اگه شب بي خواب بشه فيد مي زنه پيام رسان / جيگرش کباب بشه فيد مي زنه پيام رسان / داشته باشه يه خبر فيد مي زنه پيام رسان / يا بخواد بره سفر فيد مي زنه پيام رسان / اگه مرغ گرون بشه فيد مي زنه پيام رسان / اقتصاد داغون بشه فيد مي زنه پيام رسان / شارژ کنه موبايلشو فيد مي زنه پيام رسان / پيامک
« بشار اسد » در سال هاي گذشته نشان داده است که در جبهه پايداري نه تنها از پدر مرحومش « حافظ اسد» چيزي کم نگذاشته بلکه در مراحل حساس و جدي اي مثل آنچه که امروز در سوريه مي گذرد حتَي از پدر پابرجا تر و مقاوم تر است . مرحوم حافظ اسد با وجود اينکه از حمايت هاي خود از مقاومت در مدَت زمامداريش دريغ نمي کرد ولي درطرح سازش « اسلو »
مي گويد مي داني چرا شبها خواب قبر ومرده را مي بينم؟ مي پرسم به مرگ زياد فكر مي كني؟ مي گويد زيادكه نه اما فكرش بيشتر اوقات ذهنم را مشغول مي كند.. مي پرسم از مرگ مي ترسي؟ پاسخ مي دهد نه اما مي شود ترس را درچهره اش ديد .... راستي كيست كه واقعا" از مرگ نهراسد؟
اگرمجلس خودماني مي شد، براي اين"چراغ ها" ،ضمير جمع به کار نمي بردم.مي گذاشتم راه بروند توي نوشته ها و برسند به ضميرِ يگانه ي سرچشمه که نورٌ واحد است. اگر سايز حرف از دهنم خيلي بزرگتر نبود،به اين دغدغه هاي پراکنده، به اين حجم بي شکل ...
تب که زخمنده پيش مي رود و با صدا گلاويز مي شود... و حتي نجواها هم ملتهب مي شوند... من ، فقط نگاه مي کنم... و لاجوردي کاشي ها مسجد نگاه هاي من مي شوند... ذکر تو جـــــاري... وياد مدام تو ختم مجربي که التيام تمام زخم هاي کهنه است... ديگر عرضي نمانده...
اگر در خواب بيند که مرده است بداند که فردا استاد از او خواهد پرسيد و وي بي جواب خاموش خواهد ماند، اگر ديد که گرز آتشين بر سر وي مي کوبند بداند که قلم استاد بر منفي رقم خورده است. اگر دانشجو در خواب بيند که وي را تا آسمان هفتم بالا برده اند بداند که روز دانشجو نزديک است ...
آقا جان! جمعه تمام روز را برايت گذشت. سروي تمام روز را برايت دست تکان داد. غرور ابري شکست و تمام روز را برايت گريست. اما تو. آرام آرام. در صحن دلم قدم مي زدي.آقا جان! مهمان کن دهر را. به شهادتيني. کنار بستر احتضار ثانيه ها. و من را. به جرعه اي عروج. کنار ابهام سايه ها .آقا جان! واژه ها بي اعتنا از مقابل ذهنم عبور مي کنند. و من با چشماني پر از اشک. در حاشيه ي خيابان هاي شعر. مسافر معاني جمکراني ام .
اين در حالي است که دولت آمريکا بر خلاف ادعاها و مظلوم نمايي هاي خود ، از سال 2005 تا 2007 ميلادي ، توسط فرماندهي عمليات ويژه مشترک در وزارت دفاع ( JSOC ) واقع در سايت امنيت ملي وزارت انرژي در صحراي نوادا ، جلسات آموزشي را براي اعضاي مجاهدين خلق تشکيل مي داده است ...
اگر اجلاس در تهران برگزار شود: مردم دارن از گرسنگي مي ميرن .نون شب ندارن اين ها اجلاس 2500 ساله برگزار مي کنن .خون مردم رو کردن تو شيشه ... اگر اجلاس در تهران برگزار نشود: با اين سياست ها و الدروم بلدرومشون کشور رو منزوي کردن. اعتبار جهاني ندارن.
پيامبر چقدر اين من را دوست دارد ... سوالش را باز و باز تکرار ميکند تا منش باز و باز بگويد من من من... پيامبر چقدر اين من را دوست دارد... پيامبر منش را خودش را علياش را ميفرستد ميان ميدان... من ِ پيامبر ميرود تا رجز بخواند و حريف را بر خاک بيندازد. عمرو، علي را برانداز ميکند و نيش خند ميزند: برو جوان ...
