<   <<   121   122   123   124   125   >>   >

رها شده...
 رها شده...
آرام آرام غريبانه مي آيد . مثل هميشه، تا توشه هاي راهمان را برايمان جمع کند... خودش را ، بزرگي اش را ، صداقت اش را در هلال ماه پنهان مي کند و نم نمک خودش را در دل ها جاي مي دهد... کاش مي دانست دلهاي هر چند غافل اما عاشق بسياري چشم انتظار شيريني صداي ربناي قلب اش هستند...
مبارزه  با بي حجابي
 مبارزه با بي حجابي
کارکنان و بخصوص مجريان صدا و سيما بايد به حجاب اعتقاد داشته باشند نه اينکه فقظ به خاطر استخدام محجوب شده باشند چون اگر کارشان بالاجبار يا مصلحتي باشد موذيانه سعي مي کنند ، سمپاشي هاي خود را در لابلاي فيلمها و برنامه ها و حتي مصاحبه هايشان بدون توجه دست اندرکاران کنترل انجام بدهند
اين ما و اين ماه...
 اين ما و اين ماه...
ميگويند: زماني که داري، بخور، بنوش و شاد باش. اما چگونه مي توانم بخورم و بياشامم، هنگامي که مي دانم، آن چه را که خوردني است، از دست گرسنه اي ربوده ام و تشنه اي به ليوان آب من محتاج است. رمضان، ماه شهادت اميرالمومنين (ع) و کسي که الگوي واقعي عدالت است فرا مي رسد و حال اين ما و اين ماه رمضان. به فکر يتيمان علي (ع) و فرزندان امام زمان (عج) بوده ايم يا اينکه در دل مشغولي هاي معمول و گير و دار هميشگي زندگي هامان آنها را فراموش کرده ايم؟ سال قبل همين موقع ها بود که فرياد زديم: "اي کودک مسلمان سومال
تشنه عدالتيم!
 تشنه عدالتيم!
در کوچه و خيابان که قدم ميزنم مردم فقيري را ميبينم که حتي غذاي شبشان را نميدانند با اين وضع گراني چگونه تهيه کنند ...مانده اند که چگونه خانواده را سير کنند... از سوي ديگر مردماني را ميبينم که بهترين خانه ها را در مناسبترين جاي شهر، گران ترين ماشين هاي آخرين سيستم و ... دارند و همچنان متکي به اصطلاح مربوط که ميگويد پول پول مي آورد هر روز بيشتر از ديروز در مال اين دنيا غوطه ور ميشوند. از سوي ديگر کساني را ميبينم که خود دم از عدالت ميزنند ولي جالب است تمام زندگي آنها سراسر ناعادلانه شکل گرفته..
ابتذال در سينما!!
 ابتذال در سينما!!
فيلم "خوابم مي آيد" داستان زندگي شخصي است به نام رضا (رضا عطاران) که با پدر (ناصر گيتي جاه) و مادرش (اکبر عبدي) در خانه اي قديمي زندگي ميکند ،پدرش پيرمردي است که در گذشته زندگي ميکند و گردو ميفروشد و مادرش پيرزني با چادر نماز و اهل خدا و قرآن! و خود رضا معلم رياضي 39 ساله بي دست و پا هنوز نتوانسته با زنان ارتباط برقرار کند او از بچگي عاشق و شيفته دختر سرهنگ(همسايه شان) تنها دوست او بوده دختر بچه زيباي فيلم همراه خانواده اش از آنجا رفته و هنگامي که باز ميگرد بزرگ شده و زشت ترين قيافه را با مق
سر به شانه هاي رمضان
 سر به شانه هاي رمضان
با اينکه بارگناه چشمهايم را کور کرده و قلبم را تاريک اما باز هم بوي آمدنت به خوبي به مشامم رسيد . خوش آمدي که چه بالنده مي آيي ! چقدر آرام و بامتانت ...بيا که با اينهمه بارگناهم دوستت دارم ، خوب ميبيني که براي آمدنت گلويم بغض کرده و قلبم بي تاب است . بيا که خاطراتت نسيم خوشي است بر دردهايم ...يادش بخير...
