نگيزه ي ديگر صدام اين بود که با استفاده از سقوط شاه که از سوي آمريکا به عنوان ژاندارم منطقه انتخاب شده بود ، بتواند با پيروزي بر ايران ، خلاء سقوط شاه را پر نموده و نقش ژاندارم منطقه را در حفظ منافع غرب بازي کند و علي رغم موضع ضد آمريکايي که قبلا اتخاذ مي کرد ، به آمريکايي ها نشان دهد تضاد منافع با آ ن ها نداشته و اقدام وي در راستاي اهداف آمريکا در منطقه مي باشد
دايرةالمعارف بزرگ فرانسوى كه نوشته علماى مسيحى است اين تحريف را چنين نقل مىكند: نام ديگر «محمّد» كه آن هم از ريشه حمد بوده و مرادف با محمد است احمد ذكر شده كه به احتمال زياد، مسيحيان عربستان آن لفظ را به جاى «فارقليط» به كار مىبرند. احمد به معنى بسيار ستوده و مجلّل است كه ترجمه لفظ «پير كلتوس» است كه به اشتباه لفظ «پاراكلتوس» را به جاى آن گذاردند. به اين ترتيب، نويسندگان مذهبى مسلمان بطور مكرر گوشزد كردهاند كه مراد از اين لفظ بشارت ظهور پيامبر اسلام است.
اي سـتوده در کلام ذوالجلال / خلق نيکـوي تو در اوج کمال / اشــرف مخلوق در عالم تويي / سـيد نــوع بنــي آدم تـويي / کمترين وصف تو« لولاک» آمده / در طفيلت جمله افلاک آمده / «قاب قوسين» شد مقامت نزد دوست / پنج نوبت بانگ نامت بعد اوست / خاک بر فــرق عدويــت تا ابد / گشت ابتر دشمنت، حکم احد / حق تو اين ناجوانمـردي نبود / دشمنت اينگونه نامردي نمود / واي من، شيطان چنين تزوير کرد / خوي خود در نقش تو تصوير کرد قطع بادا دست و بازوي خس
اکثر برده داراي در انگليس و امريکا و فرانسه بطور منظم سالها ادامه داشت و اين سه کشور تعداد رکورد برده گرفتن از افريقا را شکسته بودند.برده داري در اين سه کشور به يک تجارت پر سود تبديل شده بود.و در اين زمان بود که يهوديان و حاميان صهونيست بکار دزدي جواهرات کشورهاي مختلف مخصوصا در امريکاي لاتين و قاره افريقا و کشور مکزيک سفرهاي زيادي مي کردند که گاها نيز دران سرزمين ها به خاطر مقاومت مردمي کشته مي شدند ولي انچه در تاريخ ثيت شده است حرص و طمع يهوديان صهونيست براي بدست گرفتن معادن الماس و طلا در افري
در زمان آغاز جنگ تحميلي فقط سه کشور بودند که با ايران اعلام هم بستگي کردند . آن سه کشور عبارت اند از؛ ليبي، سوريه و کره شمالي . البته کره شمالي که خود درگير ، درگيرهاي خود در منطقه بود نتوانست آن طور که بايد به ايران کمک کند ، ليبي هم که در اواسط جنگ نظرش عوض شد و به ايران اعلان جنگ کرد ، فقط سوريه بود که در قسمت هاي زيادي از سال هاي جنگ تحميلي ، بطور غير مستقيم به ايران کمک مي کرد ، مخصوصاً در زماني که ايران به شدت به دنبال خريد سلاح از کشورهاي ديگر بود و کسي به ايران سلاح نمي فروخت .
آمد براي شستنِ غم هايم ... اين صبحِ با طراوتِ باراني ... از گرميِ نگاهِ غزل جويي ... دارم دوباره ميلِ غزلخواني ... مي خورد رويِ شاخه اي از طوبا ... آهسته بر لبانِ چکاوک باد ... مي خوانَد اين پرنده ي خوش آواز ... از جان و دل ، سرودِ مبارک باد ... اين جا خدا به روي زمين آمد ... در شکل هشتمين گل زهرايي ... آمد دليل وسعتِ دريا شد ... آن روحِ بيکرانِ اهورايي ...
