style="font-size: x-small;"><span style="color: black;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پيامبر فرمودند: &laquo;نه، حتى جبران يكى از ناله&rlm; هاى او را به هنگام وضع حمل&raquo; نمي &rlm;كند</span></span></span><strong><span style="font-size: x-small;"><span style="color: black;">. </span></span></strong><br /> </span>ولي حدقل مي تونيم براشون بچه هاي خوبي باشيم و حداقل اذيتشون نکنيم .</p> <p>روايت شده كه مردى خدمت حضرت رسول (صلي الله عليه و آله) آمد ، عرض كرد :<br /> كار زشتى نبوده مگر اين كه من انجام داده ام. آيا براى من توبه اى هست ؟<br /> حضرت فرمود : برو به پدرت نيكى كن تا كفاره گناهانت گردد. چون آن شخص رفت ، فرمود : اگر مادرش زنده بود نيكى به او بهتر بود.</p> <p>&laquo;اى رسول خدا به چه كسى نيكى كنم ؟ فرمود : به مادرت. <br /> عرض كرد ، بعداز او به چه كسي ؟<br /> فرمود : به مادرت.<br /> براى سومين بار عرض كرد : بعد از او به چه كسي ؟<br /> باز فرمود : به مادرت.<br /> و در چهارمين بار ، وقتى اين سوال را تكرار كرد ، فرمود : به پدرت&raquo;</p> <p>از اين روايت معلوم ميشه که محبت خصوصا به مادر چقدر اهميت داره . حالا بياين توي اين شب مبارک براي يه بار هم که شده اگه تا حالا دست مادرتونو نبوسيديد به نشانه ي تشکر اين کار رو انجام بديد .</p> <p>موفق باشيد ياعلي</p> Sat, 12 May 2012 04:23:00 GMT بزرگترين موهبت زندگي ام http://mina90.ParsiBlog.com/Posts/129/%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%d9%8a%d9%86+%d9%85%d9%88%d9%87%d8%a8%d8%aa+%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d9%8a+%d8%a7%d9%85/ <p></p> <p style="text-align: right;" align="right"><img title="روز مادر..مادرم.مهربان...." src="http://s1.picofile.com/file/6682835010/www_madaran_e_tanhaa_mihanblog_com_57_.jpg" alt="روز مادر..مادرم.مهربان...." width="330" height="296" /></p> <p style="text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-size: 20pt; font-family: &quot;B Kamran&quot;;">اولين باري که در <span style="color: #ff0000;">آغوش</span>م گرفتي و صدايت را شنيدم،</span></strong><strong></strong></p> <p style="text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-size: 20.0pt; font-family: &quot;B Kamran&quot;;">به ياد نمي آورم؛اما از همان لحظه اي که تو مرا در <span style="color: #ff0000;">آغوش</span>ت گرفتي،</span></strong><strong></strong></p> <p style="text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-size: 20.0pt; font-family: &quot;B Kamran&quot;;">بزرگترين گزينش فداکارانه را انجام دادي</span></strong><strong><span style="font-size: 20.0pt;B Kamran&quot;;">.</span></strong></p> <p style="text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-size: 20.0pt; font-family: &quot;B Kamran&quot;;">تو ترجيح دادي که زندگي پر مشغله ات را متحول کني تا زندگي من</span></strong><strong></strong></p> <p style="text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-size: 20.0pt; font-family: &quot;B Kamran&quot;;">آغاز شود</span></strong><strong><span style="font-size: 20.0pt;B Kamran&quot;;">.</span></strong></p> <p style="text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-size: 20.0pt; font-family: &quot;B Kamran&quot;;">تو پناهگاه من در دل <span style="color: #00ccff;">باران</span> هستي</span></strong><strong><span style="font-size: 20.0pt;B Kamran&quot;;">.</span></strong></p> <p style="text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-size: 20.0pt; font-family: &quot;B Kamran&quot;;">تو تکيه گاه من هستي</span></strong><strong><span style="font-size: 20.0pt;B Kamran&quot;;">.</span></strong></p> <p style="text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-size: 20.0pt; font-family: &quot;B Kamran&quot;;">وقتي ميترسيدم،دستم را گرفتي و براي اولين بار که <span style="color: #ff0000;">قلبم </span>شکست،</span></strong><strong></strong></p> <p style="text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-size: 20.0pt; font-family: &quot;B Kamran&quot;;">تو التيام بخش آن بودي</span></strong><strong><span style="font-size: 20.0pt;B Kamran&quot;;">..</span></strong></p> <p style="text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-size: 20.0pt; font-family: &quot;B Kamran&quot;;">تو زخم هاي مرا مرهم گذاشتي،<span style="color: #ccffff;">اشکهايم</span> را پاک کردي و مرا از</span></strong><strong></strong></p> <p style="text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-size: 20.0pt; font-family: &quot;B Kamran&quot;;">از پادر آمدن حفظ کردي</span></strong><strong><span style="font-size: 20.0pt;B Kamran&quot;;">.</span></strong></p> <p style="text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-size: 20.0pt; font-family: &quot;B Kamran&quot;;">تو بي هيچ قيد و شرطي،بي توجه به آنچه ميکردم،مرا دوست داشتي</span></strong><strong><span style="font-size: 20.0pt;B Kamran&quot;;">.</span></strong></p> <p style="text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-size: 20.0pt; font-family: &quot;B Kamran&quot;;">تو مرا از کودکي ناتوان،بصورت فردي بالغ و توانا شکل دادي</span></strong><strong><span style="font-size: 20.0pt;B Kamran&quot;;">..