حکم فيس بوک
 حکم فيس بوک
دوست عزيزي درباره استفاده از فيس‌بوک پرسيده بود. برايش جوابي نوشتم که به نظرم رسيد آن را در وبلاگ هم بياورم؛ شايد مفيد باشد. آنچه در پاسخش نوشتم با اندکي تغيير، چنين است: تاکنون از اين محيطها استفاده نکرده‌ام. اما جواب سوال را بر اساس فرضها مطرح مي‌کنم؛ پاسخ شامل تويتر و انواع برنامه‌هاي عبور از فيلترينگ و ماهواره هم مي‌شود.اگر در محيط فيس بوک (و امثال آن) افکار انحرافي مطرح مي‌شود
صيام...
 صيام...
هلال ماه صيام از افق دميد دوباره/ گه ضيافت عام خدا رسيد دوباره/ کبوتر دل مردان بارگاه تولا/ ز شوق ديدن رخسار حق تپيد دوباره/ ز دست ساقي بزم پريوشان بهشتي/ شراب نور به پيمانه ها رسيد دوباره/ به ساکنان حريم و به سالکان طريقت/ فرشته مي دهد از اوجها نويد دوباره/
سوريه از آغاز تا ...‏
 سوريه از آغاز تا ...‏
هنوز بر اين مسئله که سوريه دچار يک فتنه شده است اذعان دارم و هنوز معتقدم که مثل فتنه ي 88 ايران و حتي واضح تر از آن، جاي پاي استکبار و اسرائيل در آن بسيار نمودار است، اما اين که چرا هنوز اين فتنه که بدون هيچ انکاري به لحاظ رسانه اي، اقتصادي و تسليحاتي مورد حمايت غرب و اسرائيل است فروکش ننموده و حتي در حال شعله ورتر شدن است، تحليل ديگري دارد.
ريشه هاي گراني
 ريشه هاي گراني
در اين روزها هر سايت و وبلاگي را رصد مي کني از گراني و غيره بحث است از همه مهم تر اينکه هم اکثراً هم نيش قلم ها را به دولت گرفته اند وانگار مجلسي در اين مملکت نيست مجلسي که عملاً با تغييرات گسترده در بودجه دولت که اقتصادي ترين کار دولت و طراحي دولت ها براي يک سال مالي است در اصل بودجه نويس آنها وبايد پاسخ گوي اين اتفاقات که با اجراي بودجه تحميلي آنها مي افتد باشند فشار مضاعف بر دولت از سوي گروهي از نمايندگان در عدم واردات محصولات کشاورزي به بهانه نابودي کشاورزي داخلي را شايد همه در ذهخن داشته با
مبحث زيباي تورم!
 مبحث زيباي تورم!
اين روزها مبحث زيباي تورم بين همه ي ما ايران نشينان وجه مشترک پيدا کرده است.چنديست آنقدر روي اين مبحث مانور ميدهيم که سراغ باکس اس ام اس ها و ايميلهاي هرکس با هرنوع طرز تفکري که ميرويم با مباحث طنز و نقد و کاريکاتور پيرامون گراني گوشت و مرغ مواجه ميشويم ... موضوعي که در اين باب حائز اهميت است ، نگرش افراد مذهبي نسبت به اين مسئله است مذهبيوني که به دو دسته تقسيم ميشوند:دسته ي اول افراد روشنفکري هستند که به حق در هر موقعيت و منصبي قرار داشته باشند حرف حق را ميزنندو دسته ي دوم عده اي هستند ک
بيمارِ لحظه ها
 بيمارِ لحظه ها
اين خريدارها از دلم گرفته تا دل مردم تا جلوه هاي دنيا و وسوسه هاي دشمن همه شان پيسي گرفته اند و چيزي ندارند . مرا زياد نمي كنند ، خودشان زياد مي شوند و از من مي ربايند و شاهكارشان اينكه فكر و محاسبه ي من را چنان مشغول كرده اند كه نمي فهمم چقدر بوده ام و چقدر باخته ام.
