<   <<   126   127   128   129   130   >>   >

خدا در رسانه ملي ... !
 خدا در رسانه ملي ... !
در تلويزيون درون خانه مان که قرآن بر روي طاقچه دارد و سجاده بر روي زمين ، هر روز از درون رسانه ملي که از آن اذان پخش مي شود در تبليغاتي که تنها طمع را زياد مي کند مي بينيم که " پسر از پدرش مي پرسد : پدر همانگونه که تواز من نگهباني مي کني چه کسي از تو ...
خداحافظ رفيق...
 خداحافظ رفيق...
خداحافظ رفيق... خداحافظ اي عزيزي که براي آمدنت لحظه ها را ثانيه به ثانيه شماره مي کردم... خداحافظ اي که آمدنت را با صد بغل شوق و اميد به انتظار نشسته بودم... و تو وقتي آمدي چنان مرا به آغوش کشيدي که تمام دلتنگي هايم به يک باره فرو ريخت ...
لزوم اصلاح جدي در تعيين دستمزدها
 لزوم اصلاح جدي در تعيين دستمزدها
به دلايل متعددي نحوه ي حقوق و دستمزد کارمندان و کارگران در شرايط فعلي اشتباه است که با توجه به اين که اين دو گروه جزء پايين ترين دهک هاي اجتماعند، موجب افزايش شکاف طبقاتي، نارضايتي و افزايش ...
ساعت دوازده و نيم آن روز ... !
 ساعت دوازده و نيم آن روز ... !
دقيقه است ساعت را مي گويم فوتبال تماشا مي کنند جام جهاني 90 است...بزرگترها، شادماني هاي گذري! ... ولي همه چيز در سکوت شب گم شده است در سکوتي که حرفها دارد ... 22 سال پيش آخر هاي بهار است ...
مردان عقيم در قرآن
 مردان عقيم در قرآن
جالب است بدانيد دو مردى كه در زمره افراد عقيم در قرآن آمده‏اند،هيچ يك موحد نبوده‏اند.اولين آنها فرعون است كه ادعاى خدايى داشت و فرزندان پسر بنى اسرائيل رامى‏كشت.هنگامى كه موسى را با صندوقى از آب گرفتند،...
غربتي از جنس مظلوميت
 غربتي از جنس مظلوميت
چرا کسي از کمک هاي آمريکا ورژيم صهيونيستي سخني نميگويد ؟! چرا کسي فرياد وا محمدا سر نمي دهد ؟! چرا کسي به خواسته مردم بيگناه جواب نميدهد ؟! وهزاران چراي ديگر من که بي جواب است ! اما اميدوارم مردم سوريه کماکان با تکيه بر پشتوانه ...
انسان هاخوب وبد فکر کنند
 انسان هاخوب وبد فکر کنند
هرچه انسان هاخوب وبد فکر کنند اگر در باره کسي بد بين باشيد ودر باره او نقشه به کشيد که مشکلي برايش ايجاد کنيد غافل از آن طولي نخواهد گذشت که خود دچار همان گرفتاري مي شويد امروزه مشاهده مي کنيد ...
حلاوت طاعت ـ آراستـــه خلعــت
 حلاوت طاعت ـ آراستـــه خلعــت
اين نام عــزيـــزتر از هـمه نامهـاست که کارها بدان تمام و از سوي مولي ما را پيغــام است، خنک آن زباني که بدان نام گويـــا، و خنک آن دل که بدان نام شيـــدا، بياد اين نام بنده را امــروز حلاوت طاعت است ، و هـنـگام مرگ رستگاري و سعادت، ...
اُسوه هاي صبر نوين
 اُسوه هاي صبر نوين
جاي هاي گونا گوني رفته ام ! حرف شنيده ام قصه هايي آسماني ... خاطره ... همه و همه ... بغض متورم مي شود وقتي از بردباري ها چيزي نمي گويند... دل مي سوزد و هيچ خامموش نمي شود ... وقتي پدران امروز ! حريف احساس هاي مادرانه شان نمي شود...
جار نزن!
 جار نزن!
موضوع ِ بحث حسد بود و استاد حديثِ حسدِ چهل حديث رو شرح مي دادند... آخراي بحث گفتن چه لزومي داره وقتي ميري زيارت همه رو خبر دار کني؟ خب برو بيا ديگه اين همه سر و صدات برا چيه؟ آروم به دوستم گفتم: يني حلاليت هم نطلبيم؟ دوستم گفت: ...