چه مهربان مادري هستي... سيرابشان کردي و آرامگاهشان شدي... غروب ها که ميشود بويي از گمشده ي عالم به جهتِ تبرّک برايشان به ارمغان مي آوري هميشه قصّه هايي براي گفتن داري و راز هايي براي نگفتن... حقّا که راز داري را از مادرت فرات به وديعه گرفته اي... اروند بگذار مهمانِ غربتِ غريبانه ات شوم..
آقاي مرسي ! انتظار مي رود با انقلاب شکل گرفته در مصر ، مصر در زمره کشورهاي حامي حق و مخالف سلطه قرار بگيرد . و با کشور هاي استعمار گر مبارزه کند که البته از صحبت هاي امروز شما در اجلاس همين موضوع دريافت مي شد ...
امشب مي خواهم دلم را به درياي يادت بزنم .... هنوزهم دلهره دارم براي نوشتن از يادت .... شايد کمي احساس بي تابي ، دواي درد من باشد ... شايد ... نمي شناسم تو را .... حتي چهره ات را نيز نديده ام ... اين روزها هر جا که باشي تو را گمنام مي خوانند .... گمنامي که براي دلهاي ما خيلي آشنا هستي .... شايد خودت دوست داشتي گمنام بماني ولي بدان ما تو را با هدفت مي شناسيم ...
بايد کسي هم باشد که گوسفندها را هي کند دراز بکشد نيلبک بزند، با سوز هم بزند و عاقبت هم يک روز در همان هيات چوپاني به پيامبري مبعوث شود قرار نبوده اين همه در محاصرهي سيمان و آهن، طبقه روي طبقه برويم بالا قرار نبوده اين تعداد ميز و صندلي کارمندي روي زمين وجود داشته باشد.
ميان واژه هايش آرزو مي کرد نگاهش فراتر از محدوده ي حکومت خودکارش نرود، نگاهش که دور مي شود، خودکارش هم کور. مي رفت و هر چه بود و نبود را خط خطي مي کرد. آن وقت بود که بار ها و بار ها به انگشتانش تشر مي زد که چرا حواسشان را جمع نگهداري واژه ها نمي کنند ...
در طرح «پزشک خانواده» به دو موضوع و حکم شرعي آن توجه نشده است. يکي خلوت دو نامحرم است که غالب فقها در اين زمينه فتوا به پرهيز دادهاند. در اين طرح، اگر پزشک «مرد» باشد، لزوما بايد يک زن به عنوان «ماما» در کنارش باشد و اگر پزشک «زن» باشد، لزوما بايد يک مرد کنارش به عنوان «پرستار» باشد ...
نقش مناسبات اقتصادي و تجاري در ايجاد همدلي و صلح جهاني نقش انکار نا پذير است... از جمهوري اسلامي ايران که کشوري دانش بيان است و هميشه ابتکارات نابي داشته همچنين انتظاري براي ارائه مناسبات اقتصادي مي رفت و انصافاً هم پيشنهاد منحصر به فردي است... ايران در اين اجلاس يک نکته مهم را با تيز بيني انجام داد و آن ارائه و دعوت و برگزاري جلسات آکادميک و علمي در جهت بررسي پيشنهادهاي ارائه شده است تغيير مدام و غير قابل پيش بيني مناسبات جهاني ، مي طلبد نگرش درست و راهبردي...
سرم را پايين انداختم و کمي شانه هايم خم شد ، نميدانم چکه هاي عرقم بود يا قطره هاي اشکم که روي دست هاي گره خورده من و تو افتاد هر چه بود بدنم سست شد و قلبم انگار مي دويد و گوش هايم سنگين شد وقتي که چشم هايم کم آورد در مقابل چشم هاي تو بدنم مي لرزيد و توان ايستادن که هيچ...
بيمارستان بود وحال خوبي نداشت قراربود تومورش عمل کنند ودربياورند کنارم نشسته بود وميگفت ديروز ازبدنم حلاليت ميگرفتم اگر من درست ازبدنم استفاده ميکردم الان بيمارستان نبودم ...حال خوبي نداشت فرداي آن شب عمل داشت اما دختر وپسرش داشتند از شمال مي آمدند تا روزعمل کنارش باشند برف سنگيني مي آمد وازنگراني خوابش نميبرد حتي قرص خواب هم اثري نداشت تا زماني که بافرزندانش صحبت کرد وخيالش راحت شد همه سالمند وبه خواب رفت
در اين بين آمريکا سعي دارد راه کارهاي مختلفي را تست کند، از آن جمله اين است که سعي دارد از آژانس انرژي اتمي بخواهد که در مورد فروش بالقوه اورانيوم از سوي کاراکاس به تهران تحقيق بعمل آورد . اين اقدام ايالات متحده در واقع نشان فرافکني و دست و پازدن آمريکا در اين باتلاقي است که ايران برايش درست کرده است .