به کرات خانمهايي به مرکز مشاوره مراجعه ميکنند که بهار زندگي را پشت سر گذاشته و هنوز با همسر مناسبي ازدوج نکرده اند. وقتي با اين خانمها صحبت مي کنم، متوجه ميشوم که در بسياري از موارد، عملکرد نامناسب خود آنها بوده که دچار اين گرفتاري شده اند ...
ساعت حدودا يک شب است، نور روي صفجه موبايل کم و زياد ميشود، اين يعني اسمس آمده است. گوشي را بر ميدارم. پيام از مهدي است نوشته است: "ح س ي ن ي دختر نقّاش باشه، شناسنامه ايراني داشته باشه باباش عراقي باشه ايران نباشه ميگيري؟"
غربت امام زمان رو توي لحظه لحظه ي زندگيمون ميشه حس کرد، راه رفتن تو خيابونا، نگاه کردن به آدما ، مغازه ها،در و ديوار خونه ، بيلبورد ها و بنرهاي سطح شهر ، خوابهاي شيرين صبح جمعه و دلگرفتن هاي عصر جمعه...
پله . . . پله . . . پله . . . چقدر آسان طي مي شود ... پله هاي ... . . . سقوط ... ! مشکل از جاذبه ي زمين باشد ... شايد!
پژواکِ آااااه مي رسد از عمقِ بيت ها ............آقـــا ! نـگاه کــن ... غـزلم درد مي کند ..............
هرگز رهايم نکني که چون کودکي بازيگوش دربازار زغال فروشان دنيا گم و سياه مي شوم.. عزم زيارتتان حتي در خواب نيز صفايي دارد...ديشب در راه سفر هوايي کربلا از مادرم خبر از پاسپورت تازه آزاد شده ام مي گرفتم.
کبوتر دلم در ان سرزمين جا خوش کرده و اهل برگشت نيست به خيالم انجا گرفتار شده ولي نه عاشق است !! اي کاش من هم مي توانستم با او باشم ، او باز هم مثل هميشه بر فراز ان شهر نور به پرواز در امده ... و من را حيران در اين وادي رهايم کرده...حال دانستم که دليل غبار دلم چيست؟
اين روزها با رنگ پاييزي براي دلت بال و پر ميشود. پر ميکشي در خيالت، نه غصه با خود ميبري نه شادي. فقط ميخواهي زميني نباشي. خالي ميکني کوله بارت را...
دو تا ديوونه كنار رودخونه كله پاچه پاك مي كردند كله گوسفند از دست يكي از اونا ليز خورد افتاد تو آب...
- ميشه کارتتون رو ببينم خــــــــــــــــــواهـــــــــــر؟ (خنده) - بفرماييد. - بيا. کارتت رو بگير. خب حالا شما چي؟ نفهميدين که من کيم؟ - نه...
مي خواستم راهى نشونم بديد تا بر شيطان غلبه كنم ...خواهش ميكنم! از دست خودم خيلى ناراضيم!
داخل دفتر همکارا نشسته بودن .صلاح نديدم با مادرش تلفني صحبت کنم.ازش خواستم بياد مدرسه.بعد ده دقيقه مادرش اومد.ماجرا رو براش تعريف کردم و ازش گلايه کردم که به عنوان يه مادر بايد مواظب دخترش باشه...هر چيزي بايد جاي خودش قرار بگيره..محيط اموزشي محيط اين جور کارا نيست.
چگونه است که فرزندان شهدا و جانبازان در فيلمها، يک مشت افراد سوءاستفادهگر هستند که از دنيا طلب دارند و از پدرانشان فرارياند؟ آي فيلمسازها؛ خيلي سال ميگذرد که يک فيلم در شأن پدرانمان نديدهايم، خيلي سال ميگذرد که آنها را نديديد!
پشت پرچين هاي ميله اي سياه و سفيد ايستاده ام . قدّم از آنچه که بايد باشد کوچکتر شده است . هم اندازه ي يک کودک پنج يا شش ساله . با دست هاي کوچکم به ميله ها سفت چسبيده ام . طوري که مدام کف دست هايم عرق مي کند و اشکي از گوشه ي چشمم به روي ...
و چقدر دلي ميگيرد وقتي از ياد ميرود... به خاطر لبخندي كه دوام ندارد... دلي كه لبخندش را به دعايي گره زد و بدرقه راهت كرد تا بغض فروخورده اش را نبيني...
اگر خواستي به شعر هايت عمل کني هيچکس تورا نميفهد امااگر خواستي فقط شاعر باشي وفقط شعر بگويي همه به به چهچه ميکنند.
از کنار هر کدوم که رد ميشد روش رو ميخوند...کنار بعضياش مکث ميکرد و با نگاهي پر از سوال خيره ميشد...!!! آخر سر انگار طاقت نياورده باشه، گفت: «باباي همه اينا يه نفره!؟!؟!»
بعد از موبايل خاکي 1 و 2 و سامانه پيامک قافله شهداء که بحمدلله هم مورد استقبال خيلي از کاربران نت قرار گرفت و هم منشأ حرکتي تو اين زمينه بين دوستان ارزشي شد تصميم گرفتيم که به مدد خود شهدا و تو ايام هفته دفاع مقدس، سومين قسمت از بلوتوثهاي خاکي رو با عنوان ...
وحدت از مهم ترين عوامل عزت مسلمانان در برابر قدرت هاي بيگانه است اما سوال مهمي که پيش روست اين است که: با وجود اختلافات بين دو مذهب بزرگ اسلامي - شيعه و اهل سنت - وحدت چگونه امکان پذير است ؟ لازمه وحدت اين نيست که همه شيعيان ، سني شوند يا همه اهل تسنن به مذهب شيعه بپيوندند ...
روزگار غريبي است...! هم اين روزها، هم آن روزها...! آن روزها دشمن از مرزهاي خاکي عبور کرد و سرزمين ما را اشغال نمود. اين روزها دشمن از مرزهاي فرهنگي عبور کرده و فکر و روح جوانان ما را اشغال نموده است. آن روزها دشمن، جان و مال مردم را به تاراج مي برد ...