<   <<   176   177   178   179   180   >>   >

آقاي ما...
 آقاي ما...
در سفر کربلا که دوست عزيزم، همسفرم بود، يک بعدازظهر خواستيم خريدها را تمام کنيم، سوغاتي بخريم و به قول گفتني فايلش را ببنديم. به اين خاطر خيلي عجله داشتيم. خريد کرديم اما موقع حساب و کتاب در هتل، ديديم که 60هزارتومن پول کم است! نگو بين راه ظاهرا پول ها افتاده بودند و ما...
خيال کن همه را خواب ديده اي
 خيال کن همه را خواب ديده اي
تشنه که ميشود . . . .چند قطره آب.... و کمي سايه که زير خنکايش بياسايد... هنوز ناتوان است ....دستي زير سرش ميگذارند.....تا به شانه نيفتد... لبش اگر خشک و تشنه باشد...تلظي ميکند... زبان ميگرداند... تشنه که ميشود... خود را به سمت سينه ي مادر ميکشد..
مثل رباب
 مثل رباب
بسم الله الرحمن الرحيم محرم است.مثل هميشه وضويي تازه ميكنه و به هيئت عزاداري اباعبدالله الحسين ميره. ازگوشه و كنار پيام ميرسه نرو! بارداري بهت فشار مياد... ميره.دخترك كوچكش بايد عشق حسيني بياموزد. با طفل در شکمش مي گويد: اصلا سال آينده لباس سقايي برتنت ميكنم و به همايش شيرخواره ها ميبرمت... آنجاكه مادران طفلان كوچكشان را روي دستهايشان بلند ميكنند تا فداي حضرت علي اصغر كنند...
آيا واقعه کربلا فقط يک حادثه بود؟
 آيا واقعه کربلا فقط يک حادثه بود؟
برخي افراد بخصوص کساني که به حوادث پيرامون خود با نگاهي سطحي نگاه مي کنند حادثه کربلا را يک نتيجه تکراري از يک رفتار تکراري مي دانند. يعني هر کس عليه نظام حاکم بر جامعه (چه نظام حاکم حق و چه ناحق) اقدام به قيام مسلحانه کند نتيجه آن عکس العملي است که هر حکومتي ...
آهستان كربلا...
 آهستان كربلا...
آه اولين و سريع ترين عکس العمل مظلوم است نسبت به بيداد. آه از کلمات قصار است يعني کم حرف است ولي پر معنا. احاديث و روايات در دسترس ما حساب خاصي باز کرده اند براي آه مظلوم. گويا اين آه بدجوري ميان فرشتگان خدا خريدار دارد. عرش وفرش را به آماده باش فرو مي برد...
شيخ پير عاقد
 شيخ پير عاقد
چهره ي جذاب و صداي دلنشينش حال و هواي خوبي به اتاق داده بود. با متن عربي يک دعا شروع کرد اونقدر اين دعا را زيبا خواند که همه ، مجلس عقد را يادشون رفت . به هر کس که نگاه کردم چشماش خيس بود. حتي داماد !همه يواشکي چشماشون را پاک مي کردند. موقع جاري کردن خطبه ي عقد ...
رانندگي در مه!
 رانندگي در مه!
جمعه شب در مسير به سمت قم، حد فاصل نايين و اردستان، گرفتار مه شديدي شديم؛ خطهاي کنار و وسط جاده اصلاً ديده نمي‌شد، به گونه‌اي که حتي اگر مي‌خواستم توقف کنم، جاده را از حاشيه آن تشخيص نمي‌دادم. در ترديد ايستادن و رفتن بودم اما خطر ايستادن را بيش ار رفتن مي‌ديدم.
ميخواهم از حسين (ع) بگويم
 ميخواهم از حسين (ع) بگويم
بسم رب الحسين به هر وبلاگي سرميزنم از دل گفتند و از دلتنگي... از كربلا گفتند و از دوري... از عباس گفتند و از عطش... از حسين گفتند و از سر بريده... اما من ميخواهم از حسين بگويم و از هدفش... از امر به معروف و نهي از منكر...
با داغ کربلاي شما آتشم زدند
 با داغ کربلاي شما آتشم زدند
نمي دونم امشب چي شد و چي نشد، اصلا براي طراحي طرح نيومدم پاي سيستم اصلا هم قرار نبود که همچنين طرحي بزنم، اصلا چيزي توي ذهنم نبود که بخوام پياده اش کنم/ نميدونم حکمت طراحي اين طرح اونم امشب چي بود...
بوي باران
 بوي باران
ببار اي ابر بهار با دلم به هواي زلف يار طول اتاق را قدم مي زدو با صداي خواننده مي خواند. موهايش را شانه مي زد. تارهايي که کنده مي شد را رها مي کرد روي زمين! پنجره خيس بود!پسربچه ي طبقه بالايي با تفنگ آبي اش خود را از نرده هاي بالکن آويزان کرده بود و پنجره اتاق را خيس کرده بود!
