در فضاي گفتگوهاي سياسي، گاهي تندروي يک طرف باعث ميشود، طرف مقابل نيز برخورد مشابهي داشته باشد. ابزار تکفير و تفسيق و تبعيد انديشه از ساحت اخلاق و منطق و مصلحت و فهم صائب، همواره شمشير دو لبي است، که اگر از آن اجتناب نشود، ممکن است تيزياش خود انسان را گرفتار کند.
ساکن کوچه هاي پاييزم... برگ خشکيده ام که مي ريزم... با نگاهي مرا بهاري کن... تا بهارانه اي برانگيزم... خاک پاي شما شدم آقا... تا که از اين ميانه برخيزم ... شور شيرين و عشق فرهادم... گرچه در بند خسرو پرويزم... عاقلم کن که عاشقت باشم... تا که از ديگران بپرهيزم...
افسوس و صد افسوس که هويت انساني خويش را گم کردهام، و گمان نمودهام که من همين بدن مادي کوچک ميباشم و از عالم بزرگ و شگفت انگيزي که در درون من پيچيده شده است غافل شدهام. پس بايد بيدار شد و به حساب نفس خود پرداخت، قبل از آنکه بخواهند با مرگ ما را بيدار کنند و در محکمه عدل الهي به حساب ما برسند...
نمي توانم باور کنم اين ماه زيبا که به تنها يي در آسمان نشسته است با تو نسبتي ندارد. نمي توانم چشمانم را ببندم واين همه دار و درخت را که شاخه هايشان عاشقانه به تو مي رسند ,ناديده بگيرم. مگر مي شود رودخانه هاي پرشورومواج حرکت کنند,اما به سوي تو نيايند؟مگر مي شود از عشق گفت واز تو نگفت؟
چه حس قشنگيه سر سجاده بشيني و با معبودت يه گپ خودموني داشته باشي... ازش تشکر کني که دستت هنوز تو دستشه... که دستتو هنوز رها نکرده... چه حس قشنگيه دونه هاي تسبيح رو يکي يکي رد کني و بگي... يا الله يا الله يا الله چه حس قشنگيه وقتي صداش مي زني ، خيالت راحته که صداتو مي شنوه...
سابِقُوا إِلي مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ ... سبقت بگيريد براي رسيدن به مغفرتي از پروردگارتان و بهشتي كه پهنايش همچون پهناي آسمان و زمين است. و اينجاست كه در مغفرت و بهشتِ رضاي او ، مسير حركت ،بيش از حد گسترده مي شود و ديگر خطري براي سبقت گرفتن نيست .
گاهي ديوانه هاي اين آسايشگاه از من و اين صدا کلافه ميشوند يا قاشقم را پرت ميکنند يا چاي تو را ميريزند يا . . . الان اما بي سر و صدا آمده ايم روي پشت بام اينجا کسي نيست قوري ِ سفيد گل سرخي را هم آورده ام که اگر باز دلت چاي خواست از کنار من تکان نخوري هميشه تو چاي را مي آوردي -تق ..تق ... تق .. تق ...-
مقدار حجاب و پوشش، با در دست داشتن اين بينش و اين ملاك، روشن مي شود كه هميشه يك شكل و يك مقدار ندارد. تو در برابر آتش سوزانى كه حتى كفشها و دمپايي ها تحريكش مي كنند و تمام وجودش را مي سوزانند، وضعى خواهى داشت كه در برابر سلمان و يا وجود سازمان...
در ابتداي اجراي طرح هدف مندي يارانه ها قرار بود که دولت با توجه به اجراي اين طرح درآمدي کسب کند و بخشي از آن را بين مردم و بخشي را براي توليد و بخشي ديگر را در مصارف خاص خودش صرف کند و در همان موقع مبلغي را به عنوان اولين سري پرداخت يارانه به مردم تعريف کردند
من يک ايراني واقعي هستم چون : چون از روزي که خودم را شناختم تا امروز از دوست و دشمن از بيگانه و آشنا توسري خوردم تا آدم بشوم ، تا طرز فکرم طرز لباس پوشيدنم طرز صحبت کردنم استاندارد بشود . آنها به من فهماندند که هيچ چيزي نمي فهمم و فقط آنها مي فهمند. آنها به من فهماندند که زبانم دينم فهمم شعورم و همه چيزم تنها يک زير نويس است .
