من با نفس هاي گل هاي بنفشه ، يک فصل را سبکبال تر پيمودم...و با صداي قدم هاي يک گل بابونه مسير آسمان و زمين را مغرور تر از خورشيد دويدم.....و به لبخند دلنشين تو رسيدم...وقتي تو لبخند زدي خون انار تصفيه شد....رنگ سيب پريد و سرخ و زرد و دست پاچه روي زمين افتاد...تمام جلبک ها رود نشين...
نمي خواهم از اهميت سوريه براي ايران اسلامي و جبهه ي مقاومت صحبت کنم. ديگر کسي نيست که نداند سوريه متحد ايران در جنگ 8 ساله و در جنگ 33 روزه و 22 روزه ي لبنان بوده است. در حوادث پس از انتخابات ايران مايه ي دلگرمي ما بوده است. درجبهه ي ضد صهيونيستي هم صدا با تفکر...
با توجه به اين که اصلاح ذات بين از مواردي است که در ايجاد سازش بين طرفين دعوي به عنوان يک مستحب و سفارش ديني مورد اهتمام قرار مي گيرد، نمي توان اصل سازش را به عنوان يک اصل مترقي اجتماعي مورد تکذيب قرار داد. سازش موجب مي شود تا مشکلات جامعه با کمترين تنازع و...
چندي است که توطئه ها ، دسيسه ها و بسياري از تحريم ها از سوي غربي ها ، کشورمان را متوجه خود ساخته است... سردمداران کشور هاي غربي با خيال هاي واهي نقشه ها و دسيسه هايي را عليه کشورمان در ذهن ميپرورانند ، غافل از اينکه کشورمان ايران محکم و استوار جلوي اين تهديد ها و تحريم ها خواهد ايستاد... کشور ما که سابقه اي ديرين در به خاک رساندن کمر دشمن دارد به اين سادگي در برابر تهديدهاي آنها تسليم نخواهد شد... کشوري که مردمانش هميشه در صحنه حق عليه باطل بوده اند و وحدتشان زبانزد تمامي مردمان کشورهاي ج
دستم به ديوار بود ، راه مي رفتم.. خودم بودم وخودم... کمي هم دل سنگ ديوار ياري ام مي کرد... و من گاهي سر به سينه ديوار درد و دل مي کردم....من بودم و يک خورشيد داغ.....زير سايه ناچيز يک کوزه آب.....تنهايي ام را با همان سايه ناچيز قسمت کرده بودم....کوزه را برداشتم.....به سختي راه مي رفتم و گاهي...
ماجرا اين بود كه احتمالاً به دليل اشتباهي سهوي در حروفچيني، اسامي دو بازيگر اصلي سريال به شكلي نامتعارف روي تلويزيون ظاهر ميشد. اين گاف يا در واقع ايراد تايپي (!) كه علت آن مشكل فني در اجراي تيتراژ مجموعه عنوان شد (!)، اكنون برطرف شده و با اينكه چند روز از تصحيح اين اشكال كوچك گذشته، اما حرف و حديثها و انتشار پر دامنه اين سوتي و گاف گروه توليد و سازندگان تيتراژ هنوز سوژه داغيست كه جاي نقد و بررسي و نوشتن از كيفيت مجموعه را در فضاي رسانهاي و شبكههاي مجازي گرفته است.
جناب آقاي رئيس جمهور عزيز و محترم ...شما که در روز اول سرکارآمدنتان ، ادعاي قانون مندي داشتيد و الان هم بعد از چند سال ، اين مسئله را ابراز مي فرماييد که اين دولت ، قانون مند ترين دولت بعد از انقلاب بوده !!!!! چگونه شده که مانند دور برگردانهاي معروف زمان شهرداري تان ، قانون را به راحتي دور مي زنيد و يا تا آنجا پيش مي رويد که قانون را اصلا به حساب نمي آوريد ؟!!!!! مگر رهبر معظم انقلاب بارها به شخص شما و بدنه دولت محترم تذکر ندادند که اگر هم به قانون ايراد داريد ( که البته ايرادهاي زيادي به قانون
کدخداي دهکده جهاني براي نقاط مختلف اين دهکده برنامهاي را طراحي و دست به اجرا زد . منطقه خاورميانه به دلايلي که پس از اين خواهد آمد از راهبرديترين نقاط دهکده جهاني است که در دستور کار آمريکا قرار گرفت و طرح خاورميانه بزرگ از جمله مهمترين برنامههاست که جورج بوش پسر...
نيمه ماه رسيد و قمري مي آيد/ خبر آمد که مبارک سحري مي آيد/ ماه در لاک خودش رفت و نيامد بيرون/ تا شنيد از خود او ماه تري مي آيد/ رفت خورشيد پي کار خودش تا گفتند:/ صبح خورشيد ز سمت دگري مي آيد/ حاتم از فرط نداري به گدايي افتاد/ تا شنيد از همه بخشنده تري مي آيد/ اي کرم زاده ، کرم پيشه ، کريم بن کريم/ اي علي زاده ي از ريشه کريم بن کريم/ اي حسن نام و حسن خلق و حسن جلوه حسن/ کرده الطاف تو يک عمر به من جلوه حسن ...
