دستمال را توي سطل مي برد و لاي کف چنگ مي زند..خوب که کف آلود شد، آن را مي چلاند و بيرون مي آورد..روي چهارپايه مي رود و ديوار را با دستمال کف آلود مي سابد..پايين مي آيد ار روي چهارپايه..دستمال نمدار را برمي دارد..دوباره بالا مي رود و قسمتهاي آغشته به کف را با دستمال نمدار تميز مي کند..باز پايين مي آيد..دستمال خشک را بر مي داردو باز بالا مي رود..
پنجره را باز مي کنم ... نسيمي گونه ام را نوازش مي دهد بويي مستم مي کند بوي خوش بهار به مشامم مي رسد بهار نزديک است اين را همه اطرافم شهادت مي دهند! باور نداري!بگذار از درخت بپرسم ... درخت پير حياط خانه . . .
روزي که با سلام به تو مي شود شروع؛ اما اذنم ده تا گره بخورد انگشتهايم بر شبکه هاي ضريح مطهرت، آخر دلم هواي باران دارد. زيباترين خاطره هامان نگفتني ست، تصوير صحن خلوت و باران نگفتني است، باران ميان مرمر آيينه ديدنيست اين صحنه در برابر آيينه ديدنيست.
همين که اتوبوس راه هايي که اومده بوديم رو برميگشت، تلفن هاي مکرر عمو و مامان و خاله و دوستان پدر....يه جورايي حس برگشتن به شهر و شلوغي رو به آدم ميداد! مثه يه نفر که توي يک سکوت محض بوده و همين که راه ميره به يه جماعت پر سر و صدا ميرسه...آزار دهنده بود...
ديروز وقتي استادمان دقيق ترين نکته ي افعال ناصبه ي کتاب نحو را شمرده شمرده وبا وسواس زياد برايمان توضيح ميداد __دقيقا همان موقع __ فهميدم که خوردن چند دانه تمشک در هواي بهاري و معطر در جاده ي چالوس ميتواند مرا از شر خاطره هاي تلخ و گزنده ات خلاص کند ...
امام صادق(ع) فرمود: هر که چيزي را بگويد که درباره مؤمني به چشمش ديده و به گوشش شنيده است، از کساني به شمار مي رود که خداي عز و جل درباره اشان فرموده است: کساني که دوست دارند، کار زشت را درباره مؤمنان پخش کنند، عذاب دردناکي دارند
کي رفته اي زدل که تمنا کنم تو را ؟ کي بوده اي نهفته که پيدا کنم تو را غيبت نکرده اي که شوم طالبِ حضور پنهان نگشته اي که هويدا کنم تو را با صد هزار جلوه برون آمدي، که من با صد هزار ديده تماشا کنم تو را چشمم به صد مجاهده آئينه ساز شد تا من به يک مشاهده شيدا کنم تو را بالاي خود در آين? چشم من ببين تا با خبر زعالم بالا کنم تو را مستانه کاش در حرم و دير بُگذري تا قبله گاه مؤمن و ترسا کنم تو را
سبزه: تولد دوباره ، حيات نو و سبز بودن سمنو: ثروت و فراواني و وفور سنجد: عشق سير: دارو و درمان و بعنوان ماده اي گندزاد مي باشد سيب: زيبايي و سلامت سماق: رنگ طلوع آفتاب سرکه قرمز : سن و صبر و عقل سنبل: آمدن بهار و نشان دهنده زيبائي سکه زرد : ثروت همچنين برسرسفره هفت سين شمع هايي روشن دربرابر آينه قرارمي دهند که نشان دهنده آينده اي روشن است . تخم مرغ رنگ شده نيز نشانه باروري است . آينه نيز نمادي از خلقت است . ماهي قرمز نشانه زندگي است
خزان را بگذران شايد بهار خودي نشان داد... شايد بهار به تو هم لبخند زد... شايد امسال ديگر لحظه ي سال تحويل خواب نماندي... شايد كسي دعايت كردو انقدر خاطرش پيش خدا عزيز بود كه دعايش گرفت و ابر هاي دلت باريدند...
داستان زندگي همين است،همه کم و بيش مشکل داريم و همه به نحوي با مشکلات روبرو ميشويم. لحظه اي هستيم و لحظه اي ديگر شايد نباشيم...زندگاني را بايد گذراند و طي کرد،چه با اميد و چه نااميد...
