<   <<   146   147   148   149   150   >>   >

كاش ظهر روز عاشورا...
 كاش ظهر روز عاشورا...
کاش ظهر روز عاشورا هواي کربلا ابري و باراني و سرد وخنـــــــک بود اينچنين/ کاش طفلان حسين بن علي از تشنگي زار و پژمرده نبودند و ضعيف ودل غمين/ کاش مي باريد اين باران به روي اصغرش تا گلوي کوچکش را حرمله کاري نداشت/ کاش آبي بود تا سيراب مي شد اکبرش آن شه ميدان جنگ وآن عزيز مه جبين/
فرار مي كنم از ثانيه هاي عمرم
 فرار مي كنم از ثانيه هاي عمرم
امروز هر كاري كردم تا گلهاي باغچه ام بخندند نشد افسرده و غمگين چشمي به آسمان داشتند شايد ندايي را كه سالها انتظارش را مي كشيدند بشنوند...
لذت آب خنک در کام تشنه
 لذت آب خنک در کام تشنه
همان خدايي که از هيچ، در بياباني که سالها با خون شهدا آبياري شده، چنان طراوت را به اين گل زيبا عنايت ميفرمايد... همان خدا.. منت نهاد بر سرم و مرا از نور وجود خود بهرمند ساخت و انسان شدم.. خدايم مرا آفريد.. اولين سلولم در نهان مادرم شکل گرفت. روزها مهمان مادر بودم و از وجودش به وجود آمدم...
سينما بايد اصلاح شود، نه تعطيل
 سينما بايد اصلاح شود، نه تعطيل
نفي کامل سينما منجر به اين نمي شود که کلاً مردم فيلم هاي سينمايي را رها کنند، بلکه باعث مي شود تا صرفاً فيلم هاي خارجي با فرهنگ بيگانه در کشور رواج يابد و اين يعني واگذاري يک سنگر مهم در تهاجم فرهنگي به دشمن،
في الاحوال العالم الافتراضي
 في الاحوال العالم الافتراضي
عجب حالتي است که اسرار دنياي مجازي رقم زده است! فرومايگان، خمره ي جهالتشان را بر زمين عموم با سنگ بي عاري مي شکنند و شيره ي خشک مغزشان را نثار فرهنگ مي کنند! ...
آدم ها و حواها!!
 آدم ها و حواها!!
«اهبطوا...» خداي تبارک اين را که فرمود آدم و حوا هبوط کردند در زمين، آدم روي صفا، حوا روي مروه، آدم و حوا جدا از هم شدند ميمهان زمين... آدم از حوايش دور افتاده بود، حالا تنها روي صفا، مشغول ذکر بود و توبه و دعا... اما! دعايش انگار مستجاب نمي شد!!
خدا را شكر باران با ترانه...
 خدا را شكر باران با ترانه...
خدا را شکر باران با ترانه دوباره مي خورد بر بام خانه/ دوباره ياکريم مهرباني به ديوار حياطي کرده لانه/ زمين پر شد ز الطاف الهي خدا با مردم شهر آشتي کرد/ پرستوهاي عاشق پرکشيدند به سوي آسمان از آشيانه ...
مذاكرات5+1
 مذاكرات5+1
انرژي هسته اي از نگاه آنان براي ساخت بمب اتم و ويران كردن هيروشيما و ناكازاكي به كار مي رود اما ازنگاه مسلمانان و ملت ايران براي نجات از وابستگي به ابرقدرتهاي زورگو در دوران كمبود انرژي يك ضرورت است . آنان بهانه اي دارند كه ايران به دنبال ساخت بمب اتم است .
اذان در نخلستان...
 اذان در نخلستان...
آنگاه که تکيه بر نخلي ميدادي و انگشتان خود را به گوش خود مي نهادي با آن آواي ملکوتيت ياد مظلوميت مولا علي(ع) مي افتادم. چه خوب بود اگر يک بار ديگر.. تو در ميان نخلستانها اذان ميگفتي و ما همه جا بدنبال تو ميگشتيم..
بيماري باقلايي
 بيماري باقلايي
فاويسم که در زيرگروه بيماري‌هاي عفوني قرار مي‌گيرد، در همه افراد و به خصوص در کودکان بايد بسيار جدي گرفته شود، چراکه کم‌خوني ناشي از اين بيماري در صورت عدم‌کنترل به موقع مي‌تواند آسيب جدي به کبد و کليه وارد کند.