چندي پيش جهت پيگيري يک پرونده اداري، دربدر از اين اداره به آن اداره ارجاع مي شديم که رسيديم به اداره.... پوشه اي بدستمان دادند و فرمي. البته قبل از آن جيب مبارک شيخ ( که خودمان باشيم) را جارويي ناب کشيدند، و شيخ خمي به ابرو آورده و با دقت تمام فرمها را پر مي نمود. سوالات و گزينه ها را يکي پس از ديگري پر مي نمود تا اينکه رسيد به يک سوال سخت و مشکل. القصه، شيخ در تحير مانده بود و انگشت حيرت به دهان که کدام گزينه درست است. سوال نموده بودند که : آيا تاکنون توسط همسر خود مورد ضرب و شتم قرار گرفت
دو روز پيش وقتي که تازه سحري خورده ونماز خونده چشمام گرم خواب شده بود گوشيم بصدا در آمد صداي هق هق گريه سارا ترس را ريخت بجانم فقط شنيدم که گفت :شهره بي مادري خيلي سخته چطوري تحمل کنم ديگه نفهميدم چي داره ميگه سراسيمه خودمو بهش رسوندم حالش خيلي خراب بود حال منم خراب شد ياد خودم ودرد بي مادري خودم افتادم ودل به دلش دادم وهر دو ...
ديشب داشتم به تو فکر مي کردم...که کجايي ...چه مي کني...دست کدام پرنده را گرفته اي و روي کدام ابر راه مي روي...ديشب داشتم به تو فکر مي کردم که حالا داري مرا چطور نگاه مي کني...نمي دانستم مي خندي...يا به حال زارم... ديشب به تو فکر مي کردم که من چرا دارم به خاطره ها ...
غزل ، پروانگي ، توحيدي و هور/ دبيران مجله ، شاد و پرشور/ قمي ، محموديان ، زهرا موحد/ جناب عابديني ، آقا سيد/ کنون گويم که اينجا کيست اول/ غزل در رتبه ي بالاست اي ول!/ تمامِ وقت او صرف مجله است/ گمانم سيستمش پايين پله است/ که مامانش به او کاري ندارد/ و شايد قصد همکاري ندارد!
صبح زود يک روز تقريباً سرد پائيزي بود.... بعد از نماز صبح که از خواب بيدار شده بود ، ديگر نخوابيد... مشغول خواندن قرآن بود تا اينکه خورشيد مهرباني پرودگار بيدار شد.. حياط را آب و جارو کرد ...گلدانها را کمي آبياري کرد و برگهاي زرد را حرس کرد.... به داخل خانه آمد....قوري چاي را بر روي سماور که از صبح زود مشغول آواز خواني بود گذاشت...
نم نم باران مثل تو آرام و با لبخند مي ريزد...و گل ها باز هم مثل تو باشوق و غرور فضا را معطر مي کنند....و من يک تکه از سنگ هاي زير همين کوه بلندم که قرار است کم کم دستخوش همين کودکان خوش گذران شوم...تو وقتي که با آن همه بزرگي داشتي با روح انگور دهن به دهن مي شدي مي خواستم بگويم...
اهل قم هستم من روزگارم خوب است/ جنس پيراهن تو چقَدر مرغوب است/تکه ناني دارم خرده هوشي دارم /من ز دار دنيا خط و گوشي دارم/مادري دارم من بهتر از برگ درخت/ دائما مي شويد از براي ما رخت/دوستاني دارم بهتر از آب روان/ از همه قشري هست کودک و پير و جوان/و خدايي دارم که در اين نزديکي است /نام همسايه ي ما خانم نارمکي است...
در چندسال اخير واژه ي مردم سالاري ديني با راه يافتن به عرصه سياسي ايران در آستانه برگزاري انتخابات ها مورد توجه بيشتري قرار گرفته است . مردم با حضور گسترده و به موقع خود در عرصههاي سياسي ، مهر تاييد بر مقبوليت نظام ديني زده و به تعبير سياسيون به آن مشروعيت بخشيدهاند..
ما را نشانده اند سر سفره ي کريم .. يکباره خوانده اند سر سفره ي کريم .. از عرش هم تمام ملائک يکي يکي .. گيسو فشانده اند سر سفره ي کريم .. از بس کريم بود که انگشت بر دهن .. يک عده مانده اند سر سفره ي کريم... حاتم که هيچ، طايفه ي حاتمان همه...
نکند فکر کني من از تو چشم برداشته ام و نگاهم را براي يکي ديگر پر وبال داده ام....نکند فکر کني از مسير گرم نفس هايت دور افتاده ام....نکند حالا که دارم اَشفته دور سرت مي چرخم احساس کني يک غريبه بيمارم که سرد و بي روح مزاحم غزل هاي عاشقانه ام........نه.....نکند اينطور از من ياد کني...
چه بي شمار مراجعيني داشتم که از دروغگويي مدعيان عاشقي به ستوه آمده اند وبحق مي توان گفت از اين خصلت وجودي آنها دچار تنفري سنگين وسهمگين شده اند .اماچه سود که هرروز و هر روبازار اين مدعيان عاشق نما داغتر وداغ تر شده و چه بسيار افرادي که شدت علاقه و شيفتگيشان مجال اندکي تامل و شناخت را به آنان نمي دهد.با اين اوصاف است که مي توان به سخن امام حسن عسکري عليه السلام انديشيد که فرمودند: جُعِلتِ الخَبائِثُ في بَيت وَ جُعِل مِفتاحُهُ الکَذِبَ؛