آدم تشنه تا وقتي آب نديده زياد بيقرار نيست .اما وقتي آب ببينه و يا آب رو بهش نشون بدن و بهش ندن خيلي بي تاب ميشه و بيقراري ميکنه...خدايا آب رو ديدم اما لياقت نوشيدنشو نداشتم..چرا؟..خدايا جوون بودم جاهل بودم نميفهميدم درک نکردم...
بگذار تا خورشيد سربرهنه نماز کند با حلقوم پاکش عطش تلاوت نمايد و مهيا شود براي نهر ...بگذار تا جهنم بغض و کينه و نفرت در انعکاس طبيعي اين قطع و اتصال اين صل و نهر برافروخته گردد آنسان که کساء آتش بگيرد و آل کساء هنوز در خيمه باشند...
زمستان امسال سرمايش در چند سال اخير مثال نا زدني بود جمعه ي دو هفته پيش بود که يک مرتبه هوس کرديم سري به گلستان شهدا بزنيم انگار که شهدا ما را طلب کرده بودند و خودشان هم اسباب رفتن را جور کردند بالاخره راهي شديم
نوع مديريت خانواده به لحاظ اقتصادي و مديريت ايجاد و هدايت توقعات در زن، شوهر و فرزندان مي تواند در پيشرفت همگن و يکنواخت مجموعه ي خانواده و تمام اعضاي آن نقش بسيار مهمي داشته باشد و . . .
از فرط شوق فريادي کشيدم که البته با اعتراض آقاي همسر مواجه شد، چون اين روزها بنده ي خدا مدام با اين فريادهاي از سر شگفت زدگي من، دچار قلب درد و سر درد مي شوند و دخترکمان هم خواب بود که شکر خدا بيدار نشد :)))))) اين همزماني دو رويداد زيبا را به فال نيک مي گيرم انشالله که مقدمه اي باشد براي يه شروع نو يه سال نو... توکل به خدا
بعد از زيارت «امين الله»، مفاتيح را ورق زدم تا به زيارت حضرت معصومه سلام الله عليها برسم و از همانجا به آستانش توسل كنم. اين بار در زيارتش، اين جمله توجهم را جلب كرد: «اللهم و رضاك و الدار الآخرة» خدايا! رضاي تو را ميخواهم و خانهي آخرت را. رضاي تو؛ رضاي تو، امام رضاست. رضاي تو را ميخواهم.
خدايا مرا درياب قافله رفته است مانده ام يارم باش تا بارم را ببندم مي نويسم چون دلم تنگ شده است براي سحرهائي که گويا ملائکه به زور براي نمازشب بيدارمان مي کردند! و هرچه مي کرديم خوابمان نمي برد!!!... آخر دست و پا و زبان و گوش و جوارح مان از گناه و عصيان دور شده وبه عبوديت نزديک تر و چقدر خدا دلش تنگ ما شده بود...
عطري عجيب از دل اين خانه ميدمد حسي غريب زد از سمت آسمان امروز از نگاه زمين اشک جاري است بغضي شگرف خيمه زده بر گلويمان رنج راه، سوگ همرهان، اشک وآه و داغ توأمان، قرار از دلتان وتوان از جانتان برده بود. حق با شما بود بانو!
آن دو سوار، وقتي نزديک جنازه رسيدند، پياده شده و بر جنازه نماز خواندند و جسم پاک ريحانه آل رسول را در داخل سَردابي (که از قبل آماده شده بود)، دفن کردند و بدون اين که با کَسي تکلم نمايند، دوباره سوار بر مرکب شده و رفتند و کَسي هم آنها را نشناخت .
نوجواني آمده بود براي راي ريزي اما يک ماه اختلاف داشت سنش، بغضناک التماس مي کرد. همچون نوجوانان روزهاي جنگ. کودکان صف کشيده بودند فقط براي اينکه انگشت سبابه شان را رنگي کنند و به رخ يکديگر بکشند که ما نيز آمديم.
تا به حال با خودت فكر كرده اي ... راستي شما ايفن تصويري داريد؟ حالا به سوال قبلي من جواب دهيد تا به حال با خودتان فكر كرده ايد چرا آيفن تصويري مي خريم و يا چرا دوست داريم قبل از اينكه گوشي تلفن را جواب دهيم اول شما ره اش را ببينيم ؟
ايشون گفت من يه مادر بزرگ دارم که الان چند روزه يکسره مي گه ذبيح جون دوازدهم کي هست ؟ گفت منم مي گم مثلا سه روز مونده تا دوازدهم ، امروز نهم اسفنده . بعد اون مي گه يادت نره اون سال که تو نبودي هيشگي منو پاي صندوق نبرد . پرسيدم چند سالشه ؟ گفت : 95 ساله است . من از 12 سال پيش هر جا مي خواد بره کولش مي کنم.
آري چشمان زمينيمان را كور كرديم و خاك فكه و طلاييه در آن ريختيم، عطر كفن هاي شهيدان گمنام را به آن ها زديم و بعد با اشك هجران آن ها را غسل داديم . و حال چشمانم را كه باز ميكنم، روبه رويم شهري را ميبينم که نور چراغ هايش چشمانم را مي زند . . .
يقين بدان امروز چشمها به نقطه ايست که تو ايستاده اي. و دليل اينهمه تبليغات بر ضد ما و اينکه مي گويند راي ندهيد و... همين است. چرا بر عليه انتخابات ديگران چنين تبليغات سوء و متضادي با چنين وسعتي نمي بينيم؟
دوست دارم همه منو بشناسند. دوست دارم مشهور باشم. هر جا سخن از خوبيه، نام من هم باشه. اگه اسم خيّرين رو ميبرند نام من هم باشه... بالاخره نام من همه جا باشه. هر کار خوبي ميکنم همه بفهمن و تشويقم کنند... اما در کنارم چي ميگذره:
شعار نباشد شايد ... وقتي مي بينيم آدم هايي را که علاوه بر سنگ و خاک ... هم خون ديده اند... هم توپ ... هم آتش ... شعار نباشد شايد که بگوييم بايد همين جا را جبهه کنيم ... نه دلتنگي ... نه اندوه ... نه فراموش ... حال ارميايي مان را نگه داريم ... باشد که لگدمال شويم ...
فرداي آن روز وقتي براي سيه نمايي هاي ايران کف و سوت مي زدند و دشمنان کشورمان چپ و راست به او تبريک مي گفتند با مادرم تماس گرفتم تا خبر گرفتن جايزه ي اسکار را به او بدهم ... هويزه بود ... در حين صحبت ناگهان صداي يازهراي بچه ها بلند شد ... - مادر چي شد؟ - بعدا تماس مي گيرم يکي از فرزندان شهدا روي قبر يکي از شهداي گمنام بيهوش شد ...
ميوه به سرشار از ويتامين هاي A و B ميباشد و داراي نمک هاي قليايي و از جمله مواد موثره آن تانن است
اسلام دين اعتدال است نه افراط و نه تفريط و به انسانها توصيه ميکند براي جلوگيري از مسائلي که ممکن است جامعه اسلامي را دچار تزلزل کند عفت پيشه کنند. امروزه و در دنياي صنعتي با وجود ماهواره و کامپيوتر و...،
خانه ي دل را جلا ده تا که گردد جاي دوست / خالي از کبر و ريا کن تا شود مأواي دوست / چشم پوشي کن ز خواهش هاي نافرجام خود / تا شود دل آشنا و ديده ات بيناي دوست / دور کن از سر هواي نخوت باد غرور / تا که بيني جلوه اي از طلعت زيباي دوست