واژهي انقلاب (Revolution) در سدهي هفدهم ميلادي براي اولين بار به صورت يک اصطلاح سياسي و به مضمون "گردش به جاي اول" و "بازگشت به نظمي که از پيش تعيين شده است" ، به کار رفت . از سال 1600 ميلادي به "واژگوني تمامعيار حکومت در هر کشور و يا دولت ، و جايگزيني حاکم و يا دولت جديد از طرق خشونت" اطلاق شده است و بعد...
اکنون با اين همه توانمدي که در سالهاي اخير با توجه به تحريمهاي بسيار گسترده ، چيزي شبيه معجزه است بدست آمده حيف نيست ما مردم در اين سال با برکت که به نام " سال حمايت از کار و سرمايه ايراني " است ، با وجود محصولات نسبتاً خوب داخلي البته نه در همه زمينه ها هنوز مصرف کننده هاي...
سحر که از خواب بلند شدم. خيال کردم جاي خواب و بيداري ام عوض شده. وقتي خوابم همه چيز آرام است و وقتي بيدار مي شوم "من" هنوز دارد کابوس مي بيند..راستي گفته بودم اين روزها شکننده شده ام؟ سر به سر چشم هايم نگذار؟ معطل رعد و برقند فقط...! باران مهياست...در شب هايي مثل اين شب ها احساس مي کنم. هزاران شاعر بر سر جنازه ي اشک هايم...
يا رب ترا سپاس كه من حيدري شدم / از دشمنان آل محمد(ص) بري شدم / يارب ترا سپاس كه در راه حفظ دين / سرباز كوچك علي شدم و خيبري شدم / بر بام دوست مرغ دلم بال و پر گشود / من شاكرم كه يار چنين دلبري شدم / من از ازل به راه علي(ع) گام مي زدم / هرگز نه آن وري برفتم و نه اين وري شدم
برخي از ما ايرانيها، اعم از مردم و مسئولين، مهارت خاصي در ايجاد تنش داريم؛ بيچاره مردم کوچه و بازار! چند روز پيش رفته بودم گاز بزنم؛ جايگاه نزديک خانه ما تعطيل بود. از علت تعطيلي پرسيديم. هر يک از کساني که ميآمدند و ميرفتند چيزي ميگفتند که غالب جوابها نزديک به هم بود؛ و البته گاهي هم با تمسخر همراه ...
باور کن تو يک معجزه سبزي در کوير زندگي ام.....تو يک معجزه نابي در اعجاز زندگي ام ...تو يک معجزه پاکي بين سحر و جادوي چشم هاي خودت.....تو اوج احساسي روبروي گنبد هاي مطهر...يک کبوتر نجيبي روي گلدسته هاي اين خلقت.....ميداني چه لذتي دارد از تو گفتن....چه لذتي دارد از تو شنيدن....نميداني ...
گاهي برخي، ميگويند چرا طلبهها لباس متفاوت ميپوشند؟! سؤالي که برخي طلاب در حال تحصيل را هم در معممشدن به ترديد انداخته است! در پاسخ به اين سؤال، يک پاسخ ساده آن است که اين لباس به منزله لباس فرم براي شناسايي طلبه در بين مردم است. اين نوع پوشش، به منزله اعلام آمادگي براي پاسخگويي به سؤالات مختلف در حوزه دين است
نگويمت که هميشه اسير هجرانم! ولي صدا زدمت با دو چشم گريانم نگويمت که دلم را به دلبري دادم ولي تو بدان! که دلي غريب دارم.. نگويمت که نيامدي و دلم خسته شد! ولي تو بدان! که بال دلم بسته شد! نگويمت که هر دو بال دلم خسته شد! ولي تو بدان! که هردو شکسته شد! نگويمت که دلي برايم نمانده است
جنگ سخت جنگ در فرهنگ علوم سياسي و علوم اجتماعي ؛ کشمکش مسلحانه يا ستيزه خشن و منظمي است بين دو يا چند کشور با ويژگيهايي چون : 1 - مسلحانه است ، 2 - دامنه گسترده دارد ، 3 - کم و بيش مداوم است ، 4 - به قصد قبولاندن هدف سياسي يا منظور ملي است ، 5 - مجموعهاي از قوانين و مقررات معين را بر کشوهاي درگير مرتب ميکند. اين تعريف جنگ سخت است .
تربيت مانند برنامهنويسي است وقتي فرزند قهر ميكند وقتي جيغ ميكشد وقتي نسبت به يك رفتار عكسالعمل منفي نشان ميدهد يا نسبت به رفتار ديگر مثبت بر اساس الگوريتمهاي بسيار سادهاي كار ميكند كافيست دقت نمايي وقتي اين الگوريتمها را يافتي ....
در مراسم افتتاحيه المپيک 2012 لندن ، شاهد دست و پا زدن اين گرگ پير استعمار براي حفظ وجهه جهاني خود ، بوديم ... از تمامي ابزارهاي دنياي امروزي و تکنيکهاي نوين براي القاء اين حس به بيننده استفاده شد .... ولي جهان ديگر بيدار است .... هنوز جنايتهاي انگلستان در کذشته نه چندان دور از ذهن مردم جهان پاک نشده است .... جناياتش در فلسطين ..... جناياتش در افغانستان ... جناياتش در عراق .... سرقت و تاراج دارائيهاي مردم ايران ( که به لطف خدا دستش توسط ملت ايران قطع شد ) ..... و هزاران جنايت ديگر در سطح دنيا ..
