به چپ چپ،به راست راست،از جلو نظام،خبر دار... به سلامتي دو ماه آموزش خدمت مقدس! سربازيم در پادگان 01 شهداي وظيفه نزاجا تموم شد! بشين برپاها،بدو روها،به خط شدن ها،رژه رفتن ها،پا چسبوندن هاو و و يادشون بخير. قبل سربازي رفتن فک مي کردم خدمت .....
منکه هنوز بلد نيستم سه هزار ميليارد تومن رو به عدد بنويسم.... دست جناب جاسبي بي بلا که مدرک ما رو امضا کرد و هيچ وقت هم نپرسيد "جناب شاهد اصن تو بلدي سه هزار ميليارد چندتا صفر داره؟" انصافا "بعضيا" حق دارن که راضي نشن زبونم لال حکم جانشينش رو امضا کنن! فکرشو بکن!!!
نميدانم آيا وقتي گوشه غربي به شب برسد، رئيسجمهور جرات خواهد کرد براي دخترها قصه شاهزاده با اسب سفيد را کامل و بدون تحريف تعريف کند؟! آخر چند وقتي است که شاهزاده، به ضرب گلوله ي دوستان مرد سياه، کشته شده است.
انتخاب يک نماينده ي واجدشرايط و جامع الاطراف، به بررسي، مطالعه و دقت نظر بالايي نياز دارد، نبايد به سادگي از کنار اين انتخاب مهم و سرنوشت ساز عبور کرده و صرفا بر اساس روابط بين فردي تصميم گيري کنيم. هرچند اين انتخاب، نسبي است و از ميان ...
توجه به فرموده امام ره مرفهين بي درد به دردمجلس نميخورند و به فرموده امام خامنه ايي کساني بايد در راس امور باشند که با دستان پاک فسادر را پاک کنند.من و تو وظيفه ي سنگيني داريم .يکباره ديگر بايد امتحاني بزرگ را پس دهيم . . .
نام يک فيل است که به صورت تصادفي صداي موجودات ساکن در داخل يک دانه گرده را مي شنود و با آنها ارتباط برقرار مي کند. با توجه به اندازه کوچک دانه گرده در مقابل جثه بزرگ فيل، بالتبع موجودات داخل آن، قدرت تصور و تجسم فيل را ...
آنچه بيش از هر چيز ديگري خود نمايي مي کرد تلاش مذبوحانه ي رسانه هاي غربي و غربزده در گسترش نام «بهار عربي» و تاکيد بر غير اسلامي بودن اين حرکات بود. از اينجا بود که عده اي بر اين باور بودند که منظور از بهار عربي . . .
وما همه منتظريم انتظار صبر کمي سخت است ولي ما همه منتظريم شايد او بيايد شايد...... اين انتظار هر روز سخت تر مي شود و هر روز شيرين تر ولي ما همه منتظريماما چطور؟ آيا براي آمدنش نياز به همکاري ندارد و يا نياز به کمک چرا دارد اما ...ما اورا ياري خواهيم کرد؟
قلم مو رو گرفتم دستم...تا.... تا رنگ کنم بوم نقاشي زندگيم رو..... نميدونم خودم رو چه رنگي ميکشم..... شايد صورتي...سفيد ...و شايد محو..... اما تورو خوب ميدونم چه رنگ کنم..... سيـــــــــــاه....... يادت رفته....؟ گفتي من سياهم و تو سپيد........ اما ...
در پياده رو هم تعداي انسان در رفت و آمد هستند که نه ظاهر و نه رفتار درستي دارند.. از وضع ويترين و مانکنهاي مغازه ها هم حالمان بد ميشود..بزرگ و کوچک مرد و زن در رفت و آمد هستند و مشغول ديدن اجناس مغازه ها که هيچکدام شايد مورد پسند هم نباشد.....