پلاک بابا را مقابل صورتش گرفت.همينطور که پلاک تاب ميخورد،روزي را بخاطر آورد که پدر را براي آخرين بار مي ديد.... مادر کاسه اي آب و قرآني در دست داشت... پدر قرآن را برداشته بود تا ببوسد .دخترک با دستان کوچکش حلقه اي بدور پاهاي پدر زده بود و با زبان شيرين کودکي پرسيده بود که..بابا...
اينجا خيلي وقت است کسي مرا نمي شناسد!!!خيلي وقت است کسي مرا به نام کوچکم صدا نزده است... نشاني ز آشنايي نمي يابم در اين شهر... تو بيا وهمه اين هايي باش که به جز تو هيچ کس نيست و نبوده و نمي تواند باشد! اي فداي تو!به جاي همه گل ها تو بخند...
مـيـدانِ آسـتـانـه و چـشـمي بـه گـنـبدت/ درمـانـده و شـکـسـتـه و تـائـب کـنـارِ تـو/ در دسـت هاي مسـئـلـتم يک سـلامِ داغ/ در انـــتــظـارِ پــــاســخِ واجـــب کـنـارِ تـو/ در انــعــکاسِ آيــنــه هــايــت ســروده ام/ شـعـري بـراي حـضـرتِ صـاحـب کـنـارِ تـو/ پـــروانــه وار دورِ حـــرم بــال مــي زنــنــد/ روزي هــــزار عـــالــم و کاسـب کـنـارِ تـو/
عامل اين بيماري مي تواند از راه دستگاه گوارش ، تنفس و همينطور از راه جلدي به بدن انسان وارد شود راههاي انتقال بيماري : مصرف شير خام و فراورده هاي لبني آلوده خصوصا پنير تازه ، سر شير و بستني خامه دار و آغوز آلوده بودن ظروف مورد استفاده در حين شير دوشي تماس مستقيم با بافتهاي آلوده....
يادش به خير با چه شوقي مي رفتم، عجب شوري داشت مسجد رفتن هاي بچگي هايم. نگاه آسمان مسجد مي کنم، آسماني که براي من با همه آسمان هاي دنيا فرق مي کرد، آسماني که خداي من آنجا بود! اما حالا که بزرگ شده ام انگار اين آسمان هم مثل بقيه آسمان هاست!
يعني موردي كه قطعا غيبت است ذكر كردن چيزي است كه نقص شرعي يا عرفي نسبت به حال شخص غيبت شده باشد و آن چيز هم بر شنونده پوشيده شده باشد به طوري كه فاش شدنش را راضي نيست و غيبت كننده هم در مقام كوچك كردن و . . .
بعضيا اين ايام رو بهونه مي کنن که به خونه تکوني دل بپردازند، يکي شب عيد رو مشهده، يکي هم کربلا و مکه و...مي ره. خيليا اماکن زيارتي و معنوي (جمکران، مزار شهدا، امام زاده ها و...) رو براي پاکسازي خودشون انتخاب مي کنندو...
آخرين ساعات پنج شنبه 11 اسفند است و فردا صبح قرار است ايرانيان يک افتخار ديگر کسب کنند. در اکثر شبکه هاي تلويزيون دولتي خودمان بحث داغ انتخابات و اهميت آن مطرح است و شايد تمامي کانال هاي ماهواره اي هم برنامه هاي عادي خود را قطع نموده...
سلام به تو اي جاودانه، اي بزرگ فروتن،سلام بر تو اي پر رمزو راز ترين معناها،سلام بر تو و واي بر من، واي بر من که آنروز با تو نبودم،آنروز که تو رفتي ،آنروز کنار تو در نخلستان آنروز کنار تو در شلمچه،کنار شط،کنار لنج مان،کنار مادر که او را بوسيدي و رفتي و گفتي مادر مرا ببخش، آن وقت که مادر و خواهرت را روانه شهر غريب کردي و خودت ماندي تا از شهر از خاطره هاو ارزش ها،دفاع کني....
نشسته ام گوشه ي اين اتاق و هي کتاب هاي ادبيات را بي ادبانه ورق ميزنم امشب حالم خوب نيست . . . با آرايه ها اصطکاک پيدا کرده ام ساعت هاست دارم برايشان توضيح ميدهم که سرو نماد استواري نيست نماد بي احساسي و بي تفاوتي است اما اين روان شناس ديوانه مدام ميگويد سرو باش..سرو !!! هه!