مگر تحقير روز افزون مسلمانان جز افزايش اسلام خواهي و اسلام پژوهي در کشورهاي غربي نشده است؟ مگر اقدام « سلمان رشدي » ملعون و مرتد، جز تبليغ کتاب آسماني قرآن و معرفي آن به متفکرين غير مسلمان عايدي براي اسلام ستيزان داشته است؟ مگر اقدام کاريکاتوريست دانمارکي در سال2006 در توهين به مقام شامخ پيامبر اسلام(ص) جز ايجاد موج نفرت از غرب و زيان اقتصادي به واسطه ي تحريم کالاهاي کشورهاي حامي آن اقدام، نفعي براي آنها داشت؟ و مگر حرکت «تري جونز» کشيش امريکايي در سوزاندن قرآن و يا همه ي فيلم هاي ضد اسلامي هالي
يکي از رازهاي موفقيت شهريار زبان ساده اوست. شهريار با اينکه شاعري بزرگ است اما زباني ساده دارد همين سادگي زبانش باعث مي شود اشعارش عامه گير باشد و همه مردم شعر او را فهم کنند بخوانند و هر کس سهم خود را از اشعار او بردارد يک عالم ديني، فقيه، فيلسوف، رياضيدان، سياستمدار، عاشق، عارف همه از شعر شهريار سهم خود را بر مي دارند و اين خود خيلي مهم است و با توجه به اينکه جامعه ما جامعه مذهبي و شيعي است شعرهاي مذهبي شهريار هم برخلاف همه نوحه ها و اشعار مذهبي ديگر، شعر
صبح است، صداي زنگ تلفن، از دفتر استاد: شما و يک نفر ديگر هستيد که براي معمم شدن در عيد غدير تاکنون ثبت نام کردهايد، امشب شب ولادت حضرت معصومه سلام الله عليها است و با توجه به ارادتي که استاد به حضرت دارند، فرمودند که امشب مراسم باشد. إن شاء الله با خانواده بعد از نماز مغرب و عشاء تشريف بياوريد.
مسئله ازدواج نکردن حضرت! چيزي که من به وفور شنيدهام اين است که چون همکفو حضرت پيدا نشد ايشان ازدواج نکردند! البته اين نظر را خيليها مطرح کردهاند و بايد دقيق مورد بررسي قرار بگيرد ولي به نظر بنده چنين مسئلهاي نميتواند دليلي براي ازدواج نکردن ايشان باشد. اولين اشکالي که به اين نظر وارد است اين است که با اين حساب هيچکدام از ائمه: نبايد ازدواج ميکردند چرا که جز اميرالمومنين و حضرت زهرا که همکفو و همشان هم بودند همسران ديگر ائمه هر چند بسيار مقام والا و جايگاه معنوي ارزشمندي داشتند ولي ب
استکبار جهاني و صهيونيست هاي جنايتکار که دشمنان جهاني اسلامند و روز به روز در حال افول قدرت و نفوذ خود در جهان به خصوص در منطقه خاور ميانه هستند پروژه اسلام ستيزي را در جهان اسلام براي فرار از تبعات انقلاب اسلامي که به بيداري اسلامي در ميان مسلمانان جهان منجر گشته و شهامت ...
آقاي خاتمي چطور سکوت در برابر آن همه توهين به مقدسات در دوران در قدرت بودنتان را و اين هياهو در دوران مهجور شدنتان را در کنار هم توجيه کنيم؟! چطور مي توانيم باور کنيم شما که دست توهين کنندگان به پيامبر را به گرمي فشرده ايد، امروز از تکرار اين حادثه مشابه غيرت دينيتان به جوش آمده؟! روز عاشورا که طرفداران امثال جنابعالي حرمت اين روز را شکستند چرا سکوت اختيار کرده بوديد؟! اگر هر غير مسلماني اين اقدام را محکوم کند به دليل آزادگيش مي توانيم بپذيريم، اما شما که امتحان خود را قبلا پس داده ايد حق محکوم
قبلاازروي سادگي يابچگي هرفيلمي رامي ديديم وازقهرمان فيلم ياهراثرهنري ديگر براي خودالگوسازي مي کرديم.نقش واثرخوب اودرفيلم آنقدربراي ما که افرادي مذهبي ومثبت گراهستيم جذاب بود که شخصيت اصلي اورانيزباهمان معصويت تصورمي کرديم وسعي داشتيم رفتارهايمان رابه شخصيت اونزديکترکنيم.اماوقتي پرده هاي هزاررنگ سينماوتلويزيون کنارزده ميشد هرروز اخباري پرحاشيه ازبه اصطلاح هنرمندان به گوش مامي رسيد که دوست نداشتيم باورکنيم قهرمان قصه ي ما قهرمان نيست.اما در ميان ما افرادزيادي هستند که فکرمي کنند راهي را که قهرمان
