<   <<   131   132   133   134   135   >>   >

  تا ثريا رفته اين ديوار کج
حال نکته اينجاست که ايشان نه اسلام را شناخته اند و نه فلسفه اسلامي و نه شرايط زمان را ..!!! و اين همان نقطه شروعي است براي ايجاد انحراف تا ثريا ... و اين شد که به اين نقطه رسيدند که راهي بجز جدايي دين از سياست براي رسيدن به آرمانگرايي آرمانگرايانه شان !!! وجود ندارد . اين نگاه به قول استاد مطهري از سطحي نگري در بررسي مفاهيم فرهنگي ديني نشأات مي گيرد . در اينجا شايد روشنفکران ديني ادعاهايي هم داشته باشند که متاسفانه به علت تداخل و سنگيني سايه فرهنگ غرب بر انديشه هايشان به گمراهي کشيده شده است
  سکولاريسم محتوائي
حضور روحانيت در مناصب حکومتي نظام لزوماً نشانه پايان خطر سکولاريسم حوزوي نيست ! اگر در حوزه‌هاي علميه که اساس قوام مشروعيت ديني نظام مي‌باشد جرياناتي غالب شوند که به جاي قرآن و سنت و انديشه ديني برپايه اصول «ليبرال دموکراسي» فلسفه حکومتي را تعريف کنند اين از همه نوع سکولاريسم قابل تصور در حوزه خطرناک‌تر مي‌باشد، چرا که با نام دين و حوزه مسير نظام را به بيراهه مي‌کشانند.
  بوي ابيات حزين
باز اين دل غزلش گل کرده / چند روزي است تأمل کرده / غم بي مهري تو پيرش کرد / گِله اي نيست تحمل کرده / گُـل چه از عشق و وفا مي داند / هنـــر آن است که بلـــبل کرده / دل وفا کرد و جفا ديد ولي / شده مغبون که تبادل کرده / گرچه تنهاست ندارد ياري / به خــداونـد توکــــل کرده / بوي ابيات حزين مي آيد / باز اين دل غزلش گل کرده
  راز خلقت
آمدي با نگاه روشن خود / از حقارت نجاتمان دادي / ساقيا ! تشنه‌كامي ما را / ديدي آب حياتمان دادي / تا ابد در تمام كون و مكان / احد النّاسي از تو بهتر نيست / ديگران غرق در تكاثر و تو / همّ وغمّت بغير كوثر نيست / اي امين ! اهل آسمان و زمين / ريزه خوار كرامتت هستند / حرف آزادگي كه پيش آيد / سروها محو قامتت هستند / تو بهاري كه لمس دستانت / آرزوي تمام شاليهاست / راز خلقت تويي ، تو، تنها تو ! / به خدايي كه اين حوالي هاست /
  خودي نماهاي بي خود
روزهاي حساسي که شناخت حق و حقيقت با حيله گريهايي که صورت مي گيرد و فضاي غبار آلودي که بوجود مي آيد ، شايد در وحله اول خيلي ناممکن به نظر بيايد ... اما تنها راه نجات از اين گرداب خانمان برانداز ، بصيرت و شناخت از مرزهاست ... مرز بين خوب و بد ، مرز بين حقيقت و دروغ ، مرز بين حق و باطل ، مرز بين دوست و دشمن ... مرز بين خودي و غير خودي ... در مبحث شناخت خودي و غير خودي ، ابتدا بايد معيارها را شناخت و آنها را از هم تميز داد ، معيارهايي که بوسيله سنگ محک مان که همان ولايت فقيه است ، معرفي شده و مي شود
  فرزند نامشروع غرب و آمريکا
اين روزها دوباره تحولات سوريه و حواث جاري در داخل و پيرامون آن جزء خبرهاي تيتر يک رسانه هاي دنياست ... از بازرسي غير قانوني هواپيماي سوري در ترکيه بگيريد تا حمايت مجدد حزب الله لبنان از سوريه و ماجراي ورود پهپاد جاسوسي حزب الله ( شما بخوانيد جمهوري اسلامي ايران ) به خاک رژيم صهيونيستي و ساعتها فيلمبرداري از مراکز بسيار پيشرفته و فوق مدرن نظامي اسرائيل ... در اين يادداشت به دور جديد برنامه هاي مداخله جويانه ي آمريکا و اسرائيل براي سوريه و نيز کمي در مورد نگراني رژيم صهيونيستي از اوضاع منطقه و آ
  آواز باران
چندي است مرغ فکرتان در دام مانده / از دفتر انديشه ام خطي نخوانده / مردم سلوني قبل انتم تفقدوني / قرآن منم ناطق؛ لماذا قاتلوني / الحکم لله را چه بد تفسير کرديد / هر آيه را با ذوق خود تعبير کرديد / تنها ز مردي نام آن بر دوش داريد / خوابيد و تيغ فتنه در آغوش داريد / صد جامه پوشيديد هر دم رنگ وارنگ / حق را گرفتيد از حقيقت بر شما ننگ / اي کوفه تو معناي يک اسطوره هستي / در ادعا، نامردمي ، تزوير پستي / اي صبر در کامم چه تلخ و ناگواري / در چشم خون آل
  آنچه خوبان همه دارند ...
قطعاً در اين روزهاي حساس تنها سکان دار توانمند کشتي شناور جمهوري اسلامي ايران در درياي پرتلاطم آشوبها و فتنه ها ، کسي نيست جز مرد آسماني و نوراني از تبار فرزندان زهرا ... مردي که چنان آرامشي در نگاهش جاريست که قادر است با يک نگاه و يک کلام ، امواج سهمگين را به منظره اي دلنشين و صدايي آرامش بخش تبديل کند ... مقتداي من سيد علي ... رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران آيت الله خامنه اي (مدظله عالي ) ... ولايت فقيه بعنوان ستون و خيمه مستحکم نظام سياسي عبادي اسلام ، هميشه نقطه اتحاد مردم بوده است ، چه نقش
  امنيت ملي شرط توسعه پايدار
بر طبق نظريه ولفرز ؛ ... امنيت در معناي عيني فقدان تهديد در برابر ارزش‌هاي كسب شده را مشخص كرده و در معناي ذهني ، فقدان ترس و وحشت از حمله عليه ارزش‌ها را معين مي‌كند . در واقع امنيت ؛ بيروني است چون بايد به تهديدات توجه داشته باشد و دروني است چون روي‌كرد به آسيب‌پذيري‌ها دارد . در مجموع امنيت يك مفهوم نسبي است . مثلا ما يك ذره‌پوش را در برابر ترافيك و وزن مخصوص و يا پرتاب موشك‌ها آزمايش مي‌كنيم . اما مشكل وقتي است كه يك فرد معارضي بخواهد روي آن آزمايش كند . چون او به دنبال يافتن نقطه شكست(آسيب‌
  دبيري خاک عالم بر سرم کرد!
دبيري خـــاک عالم بر سرم کرد / فقط من نه ! که دلخون مادرم کرد / پدر از پول برقــــــش ناله دارد / ز دست ما شکايت ، خاله دارد / خوراک و خوابمان گرديده ناجور / برادر زاده ام گـــــرديده رنجور / که عمه ! خالي بازي کن تو با من / بيا و خانه سازي کن تو با من / نشستي پشت ميز و قهري انگار / تو گاهي تلخي مثل زهري انگار / و گاهي بيخودي ميخندي اي واي / و گاهي درب را مي بندي اي واي / همين ديروز مادر بانگ برداشت: / خدا لعنت کنه اونکه نِتو ساخت

<   <<   131   132   133   134   135   >>   >
By: ParsiBlog.com ® Team © 2003