حتما شنيديد كه ميگن دردها كفاره گناهانن البته به جز درد دندون، هيچ تا حالا فكر كردين كه چرا همه درد ها كفاره گناه هستند ولي دندون درد كفاره گناه نيست، من كه از بچگي به خاطر درگيري هميشگي با دندون درد و دندونپزشك...
برخي کاربران پارسي بلاگ دست به ابتکار جديد و کار خودجوشي زده اند. آنها تصميم گرفتند بين کاربران "انتخاب کاربر برتر" راه بياندازند. شايد بد نباشد شما هم سري بزنيد...
طبق معمول هميشه راديو روشن است , اذان مي گويند . وضو ميگيرم , ميخواهم به طرف سجاده ام بروم که صداي اذان مسجدِ انتهاي کوچه مرا متوجه خود ميکند. چادر سپيد را به چادر سياه تبديل ميکنم و به طرف مسجد هروله ميکنم.
شب جمعه ي اين هفته، به قصد ديدار از اقوام عازم کرج شديم، تازه رسيده بوديم که خبر فوت عروس دائي خانمم را بما دادند، زن جواني که سه سال با بيماري سرطان دست و پنجه نرم مي کرد، بالأخره آن روز تسليم مرگ شده بود ...
فعاليت در زمينه حقوق بشر را، با نصف ميز ناهار خوري خانهش شروع کرد. و الان 13 سال است در اين زمينه فعاليت ميکند و چه کساني در سرتاسر دنيا در زندانهاي مختلف بودند را با فرستادن وکيل آزادشان کردند...
اسم خودمون رو هم گذاشتم آدم ديندار و يه دوربين کاشتيم توي محدوده ي زندگيمون و دست هرکسي که از کنارمون رد ميشه رو ميگيريم و کشون کشون مياريمش تا دنيا رو از لنز دوربين ما تماشا کنه...ذره اي انعطاف پذيري نداريم و سفت و سخت معتقديم هرکي با ما نيست برماست
شهر کتاب هم دارد براي خودش جنگل*ي مي شود توي زندگي ام ...تا دلم مي گيرد و اشک هايم مي آيد دم مشکم، سر از آنجا در مي آورم. رفته بودم کتاب ها را ببينم که شايد بتوانم اين بغض کهنه را لا به لايشان جا بگذارم که طبق عادت مالوف دست پر برگشتم...
تفسير عفاف و معني عاطفه اي/ بر جمله زنان تو رهبر قافله اي/ از کوردو ديده چهره را پوشاندي/ در مدح تو بس همين که تو فاطمه اي
پذيرش خانم ها جدا بود ولي چون مراسم شروع شد خانم هاي مسئول رفتن و مسئوليت پذيرش خانم هاي باقي مونده هم به گردن من افتاد و اون ليست خانم هاي شرکت کننده هم به دست ما رسيد:دي
تصاوير: ابتکار شهرداري تهران براي حذف نام شهدا از شهر! کجا داريم ميريم ما؟! بدون شرح.. ..
گرچه مي دانم شما قبل از اين که نامه ي کاهي من به دستتان برسد نوشته هاي دلم را خوانده ايد و حالش را برده ايد و با فرشتگان کلي هم به من خنده ايد .
در يك جمله دزفول من بر تو مينازم افتخارم اين است كه در اين زمين اسكان دارم هر چند درحقت در بين مسئولين كشوري و لشكري ضايع شد.
نرس:بله اينها مسئول تعويض لباس تون هستند مجروح : نه اينطوري نميشه ...بفرمائيد خوابم مياد.. نرس: بچه ها پرده بياريد... لباس تميز هم بياورين مجروح که طاقت نداشت داد زد ...
با خودم مي گفتم چطور است که در ايم مملکت مسلمان هم پيدا مي شود!!! ما که کاري براي ترويجش نمي کنيم!؟ خدا خودش هر که را بخواهد هدايت مي کند. چقدر مسلمانان در ژنو زياد بودند.
آن دخترِ ترسو با تمام ناملايماتِ عدم وجود پر مهرمادرش اينروزها زني ست که وقتي فرزندانش مادر خطابش ميکنند روحش پرواز ميکند. اينروزها او زني ست که دنيا را براي فرزندانش ميخواهد و دنيا بدون آنها برايش يعني پوچ.
رفتيم به عيادت چند گروه متفاوت با چندتايي از بروبچه هاي دانشگاه. از معلولان جسمي و ذهني گرفته تا اهالي خانه سالمندان و کوچولوهاي سرطاني. سينه هامان در حال انفجار بود و از هم خجالت ميکشيديم که گريه کنيم
دين اسلام تنها دين الهي است و از زمان آدم عليه السلام شروع ميشه و حتي پيامبران پيشين به خصوص حضرت عيسي عليه السلام مژده آمدن پيامبر اسلام رو داده اند .
مگر آقاي بني صدر نبود كه روزگاري شعار مي دادند"بني صدر، صد درصد"؛ چه شد كه مغضوب امام و امت شد و به رسم نسوان فرار كرد؟!
توي بست شيخ حر عاملي (ره) مشغول نوکري بودم. نزديک سحر باران تندي شروع به باريدن کرد. صداي بوسه ي قطرات باران بر سنگ فرش حرم با نواي نقاره ي سحري ترکيب زيبايي به وجود آورده بود که...
کنار خيابان منتظر ماشين ايستاده بود ماشيني در جلوي پايش ايستاد که يک مرد در جلو و دو مرد در عقب نشسته بودند...