<   <<   166   167   168   169   170   >>   >

آموزشيم تموم شد...
 آموزشيم تموم شد...
به چپ چپ،به راست راست،از جلو نظام،خبر دار... به سلامتي دو ماه آموزش خدمت مقدس! سربازيم در پادگان 01 شهداي وظيفه نزاجا تموم شد! بشين برپاها،بدو روها،به خط شدن ها،رژه رفتن ها،پا چسبوندن هاو و و يادشون بخير. قبل سربازي رفتن فک مي کردم خدمت .....
بوي کلّه ام!
 بوي کلّه ام!
منکه هنوز بلد نيستم سه هزار ميليارد تومن رو به عدد بنويسم.... دست جناب جاسبي بي بلا که مدرک ما رو امضا کرد و هيچ وقت هم نپرسيد "جناب شاهد اصن تو بلدي سه هزار ميليارد چندتا صفر داره؟" انصافا "بعضيا" حق دارن که راضي نشن زبونم لال حکم جانشينش رو امضا کنن! فکرشو بکن!!!
پيش ستاره ها
 پيش ستاره ها
نمي‌دانم آيا وقتي گوشه غربي به شب برسد، رئيس‌جمهور جرات خواهد کرد براي دخترها قصه‌ شاهزاده با اسب سفيد را کامل و بدون تحريف تعريف کند؟! آخر چند وقتي است که شاهزاده، به ضرب گلوله ي دوستان مرد سياه، کشته شده است.
بسترهاي يک انتخاب مؤثر
 بسترهاي يک انتخاب مؤثر
انتخاب يک نماينده ي واجدشرايط و جامع الاطراف، به بررسي، مطالعه و دقت نظر بالايي نياز دارد، نبايد به سادگي از کنار اين انتخاب مهم و سرنوشت ساز عبور کرده و صرفا بر اساس روابط بين فردي تصميم گيري کنيم. هرچند اين انتخاب، نسبي است و از ميان ...
اين بار غيرتي بيا
 اين بار غيرتي بيا
توجه به فرموده امام ره مرفهين بي درد به دردمجلس نميخورند و به فرموده امام خامنه ايي کساني بايد در راس امور باشند که با دستان پاک فسادر را پاک کنند.من و تو وظيفه ي سنگيني داريم .يکباره ديگر بايد امتحاني بزرگ را پس دهيم . . .
جهان بيني هورتوني !
 جهان بيني هورتوني !
نام يک فيل است که به صورت تصادفي صداي موجودات ساکن در داخل يک دانه گرده را مي شنود و با آنها ارتباط برقرار مي کند. با توجه به اندازه کوچک دانه گرده در مقابل جثه بزرگ فيل، بالتبع موجودات داخل آن، قدرت تصور و تجسم فيل را ...
حماسه بيداري
 حماسه بيداري
آنچه بيش از هر چيز ديگري خود نمايي مي کرد تلاش مذبوحانه ي رسانه هاي غربي و غربزده در گسترش نام «بهار عربي» و تاکيد بر غير اسلامي بودن اين حرکات بود. از اينجا بود که عده اي بر اين باور بودند که منظور از بهار عربي . . .
انتـــــــــــــــــــــــــظار
 انتـــــــــــــــــــــــــظار
وما همه منتظريم انتظار صبر کمي سخت است ولي ما همه منتظريم شايد او بيايد شايد...... اين انتظار هر روز سخت تر مي شود و هر روز شيرين تر ولي ما همه منتظريماما چطور؟ آيا براي آمدنش نياز به همکاري ندارد و يا نياز به کمک چرا دارد اما ...ما اورا ياري خواهيم کرد؟
لحظه هاي دلتنگي...
 لحظه هاي دلتنگي...
قلم مو رو گرفتم دستم...تا.... تا رنگ کنم بوم نقاشي زندگيم رو..... نميدونم خودم رو چه رنگي ميکشم..... شايد صورتي...سفيد ...و شايد محو..... اما تورو خوب ميدونم چه رنگ کنم..... سيـــــــــــاه....... يادت رفته....؟ گفتي من سياهم و تو سپيد........ اما ...
در شهر چه خبره؟
 در شهر چه خبره؟
در پياده رو هم تعداي انسان در رفت و آمد هستند که نه ظاهر و نه رفتار درستي دارند.. از وضع ويترين و مانکنهاي مغازه ها هم حالمان بد ميشود..بزرگ و کوچک مرد و زن در رفت و آمد هستند و مشغول ديدن اجناس مغازه ها که هيچکدام شايد مورد پسند هم نباشد.....
ما تفاهم نداريم!!!
 ما تفاهم نداريم!!!