تفاهم در زندگي يعني شنيدن بيش از گفتن.فهميدن و درک ديگران بيش از انتظار داشتن.بزرگ ديدن خوبي ها و ناديده گرفتن بدي ها.دلسوزي به جاي دل سوزاندن.مهرباني و خيرخواهي به جاي کينه ورزي و فرمول هاي فراوان ديگر.علت خيلي از جدايي ها نداشتن تفاهم نيست.بلکه نداشتن ...
يک سال گذشت و سالهايي بيش تر از روزهاي غصب ِحقّ ملت تو ، اما صدايت خاموش نشد ، گرچه مشت هاي زيادي بر دهان مردمانت فرود امد اما ، هر لحظه از هر گوشه اي ندايي برامد که"حق" ميطلبيد. گمان مبر تنهايي ، و جهان تو را و فرزندانت را فراموش کرده است...
آقاي منتظر من... باز جمعه آمد... تو تنها زير آسمان تنهاييت با خدا...ستاره ها مست رصد کردن تو و تو غرق گريه براي جدت حسين(ع)... فرا مي رسد زمان رسيدگي به پرونده شيعيانت... آقا زرهت را پوشيده اي؟ نکند پيراهنت را بالا بياوري براي پاک کردن اشک هايت؟ تيرهاي امثال من روانه قلب پاک توست... آقا به خودت قسم غفلت کردم... اي اشک ها پرده شويد... التماس مي کنم... لااقل اجازه ندهيد چشم در چشم آقا شوم...
ايران اسلامي در آستانه تحولي بسيار شگرف مي باشد،ايران اسلامي در 12 اسفند لباس نوي ديگري مي پوشد،مردم ايران همه با هم متحد و يك صدا به پاي صندوق هاي راي مي آيند و خانه ملت را از گلهاي خوشبو پر خواهند كرد ...
اولين آزموني که دادم ،پنجم ابتدايي بود...آزمون ورودي استعدادهايِ درخشان! فضاي جالبي بود برام، اولين چيزي که توجهم رو جلب کرد، قرآن خوندنِ اول جلسه بود که بعدش با صداي بلند بچه ها که صلوات فرستادند . .
تو هنوز انگشتر عقيق و شرف الشمس ميندازي تو دستت؟! خيلي عقب مونده اي...يه انگشتر خفني اومده تو بازااااار که... تا صداي اندي و مندي و رپ و هزار موسيقي آرام بخش ديگه س... چرا صوت قران و روضه ي مادر و شنيدن از غربت مولا و آهنگران...؟؟
در گوشه اي از خانه ي پر مهر و صفاي کوچکمان ، در تاقچه ي پنجره ي جنوبي آشپزخانه، جاييست که بخشي از دلخوشي هاي من آرام و سبز با گرمي و نوازش گيسوي آفتابي و مهتاب شباهنگامي و جيره ي روزانه ي آبي سرخوش مي شود و جان مي گيرد و قد مي کشد و دلمان را ...
در ايامي که جهت تبليغ در انگلستان بودم، خانمي را ديدم که حادثهي عجيبي برايش اتفاق افتاده بود. آن خانم ميگفت: من مسيحي بودم تا روزي که يکي از دانشجوهاي ايراني به خواستگاريم آمد. او گفت من شيعه هستم و شرط ازدواجم باشما . . .
آميرزا محمد تقي شيرازي رحمه الله عليه با يکي از شاگردانش کار داشته و وجهي براي وي به درب منزلش مي اورد؛ نـــــــــــــــــــــــــزديک مغرب بوده منتظرمي ماندتاخودشاگرد بيرون بيايد؛شاگرد دست پاچه وشرمنده ميشود که آقا زحمت شد...
نظام اداري در هر کشور بدليل ارتباط مستقيم و رو در رو با آحاد و لايه هاي مختلف اجتماع از اهميت و اعـــــتبار خاصي برخوردار ميباشد و به دليل اينکه حجم عظيمي از خدمات دولت از طريق کانالها و بخش هاي مختلف ...