بانوي آسماني
 بانوي آسماني
حضرت فاطمه (سلام الله عليها)در عين حال که بطور کامل و بدون هيچ نقصي حجاب و پوشش خويش را حفظ ميکردند،اين را مانعي براي انزوا و کناره گيري نميدانستند و بر اين عقيده بودند که حجاب مانع فعاليتهاي سياسي و اجتماعي نيست ،همانطور که ايشان در عين حفظ حجابشان در فعاليتهاي سياسي و اجتماعي حضوري فعال داشتند
آرامش مطلق ...
 آرامش مطلق ...
روز و شب رو در حالي سپري ميکني - که عليرغم اينکه اتفاق بدي نيفتاده - حس خوشايندي نداري ؛ يه جورايي خسته اي ، کلافه اي ؛ سردرگمي ؛ نميدوني چته ؛ نميدوني چرا ديگه اون آرامش قبل رو نداري ؛ نميدوني چرا اينقدر بي قراري ... يه قرار دوستانه ميذاري ؛ ميري عيادت يه مريض ؛ به عزيزي هديه ميدي ؛ از دوست هاي قديميت خبر ميگيري ؛
بوي باران بوي ياران..
 بوي باران بوي ياران..
وقتي که قطرات باران با شتابي فراوان بروي نخلهاي جنوب فرود مي آمدند به احترام خاک، آرام بروي شاخه ها مي غلطيدند و خود را بروي خاک نرم جنوب رها مي کردند. قطرات باران در جنوب با شتاب مي آمدند اما با تامل و تاني به روي خاک جنوب بوسه ميزدند و به آرامي جذب خاک مي شدند...
چايت دارد سرد ميشود .  .  .
 چايت دارد سرد ميشود . . .
تو کمي از ابر هاي بالاي سرم گرفته تري . . . من کمي از ابرهاي بالاي سرت باراني تر . . . هرچقدر هم که دور باشيم آسمان هايمان از يک جنسند . . . من زير آسمان تو. . . تو زير آسمان من . . . الان هم که اين هارا مينويسم آسمان نم ِ باران دارد نميدانم از چه کسي غريبي ميکند که ميبارد و نميبارد با من که آشناست
شعرهاي سپيد مادرم ...
 شعرهاي سپيد مادرم ...
پدرم شاعر بود ، مادرم عاشق مادرم که شاعر ميشد ، پدرم عاشق پدرم غزل ميگفت مادرم سپيد پدرم مثنوي ميخواند مادرم سپيد پدرم رباعي ميگفت مادرم سپيد تا آنکه درست نميدانم .. سيب بود يا گندم جاي قافيه ها را که گرفت
بهارنارنج
 بهارنارنج
هنوز انتظارم به سر نيامده اما... تمام فضاي دلم را بوي بهار نارنج هاي تو پر کرده... تمام دردهايم را بهار نارنج هاي تو درمانگر اند... دلم سلامتيش را بدست آورده... بهارهر سال هنگامي که از کنار باغ هاي نارنج گذر ميکردم عطر بهار نارنج ها مستم نميکرد...
فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا...
 فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا...
باز به کشت و چمن وزيد باد بهار/باد به دشت و دمن دميد روحي دوبار/ دوباره در صحن باغ گشت غزلخوان هزار/هزار دستان فکند غلغله در مرغزار/ مرغان از هر طرف گرم دف و چنگ و تار...
پياز جيرفت  و تلاش براي هيچ !
 پياز جيرفت و تلاش براي هيچ !
با شروع فصل برداشت کم کم سر و کله دلالان تهراني و ترک به جنوب کرمان پيدا مي شود تا با نامردي و کلاهبرداري محصولات جاليزي را که با هزاران خون دل خوردن و شب نخوابيدن ها بدست آمده است با قيمت ناچيز هاپولي کرده و در بازارهاي شمال کشور با قيمت هاي هنگفت و سرسام آور بفروش و سود حرامي به جيب بزنند .
عکاسي،اصول و تعاريف كلى
 عکاسي،اصول و تعاريف كلى
عكاسى زبان است. زبانى تصويرى كه واژگان، قواعد و دستورات خاص خودش را دارد. آشنائى با اين زبان و تبحر در استفاده از آن به شما اين امكان را مى‌دهد كه از طريق تصوير با بيننده عكس ارتباط برقرار كنيد.
نقاشيِ شعر
 نقاشيِ شعر
بايد قلم گرفـــت وَ طرحي دگر کشيــــد/ تا روزهــــاي مبهم تاريــــخ پــر کشيـــد/ وقتيکه با سقيفه جهان خواب مي‌شود/ بايد که انتظــار در و ميــــخ در کشيـــد/ نـــور خداست در رگ خورشيـد فاطمــه/ بايد به بام خانه خورشيــد سرکشيـــد...

<   <<   146   147   148   149   150   >>   >
By: ParsiBlog.com ® Team © 2003