من و تو روي يک سفره ميهمان يک باغ اناريم و من چشمم مدام دنبال چشم هاي تک تک اين دانه هاست تا مبادا خونشان بجوش آيد و يک باغ انار غيرت سرازير شود.يک آبشار خون از جنس انار..تو مدام بر مي گردي....و من مراقب قدم هايت......روي دوش زمين حتي براي سايه ات دلنگرانم... يک حساب سرانگشتي براي...
المپيک دو روزي است که شروع شده... مسابقه اي که جذابيتش از آن جا شروع ميشه که هر 4سال يک بار تکرار ميشه براي شروع ، افتتاحيه عظيمي مي گيرند و در خاتمه با جوايزي ارزنده و اختتاميه باشکوهي بازي ها را تمام مي کنند!!! در طول اين مدت مردم را آن چنان جلوي تلويزيون بيدار نگه مي دارند که انگار اتفاق بزرگي در حال رخ دادن است... . . . هشت روز است از افتتاحيه المپيک رمضان مي گذرد يک افتتاحيه ساده و بي ريا که در اين افتتاحيه فقط منتظر رويت ماه بوديم و بس...با ديدن ماه آغاز شد هش
اهاي اونايي که دنبال عرفان هاي بودايي و هندي هستيد!!!! بياييد بياييد ببينيد عجب عرفان اين جونورا بالا زده دارن بچه ها رو مي سوزوننن .... ديگه چي مي خواهيد؟؟؟؟ نظرتون چيه؟ تا پله ي چندم عرفان اين ها بالا رفتن ؟؟؟؟؟ ادم چند تا پله بالا بره مي تونه به اين جا برسه که اين کار ها رو بکنه ؟؟؟؟؟؟؟
همانطور که رهبر فرزانه انقلاب فرمودند ؛ مشکلات هست ، واين وضع موجود ، در خور مردم انقلابي ايران اسلامي نيست ولي نبايد در هر مورد و مسئله اي که پيش مي آيد ، تمام تلاشهاي نظام را زير سوال برد .... ما ملتي آزاده هستيم و قابل مقايسه با کشور هاي ديگر نيستيم ....
ساعتها صرف ميکنند تا صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و برنامه هايش را زير سوال ببرند .از سوتي مجريان و وضع افتضاح بازيگران گرفته تا برنامه هاي سياسي و مذهبي و زير سوال بردن روحانيوني که به دور از فضاي سياسي جامعه، طرفداران غيرمذهبي زيادي دارند .خيلي راحت ايراني و جو ايران را به استهزا ميکشند و در اين امر از خود مردم ايران کمک ميگيرند...متاسفانه بعضي از مردم ساده لوح هم فريب زيبايي گفتارشان را ميخورند و فقط به خاطر مخالفت با مسئولين و نظام دست به هرکاري ميزنند ،اما لحظه اي با خود نينديشيده اند ا
وقتي پيش اشكهايم خيس ميشود تمام دنيا تو چرا حتي نم نمي كشي ..داشتم تو را حساب مي كردم كه چقدر راه است بين روز هاي من و روز هاي تو...كه چقدر فاصله است بين احساس من و احساس تو...داشتم حساب ميكردم كه چقدر مانده تا تو....كه چقدر مانده تا من..داشتم حساب مي كردم كه چندبار تو و چند بار من..حساب مي كردم...همه چيز را...همه چيز را كه تو و ....همه چيز را كه من..
ما تا وقتي گرفتار مال و جاه و همسر و فرزند و امثال اينها هستيم، گرفتاريم. ما وقتي نشئه مي شيم، اين حالت را خوب درک مي کنيم. مست مستيم. هيچ مهم نيست که چي مي شه. مالمان از دست رفته يا از دست مي رد. مقاممان گرفته مي شه. جسممان مريض مي شه. اصلا اينها برامون هيچ مهم نيست. فقط اين که وقت خماريمون شده و چيزي گيرمون نيامده، غم بزرگي را احساس مي کنيم. اين هم هيچ مؤونه اي ندارد
چه مي رود به سر مردم ميانماري / که خون وآتش اندوه برسر سنگ است / نشسته سنگ خموش ودالاي لاما آنجاست /زخون مردم مظلوم شهر گلرنگ است / خموش مانده حقوق بشر چه پوشاليست /که چرخ دنده پوسيده اش پر از زنگ است / وباز دشت بلا خيز وقتل عام سياه / عجيب عصر جديدي که رنگ وارنگ است
به عنوان نمونه پيامهاي مربوط به «مرکز توسعه فناوري اطلاعات و رسانههاي ديجيتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي» را نام ميبرم. اوج اين افراط در شبکه پيام است که گوينده به عنوان کارشناس وزارت نيرو يا شرکت آب يا برق، نام خود را نيز بيان ميکند. سه کلمه تبليغ، بيش از شش کلمه حواشي! عمق قضيه وقتي است که بدانيم براي هر ثانيه از اين تبليغها هزينه ميليوني پرداخت ميشود. و البته اين فرهنگ، برخاسته از خودبيني و خودخواهي ماست؛ که البته کم مصداق ندارد اين نمونهها هم يکي از هزاران مصداق آن.