تو زنده اي، من مرده
 تو زنده اي، من مرده
سالک با هرگام که جلو مي‏رود به حقيقت‏ فقر نزديک‏تر مي‏شود و بر شدت احساس نيازش‏ افزوده مي‏شود.او بايد مراقب خويش باشد تا با دريافت حالات نيک و مواجهه با حقايق والا و جذاب به پندار مالکيت و تصاحب مراتب و مقامات عالي گرفتار نشود؛ ...
يا رسول الله...
 يا رسول الله...
زبان ها قاصر از مدح و ثنايت يا رسول الله / کند ترسيم چسان عقل از نمايت يا رسول الله / به نزد تو همه ساکت همه صامت همه راکد / سکون عالم امکان فدايت يا رسول الله / ندانم مدح تو گفتن فقط گويم محمد کيست ...
ماه انـــــور
 ماه انـــــور
اي پيغمبرِ مطهَّـر؛ اي سيِّدِ اطهـر، اي رسولِ اکبـر، اي مقـتـدايِ بشـر، اي برجِ جلالـت را ماهِ انـور، اي دُرجِ رســالــت را دُرِّ اَظهَـر، اي بر سرِ سيادت افسر، اي بر افسر سعـادت گوهــر، اي عـنــوان نامـه جــلالــت نام تو، ...
روز تجلي اعظم
 روز تجلي اعظم
و مي رسد روز تجلي اعظم روز منت خداي بر آدم روز گزينش رحمت خاتم آغاز راه روشن آزادي طلوع تابنده خورشيد شکوه هدايت عدالت پاينده روز بشارت و انذار روز ظهور يک ايمان روز شروع يک آخر نويد منجي عالم مبعث بهانه خلقت روز خداي ما و محمد.
فرشته هاي چادري
 فرشته هاي چادري
ازحرفاش ناراحت شدم، قصد داشت به قول خودش واقعيات جامعه را برام توضيح بده،مي گفت آقا شما اوضاع محيط وخيابان رو نمي بينيد...... او از دخترهايي گفت؛ از زن هايي گفت؛ از فساد گفت واز اين حرفهايي که من فقط گوش دادم،...
مادرم...
 مادرم...
باز هم قاب عکس را برد اشت و به کنار پنجره رفت.. گوشه حياط را ،جايي که براي آخرين بار همسر و فرزندش را بدرقه کرده بود عاشقانه به نظاره نشست.. آسمان باز هم گريست.. مادر بي پروا مي گريست.. دانه هاي اشک همچو مرواريد غلطان از روي گونه هاي مادر بروي ...
خنكاي بهشت براي چادري ها
 خنكاي بهشت براي چادري ها
تو ميتواني روسري نصفه نيمه ات را هي برداري و دوباره بزاري ميتواني گاهي بادبزنش کني ميتواني مانتوي سفيد کوتاه نازک چسبان بپوشي تا گرمت نشود ميتواني شلواري بپوشي که دمپايش تا صندل ات 20 سانتيمتر ...
بررسي فعاليت هاي تشكيلاتي
 بررسي فعاليت هاي تشكيلاتي
تشکلات که آن­ها را در قالب هاي مختلفي از جمله هيأت ها، تشکلات دانشجويي، تشکلات سياسي يا حزب و ... شاهد هستيم از جمله فعاليت هاي گروهي هستند که تاثيرات بسياري در جامعه به فراخور نوع فعاليت و ...
به قربان قد و بالاي سنگک!
 به قربان قد و بالاي سنگک!
به قربان قد و بالاي سنگک / فداي کنجداي لاي سنگک / لواش و بربري گرچه عزيزند / ولي من عاشق و شيداي سنگک / اگر بينم رخ خوشمزه اش را / ببوسم جمله سر تا پاي سنگک / مهيا کن کنون آبگوشت مشتي ...
درد ما
 درد ما
نوشته ام كه بگويم : تنها نيستي ... ! باور نمي كني؟ باور نمي كني كه حرفت را هيچ كس نشنود ؛ طرحت را هيچ كس نخواهد ؛ هزاران منت بر سرت بگذارند و من ، يك غريبه ي دور بگويم تنها نيستي... حق داري باور نكني . اما من با اطمينان ، قاطعيت و هر كلمه ي ديگري كه بوي آرامش قلب داشته باشد اين را ميگويم.

<   <<   126   127   128   129   130   >>   >
By: ParsiBlog.com ® Team © 2003