تا دير نشده صدايم بزن دوباره بايد صداي گرم تو را بشنوم تا دير نشده کمي ثانيه ها را هُل بده بايد کمي شتاب زده با من تا کرد تا دير نشده دوباره دستم را بگير ميخواهم حس يک نفس مسيحايي به شش هايم منتقل شود دارد دير مي شود فصل سبز و ميوه ها تمام مي شود دارد يک خورشيد داغ باران را محاصره مي کند بين بازي ماهي ها قرار است يک قانون تازه اي وضع شود دارد دير مي شود دنيا مي خواهد قصه ها را از انتها شروع کند تو داري به نور طعنه مي زني و من دارم دست به دامان سايه ات مي شوم.تو داري به شوق قاصدک ها فوت مي کني و
عشق بود و خدا و بعد بهشت/ دلبري دلربا و بعد بهشت/ غزلي مي سرود خالق عشق/ غزلي با صفا و بعد بهشت/ اولين بيت شعر او اين بود/ احمد مصطفي(ص) و بعد بهشت/ بيت بعدي به شان حيدر(ع) بود/ سوره هل اتي و بعد بهشت/ بيت سوم به نام زهرا(س) بود/ كوثر پر بها و بعد بهشت/ بعد از آن نوبت حسن(ع) آمد/ گل ماه دعا و بعد بهشت/ چه بگويم كه بيت بعدي شد
دولت ايالات متحده ي آمريکا بايد به عنوان استعمارگر جوان از اسلاف وپدارانشان به عنوان الگويي مناسب در راه جنايت واستعمار بهره مندمي شدند وبراي بدست آوردن ثروتهاي خاورميانه وشمال آفريقا از کساني که دويست سال قبل از آنان منابع همان منطقه ي مورد نظر را به تاراج برده بودند بايدتبعيت وازتجارب آنها استفاده مي کردندبعد از دهه ي شصت ميلادي اين موضوع به وضوح نمود پيدا کرد مدارک واسناد منتشر شده توسط خودآمريکاييها پشتوانه ي محکمي براين مدعاست
يعني حب دنيا و رياست تا اين حد ما را تحت تاثير قرار داده که به راحتي به خود اجازه مي دهيم در اين فضاي و دوران حساس جامعه ، اينچنين بي پروا و بي حيا در جلوي چشمان ملت مومن و انقلابي و اسلامي ، به جان هم بيافتيم ؟! شايد هم قصد داريم به مردم ادب را بياموزيم ، البته آنهم به شيوه ضرب المثل ؛ ادب از که آموختي ، از .... . !!!
هميشه مخالف مهريه کم بودم، با زيادش هم مخالفم. اما آن روز با مهريه کم مخالف بودم؛ ولي دوست داشتم مهريه زياد باشد.چرايش را نمي دانم........ عروس شاگرد خودم بود. نگاه معصومانه اش را به ياد مي آورم ونجابتش. زود مي خواست ازدواج کند.چرايش را بعداً فهميدم.باکي ؟ با مردي که جاي پدرش بود. پدر داماد گفت:حاجي همسايه ايم،دختره مادر مرده است؛گفتم ثواب دارد،پسرمان هم که ازدواج نکرده.... ومن در فکر لکه ي سياه روي کفشم بودم،ولي دلم چيز ديگري مي گفت:فکر مي کردم وسواس است،استعاذه اي خواندم وادامه مجل
شايد آن موقع که صهيونيست ها چنين فيلمي را سفارش مي دادند گمان مي کردند که با يک واکنش کوچک و قابل کنترل مواجه خواهند شد و مي توانند به بهانه همان واکنشهاي کوچک، اسلام و مسلمانان را محکوم به خشونت کنند و سياست هاي تبليغاتي شديدتري را عليه مسلمانان و اسلام دنبال کند، اما با گسترده شدن اعتراضات به کشورهاي زياد و حتي غير مسلمان، عملاً نه تنها همان گروه قبلي به پشيماني دچار شده اند، بلکه هزينه ي اين گونه آثار لحظه به لحظه در حال زياد شدن است، آري اگر چه اسلام دين علم و عقل است اما دين غيرت و جهاد نيز
غرب رفاه و پيشرفت خود را بر پايه ي چيزي به نام منافع ملي بنا نهاده است و اين منافع ملي همان شعاري است که بسياري از غرب دوستان نيز به آن وقع زيادي مي نهند و مسئولان کشورمان را به خاطر آن مورد شماطت قرار مي دهند، اما ريشه ي اين شعار از آنجا موجب پيشرفت اين کشورها شده است که خون ملت ها را در شيشه و نفت شان را در بشکه ريختند و سکوهاي پيشرفت خويش را بر منابع کشورهايي مانند ما بنا نمودند. اين کشورها الماس و طلا و نفت و گاز و ... را از کشورهاي ديگر مي مکي