مسلمانان مظلوم ميانمار
 مسلمانان مظلوم ميانمار
تنــت مي ســوزد از بــي داد نـــامردي .. و من در خواب غفلت بودم و در دام بي دردي .. تو را با نام بودا سـوختند و به پا کردند .. به پيش چشم عالم، قصّه هاي ناجوانمردي .. هنوز از قصّه ي هابيليان بوي تو مي آيد .. که در افسانه هاي شرقي اين دشت مي گردي .. تو را بر کنفرانس بي عدالت ها اميدي نيست .. نــداي "يــا محمّـــد" را به يـــاد دهر آوردي
ســـاقي
 ســـاقي
اين منم با يک بغل دلواپسي/ يا ابوفاضل به دادم مي رسي/ تشنه ي آب فراتم ساقيا/ جان زهرا دِه براتم ساقيا/ ساقيا مستِ مي جامت منم/ عاشق شيداي بدنامت منم/ باز کن بر ما مسير کربلا/ بوده ايم عمري اسير کربلا/ کربلا يعني عمو مشک و علم/ کربلا يعني دو دستش شد قلم/ کربلا يعني حسين فاطمه(س)/ کربلا يعني سراسر واهمه/کربلا يعني عمود آهنين/ کربلا يعني تنَش روي زمين
دلم ريخت...
 دلم ريخت...
گاهي نفست تمام مي شود....اکسيژن کم مي شود و انگار تمام درخت ها فقط دي اکسيد مي دهند و تو داري تمام زندگي ات را در يک کوره اي از آتش بسر مي بري....و قصد داري انتهاي اين سوختن يک حرف تازه باشد....يک سلام دوباره باشد.....گاهي خم مي شوي...مي شکني......
عدالت كجاست؟!
 عدالت كجاست؟!
يک نفر مرا توجيه کند!يک نفر عدالت را توجيه کند!يک نفر قوانين نسبت به کارگرها را براي من با دينمان مطابقت بدهد.يکي براي من توضيح دهد چرا سهم پدر کارگر من تنها يک پيام ِ *ما دست تک تک ـ کارگران عزيز را مي بوسيم* ان هم فقط در روز کارگر است و ان هم فقط از تلويزيون که اگر يک کارگر آن روز تلويزيون را...
الهي نامه من !
 الهي نامه من !
الهي ! گفتم آنچه نبايد و ديدم آنچه نشايد ؛ كنون جز تو به رويم در كه گشايد كه ستّار العيوبي.الهي ! تلاش جوينده‌ي لطفت به بار نشيند و پوينده‌ي طريق هدايتت جز خير نبيند و عشق تو هر كه را برگزيند طوبي له و حسنُ مآب.الهي ! خود توبه از گناهم ده و در شب فراق خود شمع اشك و سوز آهم ده...
فساد در سينماي ايران
 فساد در سينماي ايران
اين واقعيت بر هيچ کس پوشيده نيست که امروزه سينما و بازيگران آن نقش مهمي در زندگي همه مردم جامعه ايفا ميکنند... بازيگراني که بسياري از مردم از آنها به عنوان الگو پيروي ميکنند.. سينمايي که نقش مهمي در زندگي و برخورد هاي مختلف مردم در مواجهه با مسائل روزمره داراست... حال بايد به بررسي اين مورد پرداخت که آيا بازيگراني که بعضا به عنوان الگو انتخاب ميشوند صلاحيت الگو شدن را دارند؟... يا اينکه سينمايي که جهت گيري مردم و نحوه برخورد مردم در رويارويي با مسائل را داراست نقش خود را به خوبي ايفا ميکند
پسرك و عشق مجازي
 پسرك و عشق مجازي
ياد پسري افتادم كه بقول خودش شكست عشقي خورده بود. هفت سال به عشق دختري چرخيده بود و يك باره معشوقه اش را از دست داد. يعني عشقش فقط يك طرفه بود و دخترك بي خبر از دلي عاشق بود . به هواي او صبح را به شب مي رساند. مدتها گرفتارش شده بود. با خودم گفتم شايد يافته هاي من درد اين بي نوا را هم دوايي شود. من راهش را يافته بودم ، براي خود ، اما دارويي بود كه خدا براي همه همين نسخه را داده بود.
اگرعاشق باشي...
 اگرعاشق باشي...
ضرب آهنگ گامهايش هرچه نزديکتر ميشود شنيدني تر است... دلم بيتاب و بي قرار آمدنش... هنوز نرسيده و مهمان خانه مان نشده دلتنگ رفتنش هستم... ازآمدنش مسرور از همنشنيش مشعوف و از رفتنش محزون... در چشمه سارن يايش و دعا،زلال ناب افتتاح،سحر،ابوحمزه و جوشن کبير... چشمه طهورمجير،شبهاي احيا و سوز توبه ودعا...چقدرسبک ميشوي...

<   <<   121   122   123   124   125   >>   >
By: ParsiBlog.com ® Team © 2003