</span></strong></p> <p style="text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-size: 20.0pt; font-family: &quot;B Kamran&quot;;">هرچند هميشه در کنارم نيستي،<span style="color: #ff0000;">عشق</span> تو مثل هيچ <span style="color: #ff0000;">عشق</span> ديگري نيست</span></strong><strong><span style="font-size: 20.0pt;B Kamran&quot;;">.</span></strong></p> <p style="text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-size: 20.0pt; font-family: &quot;B Kamran&quot;;">هر روز <span style="color: #00ff00;">خدا</span> را بابت اينکه بزرگترين موهبت الهي را نصيبم کرد و تو را </span></strong><strong></strong></p> <p style="text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-size: 20.0pt; font-family: &quot;B Kamran&quot;;">به عنوان مادر من برگزيد،شکر ميکنم</span></strong><strong><span style="font-size: 20.0pt;B Kamran&quot;;">...</span></strong></p> <p style="text-align: right;" align="right"><strong><span style="font-size: 20.0pt; font-family: &quot;B Kamran&quot;;">به اندازه <span style="color: #ffff00;">ستاره</span> هاي <span style="color: #00ffff;">آسمان</span> دوستت دارم</span></strong><strong><span style="font-size: 20.0pt;B Kamran&quot;;">...<br /> <br /> </span></strong></p> <p class="MsoNormal"><strong>&nbsp;</strong></p> Sat, 12 May 2012 04:19:00 GMT مادر مادر است وبس http://n45.ParsiBlog.com/Posts/72/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1+%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1+%d8%a7%d8%b3%d8%aa+%d9%88%d8%a8%d8%b3/ <p><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;">شوق مادر شدن</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;">مادرم برايت بنويسم از احساس شيرينت وقت ديدنم يا از شوق مادر شدنت؟</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;">مادرم تمامي هستي را به بهانه&nbsp; ديدارت تهي مي پندارم</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;">تمام دنياي خياليم را به شوق آمدنت به آليس در سرزمين عجايب مي بخشم</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;">مادرم مي دانم که که نجواهاي شبانه ات در گوشم آرامشي ابديست</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;">ونگاه مهربانت فراموش نشدني </span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;">مادرم </span></span><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;">بيهوده است به دنبال کلمه اي در وصف تو گشتن</span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;">&nbsp;که تو را شاعران بسيار سروده اند ومداحان مدح تو بسيار گفته اند </span></span></p> <p><span style="font-size: medium;"><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;">در زبان قاصر من مادر مادر است وبس </span></span></p> Sat, 12 May 2012 03:19:00 GMT براي قبحي كه شكستي http://coffesarcheshme.ParsiBlog.com/Posts/62/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a+%d9%82%d8%a8%d8%ad%d9%8a+%d9%83%d9%87+%d8%b4%d9%83%d8%b3%d8%aa%d9%8a/ <p class="MsoNormal" style="text-align: justify; margin: 0in 0in 10pt; padding-left: 60px; unicode-bidi: ; direction: rtl;" dir="rtl"><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #800000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: x-small;">آقاي خواننده براي شما مينويسم بي هيچ قصدي ... نه براي قضاوت...نه براي تشويق...نه براي تنبيه که بمن ربطي ندارد....تکليفم با دينم مشخص است که اصلا نميخواهم بگويم به کسي جسارتي کرده اي....خودت ميداني ودلت واعتقادت....آنقدر حفظياتم خوب بوده که يادم مانده باشد در احکام ديني معني مباح چيست اما بازهم فرقي نميکند وقتي قرار است ميان انسان بودن و خون يک انسان ديگر رابه گردن گرفتن گزينه ي مشخصم انسان بودن باشد....فکرهم نکن يک طرفه به قاضي رفته ام که نه....اول خبر ارتدادت راشنيدم و حقي به کسي ندادم بعد صدا وتصويرت راديدم وحق را به تو دادم ، قانعم کرده بودي تا وقتي که ترانه ات راشنيدم....دلم&nbsp;برايمان سوخت....مان.... مان يعني من وتو...من وتو يعني انسان...دلم براي واژه ها هم سوخت ، حتي واژه هاي قبح شعر وترانه ات ...متخصص شعرو ترانه نيستم اما انقدر معني ميدانم که بدانم....مي داني اعتراض کردن با زشت حرف زدن فرق دارد.... اعتراض کن اما قبح واژه ها را نشکن....حرف دلت رابزن اما قبيح نباش....کاري ندارم مخاطب حرفهايت هماني است که مي گويند که اگر نيست که نيست واگر باشد بخودت مربوط است و دلت ونه هيچ کسي....مي خواهم کودکي را ببيني که ترانه ات را همانند شعرهاي دفتر مهدکودکش حفظ مي کند... مي خواهم نوجواني را ببيني که چون شنيده ترانه ات جنجالي است ، چون با دنيا واطرافش وکلا همه مشکل دارد ترانه ات شده نقل همه ي بحث هايش....مي خواهم صداي پخش ماشيني رابشنوي که جواني در جامعه بالا برده است وترانه ي تو ازآن بيرون مي آيد.... مي خواهم لب گزيدن مادر وپدري راببيني که در سرعتي که نسل جديدش در جسارت بر اوگرفته اند مانده اند وبخاطر همان او هيچ نمي گويد...مي داني هيچ کس يادش نرفته بعد ازآنکه سيب راگاز زديم تازه فهميديم لختيم....فهميديم جنس تو با گلشيفته فرق دارد اما گاهي لازم نيست هر واژه اي از چهارديواري خانه بيرون آيد...گاهي بايد حتي حرمت قبح واژه ها را هم نگه داشت ، بايد چادر روي سرشان کشيد که هر نامحرمي محرم نشود....نه براي اعتراض نوشتم... نه براي...حتي شايد هرگز خوانده نشوند....فقط...من...دلم...</span></span></span></span></span></span></p> Sat, 12 May 2012 03:17:00 GMT