آيا محب هستيم!
 آيا محب هستيم!
در عالم محبت و عشق روابط چندگانه اي مد نظر قرار دارد که از جمله آنها بايد به رابطه ي بين حبيب و محبوب اشاره کرد. واضح تر آنکه رابطه دوستي زماني شکل مي گيرد که دو طرف در آن وجود داشته باشد، يکي دوستدار و ديگري دوست داشته شده که از آن ها به حبيب و محبوب يا عاشق و معشوق ...
رفاقت حلال..
 رفاقت حلال..
دوستم: اتفاقا توي مکيال بود فکر کنم که ميخوندم ميگفت سمت راست عرش خدا، اون دنيا، يه عده هستن توي يه هاله اي از نورن که چشم بقيه نميتونه ببيندشون انقدر نور دارن مسافر:خخخخخخخب.. دوستم: بعد ميگن اينا کسايي هستن که در حلال خدا با هم «دوستي» کردن !!!
سندروم خودروشنفکرانگاري
 سندروم خودروشنفکرانگاري
بي‌مزه‌ترين و در عين حال خطرناک‌ترين آدم‌ها، اونهايي هستند که به همه لبخند مي‌زنن! همه رو تاييد مي‌کنند و سعي مي‌کنند همه رو راضي نيگه دارن!
زنده باد ورزش سياسي!
 زنده باد ورزش سياسي!
وقتي آدم‌ها و کشورهايي هستند که با سه رنگ پرچم ما مشکل دارند؛ با نمادهاي پرچم ما مشکل دارند، با «الله‌اکبر»‌هاي روي پرچم و با اون «الله» وسط پرچم ما مشکل دارند و چشم ديدن پرچم سه رنگ ما رو با نماد‌هاي جمهوري اسلامي ندارند؛..
صدا و سيما به کدام سو ؟ (قسمت اول )
 صدا و سيما به کدام سو ؟ (قسمت اول )
اهميت رسانه ها بويژه رسانه هاي تصويري و تاثير مستقيم آنها بر روي افکار عمومي و فرهنگ عمومي جامعه بر کسي پوشيده نيست ، در عصر ما افکار عمومي جهان در دست رسانه هاي جهاني است .
ندبه در عيد ؟!
 ندبه در عيد ؟!
يکي از اموري که در روز عيد بزرگ غدير توصيه شده است خواندن دعاي ندبه است که دعاي همراه گريه وندبه و اه است در اين باره تاملي بشرح زير شده است : 23 سال کار فرهنگي همراه با درد ورنج و زحمت فراوان وجهاد و مبارزه و ايثار و از خود گذشتگي سر انجام به شکست جهل و کفر منتهي گرديد ...
تجربه نمايشگاهي
 تجربه نمايشگاهي
بعد از تقريبا ده روز نمايشگاه مطبوعات شروع شد. من که حسابي از نمايشگاه قبلي خسته شده بودم مي خواستم شرکت نکنم. عزيز دل اين بار بيشتر علاقه نشون ميداد. با اصرار اون و. اين که کار براي امام رئوفه رفتم.
پايـيــز جان ...دمت گـــرم
 پايـيــز جان ...دمت گـــرم
ميدانم دمت باد سرد است و بازدمت سوز سرما ... اما دمت گرم ... چشممان روشن شد با اين همه سپيدي برف، آن هم در آبان ... آن هم در کوير قـــــــــــــــم ... امروز خودم شنيدم که مردم شهر مان داشتند قربان صدقه ي آن برگ هاي خشک و زردت ميرفتند . . .
ننه سرما...
 ننه سرما...
همين مي شود ديگر . هي به ننه سرما گفتم در خانه را محکم ببند . گوش نکرد که نکرد . معلوم نيست اين باد سر به هوا کي آمده که تقويم ننه سرما را دست کاري کرده . آبان و آذر را تند تند ورق زده . انگار نه انگار که پاييز است . ننه سرماي بيچاره فکر مي کند زمستان شده ...
پرچم نيم دايره من...
 پرچم نيم دايره من...
من يک مرز دارم. يک مرز فقط براي خودم. يک تابلوي ورود ممنوع بزرگ: ورود افراد متفرقه ممنوع! جلوتر از اين نياييد! من يک شعار هم دارم: مراقب مرزهاي ديگران و خودتان باشيد. به مرز و حريم ديگران احترام بگذاريد. اين يک خانه­ي امن است، هرکسي نمي­تواند سرش را پايين بندازد و تو بيايد...

<   <<   176   177   178   179   180   >>   >
By: ParsiBlog.com ® Team © 2003