حرف دلي از امروز ... از دلتنگي و خستگي يک دختر... از ناراحتيش در حزن حال بد پدرش... از دلگرفتگي هايش ... از کمبود هايي که شايد من و شما هيچوقت آن را در زندگي هايمان حس نکرديم... از حرف دل يک دختر جانباز... من نميدانم چه بگويم از اين دنياي بي وفا... واقعا مانده ام در کار دنيا... و اما امروز... براي کلاس فوق درسي به مدرسه ميروم... دوستم را ميبينم... از ابتداي صبح حالش خوب نيست... زنگ استراحت بين دو کلاسمان که ميخورد يک لحظه بغضش ميتکرد... گريه ميکند... ميپرسم عزيزم چرا؟ چه شده؟؟؟
به هزار گونه گفتم، سخن از غم نهاني /چه كند دل غريبم، اگر اين سخن نداني؟/بخدا كه در غم تو، شدهام هلال ماهي/ نظري به حال من كن، كه تو ماه صد جهاني/من و درد و رنج و ماتم، من و خانهاي پر از غم / تو و شور و عشق و مستي، كه به خنده جان ستاني/شده دشت زندگاني همه سرد و زرد و بي روح
اول: هشدار جدي به مسئولين ايراني: خطر ترکيه از اسرائيل بيشتر است مواظب باشيد. دوم : کشور مصر خطاب به اقاي مرسي: تا سران ارتش يا جنتا و قضات عالي دادگاه مصر وجود دارند کاري نمي توانيد به يش ببريد.پس اول تکليف انقلابي انها را مشخص بايد کرد. سوم سوريه: خطاب من به کوفي عنان که در تهران است: قباله سوريه در ايران نيست و سوريه براي فروش نيست.
دردناک ترين تفکر بر ذهن کساني جاريست که فرهنگ را با ثروت مي سنجند.کساني که زيبايي را در بيني عمل شده شان يا سيگار گوشه لبشان مي بينند.بي بند و باري را آزادي و حجاب را خفقان مي پندارند.سخت است وقتي جوان مملکت دينش را به اجبار يدک مي کشد و بيشتر وقتش را براي دور بودن از خانواده به بهاي آوارگي مي فروشد.دردها را اگر يکي دوتا بدانيم خودمان را گول زده ايم .آنچه که امروز جوانان را تهديد مي کند سرمايه هايي است که بي تلاش به دست آمده اند و به راحتي از دست مي روند.
ماموريت اديسون اين بود که شبها در ايستگاه کشيک بدهد و سر هر ساعت يک علامت مخصوصي را به مرکز بفرستد. اديسون با خودش فکر کرد که لزومي ندارد او بي خودي بيدار بماند و سر هر ساعت علامت مخابره کند که من بيدارم. بنا بر اين يک دستگاه اختراع کرد و ...
حرفي از حرف هايم بين چشم هاي بيمارت گم شده.....واژه اي از نوشته هايم در گلوي نيزه هاي پلک هايت گم شده.....من تمام نقطه هاي عطف زندگي ام....تمام دانه هاي تسبيح بندگي ام در ستاره هاي گونه هاي خيس تو گم شده..... ايستاده ام تا قدم هايم را استوار ببيني...
يه دل شکسته دارم مال تو /يه نگاه خسته دارم مال تو /هرچي عشقه توي دنيا مال تو /کوه و دشت و باغ و صحرا مال تو /گل وگلدون و گلستون مال تو /آينه ي کنـــار ايوون مـــال تو/شباي ستاره بارون مال تو /لباي هميشه خندون مال تو /ياس وپيچک و شقايق مال تو/ خونِ رگهاي يه عاشق مال تو /ماه و خورشيد و ستاره مال تو /هرچي گل هرچي بهاره مال تو
آدم هاي اطرافم اين روز ها . . . خيلي شبيه من شده اند يک جوري خسته شده اند که هيچ جوري خستگي شان در نمي رود ديروز کسي گفت : دعا کن خدا مرا ببرد...کسي هم ميپرسيد : آرزوي مرگ ، گناه است ؟يادم است همين روز ها بود که يک نفر سر به ديوار گذاشته بود و ميگفت :کاش تمام شود . . .
بر اساس چه منطقي دولت توقع دارد وقتي که قيمت دان مرغ دوبرابر مي شود، قيمت خود مرغ افزايش متناسب با آن نيابد؟! آيا اين حمايت از توليد است که توليد کننده بايد هزينه اش دوبرابر شود ولي قيمت فروشش ثابت بماند؟! آيا اين افزايش قيمت دان مرغ، ناشي از افزايش قيمت ارز بود يا...
سلام بر زنان و مرداني که در مسجد گوهرشاد به خون تپيدند،سلام بر چادر هايي که به خون وخاک آغشته شد، سلام بر زناني که وظيفه ي جهاد نداشتند اما گلوله هاي رضاخان سينه هايشان را شکافت سلام بر سنگفرش مسجد گوهرشاد که پذيراي خون گرم چکيده از قلب هاي شهيدان بود...