زمانه ي پيشرفت است وگذشته ها گذشته اين روزها منم ورايانه منم واينترنت ... اينبارمنم پاي فيدهاي شما علاقه مند ميزنم وپاي مطالب درباره شمانظر ميگذارم... زمان هايي که پر ازپوچي است ودلخوش کرديم نهايتا به 3دقيقه خواندن يک مطلب درباره ي يک شهيد
بدون داشتن هدف ،برنامه ريزي و جهت گيري و ارزيابي براي امور و فعاليتهاي تربيتي امکان پذير نميباشد.بهترين اهدف ،اهداف الهي است که نقش بسيار تعيين کننده اي در رشد و تعالي جامعه اسلامي از جمله تربيت اسلامي دارند.
تو نيستي من عجيب يخ كرده ام ...صداي زوزه ي گرگها از دور سكوت شب را مي شكند انگار مي خواهد به حكومت مطلق ماه ، دهن كجي كند! مي ترسم .. مي ترسم سردت شود مي ترسم گرگها ... واي نه !!! نفسم توي سينه حبس مي شود ...
درد سرت ندم، ديشب بالاخره آقا آمدن به خوابم و عتاب و خطاب مفصلي باهام كردن. و آخرش فرمودند: شما درست زندگي كنيد، گفتار و رفتارتونو درست كنيد، نيازي نيست دنبال ما بگرديد، ما خودمون سراغتون مي آييم. و...
مدام وقتي با خودش خلوت ميکرد استغفار ميکرد و عذاب وجدان داشت اما عشق ايجاد شده بود و راهي براي ازدواج نيز نبود...سوال او از من اين بود که چرا من؟مني که خودم داعيه دار محرم ونامحرم و حجاب وعفاف بودم چرا؟ جواب خوبي امروز يافتم....↓
پروانه ها و پرستوها يکا يک پر کشيدن و ما پرواز نياموختيم.. در نقش خيال خودم از ياران کشيدم. درد هجر را استادانه کشيدم.. اما از عشق دست نکشيدم.. آنها راهشان را جدا کردند و ما به کوچه اي بن بست رسيديم.. پاي خود را در بند دنيا کرديم...
از نيمه شب گذشته و در جستجوي تو/ من را کشانده سمت حرم آرزوي تو/ جايي ميان مسجد اعظم نشسته ام/ مايل شده ست قبله ي قلبم به سوي تو/ انسان سيب خورده چو مس مي شود طلا/ با کيمياي معنوي گفتگوي تو/ فيض زلال فيضيه ... دار الشفاي عشق/ يک جرعه بود حوزه ي قم از سبوي تو...
اوايل شب و بعد از اقامه نماز مغرب و عشا مراسم شهادت حضرت زهرا (س) در مسجد باب الحوائج برگزار شد و مداح اهل بيت حاج عبدالمحمد افشار پدر طلبه شهيد عباس افشار آخرين مداحي خود را اجرا نمود. و دقايقي پس از خروج از مسجد...
هفت هشت سالي است کارش را شروع کرده.بي گمان از بهترين شبکه هاي اجتماعي پارسي زبان است(محتوايي بررسي کنيد)...تنها ،بدون هيچ اسپانسر مالي و نمي دانم اين همه هزينه چطور باعث نمي شود از عمرش بکاهد..
آيت الله ميرزا صادق مجتهد تبريزي (متوفاي 1311 خورشيدي) مرجع اهل توقف طالقان است که در هر دو حيطه نظر و عمل قايل به طرد مطلق انديشه تجدد و دستاوردهايش بود و تا پايان عمر بر عدم جواز استفاده از ....
آقا! غريبم؛ غريب تر از آن که بدانم کُدام روز ناممکن در تقدير سياهم پيچيده. چهارده قرن است به آستانه اجابت مي آيم و با دست هاي خالي بر مي گردم. مي داني باران، اين چندمين نامه عاشقانه اي است که براي تو نوشته اند؟
سلام بر شما اي شهيدان؛ کساني که زنده ايد و نزد خداوند شاهديد بر ما و اعمال و رفتار ما که چه کرده ايم پس از شما... شما رفتيد تا دين بماند، وطن بماند، مردم بمانند و ارزشها از بين نرود، همان ارزشهايي که برايش فدا شديد و در اين راه جانبازي و ايثار نموديد.
ما هر روز يوسف رعناي وجود خــــــــــود که شريف ترين هديه الـهي ست را به ظلمي به مراتب بالاتر از برادران يوســـــف مکررا به چاه غفلت و گنــــــــــــــاه مي اندازيم. حالا ما غريبــــــــــــــــــــــــــــــيم يا خدا؟؟ انصاف دهيد ما غريبيم يا امـــــــــــــام زمان ارواحنافداه؟!
بيمار بمان اي دل و بيمار بمان عشق! / درمان تو در راه که بيزار بمان عشق! / بيزار ز هر مرهم و هر مستي و هر شور / بالين که حرام است تو بيدار بمان عشق! / شب ها به تمناي وصال است وگرنه / خورشيد فراري است تو بر کار بمان عشق ! ...
براي نسل من که جامانده از نفس کشيدن در هواي زيستن او و عادت کرده است که همه چيز را از پشت قاب ها و عکس ها و لابلاي صفحات کتاب ها ببيند، يک جرعه از درياي آرامش وجودش _ که موج ميزند در آن نگاه رو به پايين هميشگي ...
...خودم ديدم ! از دستان آسمان افتاد عشقت را مي گويم درست وسط حوض قلبم ماه بودي ... هنوز هم هستي گرچه دلم فكر مي كرد ماهي شكار كرده است ! ماه من ، ماهي من ! هر چه هستي باش روشني ام باش شادي ام باش تو فقط باش !
بنظر شما در کشوري که باخون شهدا آبياري شده چطور بايد چنين اتفاقاتي بيفتد؟! آيا جايي از کار ميلرزد؟! کجا؟! يکي از آرمان هاي بزرگ انقلاب مبارزه جدي با مفاسد اقتصادي و باند هاي قدرت بود و خواهد بود !!
خدا براي هر بنده ش از قبل از اين که به جنين تبديل بشه ، تعدادي گل ناب وشگفت انگيز وافسانه اي ،اختصاص ميده (اين ادعا فقط توي متن کتاب محبت خدااومده!) و به اون شخص ميگه تو اينقد گل داري ! باهاش هر کاري مي خواي بکن ...
حال اگر چه شدم بهاري..اما پس از اين همراه بهار نخواهم ماند...بهار ماندني نيست زير اين سقف کوتاه آسمان....آري سقف آسمان کوتاه است! زيرا به بلنداي دستان او نمي رسد...
«أهل» به معناي انس همراه با تعلق خاطر و وابستگي است. «ذکر» به معناي غافل نبودن و ياد آور بودن (در مقابل نسيان) است. بعد از آن، ياد کردن زباني را نيز ذکر ناميدهاند. پس «أهل الذکر» به کساني گفته ميشود که با تذکر و عدم غفلت،...