تفاهم در زندگي يعني شنيدن بيش از گفتن.فهميدن و درک ديگران بيش از انتظار داشتن.بزرگ ديدن خوبي ها و ناديده گرفتن بدي ها.دلسوزي به جاي دل سوزاندن.مهرباني و خيرخواهي به جاي کينه ورزي و فرمول هاي فراوان ديگر.علت خيلي از جدايي ها نداشتن تفاهم نيست.بلکه نداشتن ...
مرواريد سرخ
 مرواريد سرخ
يک سال گذشت و سالهايي بيش تر از روزهاي غصب ِحقّ ملت تو ، اما صدايت خاموش نشد ، گرچه مشت هاي زيادي بر دهان مردمانت فرود امد اما ، هر لحظه از هر گوشه اي ندايي برامد که"حق" ميطلبيد. گمان مبر تنهايي ، و جهان تو را و فرزندانت را فراموش کرده است...
نفرين بر من...
 نفرين بر من...
آقاي منتظر من... باز جمعه آمد... تو تنها زير آسمان تنهاييت با خدا...ستاره ها مست رصد کردن تو و تو غرق گريه براي جدت حسين(ع)... فرا مي رسد زمان رسيدگي به پرونده شيعيانت... آقا زرهت را پوشيده اي؟ نکند پيراهنت را بالا بياوري براي پاک کردن اشک هايت؟ تيرهاي امثال من روانه قلب پاک توست... آقا به خودت قسم غفلت کردم... اي اشک ها پرده شويد... التماس مي کنم... لااقل اجازه ندهيد چشم در چشم آقا شوم...
در آستانه تحولي شگرف
 در آستانه تحولي شگرف
ايران اسلامي در آستانه تحولي بسيار شگرف مي باشد،ايران اسلامي در 12 اسفند لباس نوي ديگري مي پوشد،مردم ايران همه با هم متحد و يك صدا به پاي صندوق هاي راي مي آيند و خانه ملت را از گلهاي خوشبو پر خواهند كرد ...
پيشرفت ميكنيم!
 پيشرفت ميكنيم!
اولين آزموني که دادم ،پنجم ابتدايي بود...آزمون ورودي استعدادهايِ درخشان! فضاي جالبي بود برام، اولين چيزي که توجهم رو جلب کرد، قرآن خوندنِ اول جلسه بود که بعدش با صداي بلند بچه ها که صلوات فرستادند . .
متمدن شده ها...
 متمدن شده ها...
تو هنوز انگشتر عقيق و شرف الشمس ميندازي تو دستت؟! خيلي عقب مونده اي...يه انگشتر خفني اومده تو بازااااار که... تا صداي اندي و مندي و رپ و هزار موسيقي آرام بخش ديگه س... چرا صوت قران و روضه ي مادر و شنيدن از غربت مولا و آهنگران...؟؟
گوشه اي سبز از اين خانه...
 گوشه اي سبز از اين خانه...
در گوشه اي از خانه ي پر مهر و صفاي کوچکمان ، در تاقچه ي پنجره ي جنوبي آشپزخانه، جاييست که بخشي از دلخوشي هاي من آرام و سبز با گرمي و نوازش گيسوي آفتابي و مهتاب شباهنگامي و جيره ي روزانه ي آبي سرخوش مي شود و جان مي گيرد و قد مي کشد و دلمان را ...
از شک مقدس تا شيريني يقين
 از شک مقدس تا شيريني يقين
در ايامي که جهت تبليغ در انگلستان بودم، خانمي را ديدم که حادثه­ي عجيبي برايش اتفاق افتاده بود. آن خانم مي­گفت: من مسيحي بودم تا روزي که يکي از دانشجوهاي ايراني به خواستگاريم آمد. او گفت من شيعه هستم و شرط ازدواجم باشما . . .
نخواستم مزاحم شوم!
 نخواستم مزاحم شوم!
آميرزا محمد تقي شيرازي رحمه الله عليه با يکي از شاگردانش کار داشته و وجهي براي وي به درب منزلش مي اورد؛ نـــــــــــــــــــــــــزديک مغرب بوده منتظرمي ماندتاخودشاگرد بيرون بيايد؛شاگرد دست پاچه وشرمنده ميشود که آقا زحمت شد...
نظام اداري در ايران؛ محمدفيض
 نظام اداري در ايران؛ محمدفيض
نظام اداري در هر کشور بدليل ارتباط مستقيم و رو در رو با آحاد و لايه هاي مختلف اجتماع از اهميت و اعـــــتبار خاصي برخوردار ميباشد و به دليل اينکه حجم عظيمي از خدمات دولت از طريق کانالها و بخش هاي مختلف ...

<   <<   166   167   168   169   170   >>   >
By: ParsiBlog.com ® Team © 2003