ساده ترين مرتبه نماز شب وضو گرفتن قبل خواب است که فکر مي کنم بسيار ساده بوده و همه بتوانند به اين مرتبه ازنماز شب دست بيابند. اگر بخواهيم قدري در اين مراتب بالا برويم مي توانيم قبل از خواب يک رکعت نماز وتر...
خداوند متعال به بندگانش خيلي ارزش و احترام قائل است و به هيچ قيمتي راضي نمي شود آبروي بندگانش از بين برود و اين اهميت تا حدي است است که در روايتي از وجود نازنين امام صادق عليه السلام نقل شده است که ايشان فرمودند: آبروي مومن از کعبه هم بالا تر است...
بالاخره فايل صوتي صحبتهاي مهم شهيد ديالمه يک هفته قبل از شهادتش در مورد ميرحسين موسوي و زهره کاظمي(زهرا رهنورد) به دستم رسيد. اين سخنان از سوي مخالفان سياسي آقاي موسوي و زهره کاظمي پس از خروجشان بر حاکميت نيست...
تکيه زده ام به نرده هاي استيل و روي زمين سنگي نشسته ام... زير چشمي بازتاب کج و کوله ي چهره ام را روي ميله هاي براق تماشا مي کنم...
واقعيت اين است كه ما مردم را بر اساس شغل وموقعيت اجتماعي شان رتبه بندي مي كنيم؛ رفته گر، كارگر، بنّا، كاسب، راننده، خدمتگزار، مهندس، پزشك، روحاني و... اما وقتي يكي از افراد داراي شغل پايين مي ميرد و روي اطلاعيه فوتش مي نويسند « بزرگ خاندان » تازه مي فهميم كه...
ياد آنروز بخير ... چارصد يار ... چو زنجير بهم پيوسته ... مي چميدند در آن صحن دلاراي بهشت مي سرودند به آواز بلندي جانسوز ... بازهم عرصه ي سنگين زمين زير رگبار قدمها لرزيد ابر باراني چشمان زمان روي جانها باريد ...
حالا که بحث حجاب در جامعه مثل هواي اين چندروز داغِ داغ است من هم از دغدغه هايم مي نويسم و از سوال و جواب هايي که مدت هاست ذهنم را درگير کرده. مثلا من مي دانم که يک دختر دانشجو مجبور است براي گرفتن جزوه به همکلاسي پسرش رجوع کند ...
سه سال پيش همين روزا(يعني آخراي رجب) بود كه برا اولين بار مدينه بودم... سه سال پيش همين روزا بود كه شد مالِ من... چادر نمازم رو ميگم... خيلي دوسش دارم... چون وقتي يادم مياد از مدينه گرفتمش تمام خاطرات شيرين همون روزا يادم مياد...
يادمه چند ساله پيش مچ دستم خيلي درد مي كرد، البته موضوع تازه اي نبود.ولي دوباره شدت گرفته بود و كلافم كرده بود. تصميم گرفتم پيش دكتر متخصص ارتوپد، از يك دكتر متخصص وقت كرفتم و رفتم، دست بر قضا دكتر خانم بودند. بعد از مشاهده عكس مچ دستم ...
واي امروز عجب حال عجيبي دارم ... مي نشينم با صبح ... در کنار چمن سجاده ... دانه هاي گل تسبيح بدست ... با دلم حس غريبي است قريب در سرم راز مگوئيست ... مگو نکند بار دگر اسماعيل ... مي کشد پاي براين تفته زمين دل من...
ولي تلويزون ما وکارگردانان ما براي جلب بيننده وفروش بيشتر به چه مقوله هايي مي پردازند به چه قيمتي ؟! واقعا به چه قيمتي ؟! به قيمت جريحه دار کردن ذهن وروح مردم!
تا قبل از دولت آقاي احمدي نژاد يه تفکر غلطي در مديريتها بود که فکر ميکردن خانومهايي که چادري درست و حسابي هستن نميتونن از پس مديريتهاي کلان بر بيان ولي از وقتي آقاي احمدي نژاد اونهم براي کابينه، خانومهاي چادري درست و حسابي رو براي وزارت انتخاب کرد اين تفکر غلط از بين رفت.
بعد از انتخابات 88، وقتي به خبرگزاري BBC سر مي زدي يه خبرهايي به چشمت آشنا ميومد وقتي خوب فکر مي کردي يادت ميومد که اين خبرها رو توي خبرگزاري آفتاب هم ديده بودي!!!
به جون خودم مي بينه و ازت ناراحت ميشه درسته 1400 سال پيش بوده ولي خب پدر امته اينقد براي اممتش دلسوزه که از کوچکترين گناهشون هم ناراحت ميشه و دلش ميشکنه.»
روزه مي گيرم من ... تا دگر غم نخورم تا دگر سر نبرم زير سرا چشمه ي اشک تا دگر دود جگر را نرسانم به مشام روزه مي گيرم من ... تا دگر غيبت بي رنگي باران نکنم تا دگر لقمه ي پس مانده ي غفلت نخورم تا دگر قي نکنم مائده ي حجب و حيا روزه مي گيرم من ... تا دگر بار به حلقم نرسد گرد دروغ تا دگر بار...
شايد آشنايي ما هم استکاني بود ! با يک استکان چاي ... چند روز پيش همينطور که استکان چايي ! دستم بود چشمم به کتابش افتاد " آقا وحيد " اول از همه به ذهنم آمد که چرا وحيد؟! تا آنجايي که اسمش را شنيده بودم ...
دوستان گفتند که او سالها قبل فارغ التحصيل شده است؛اما متاسفانه هنوز براي ما گمنام است و گمنام باقي خواهد ماند.سالها قبل وقتي که دانشگاه عاشقي بر پا شد،او و همه همکلاسي هايش ...
نه مثل من زمين پايت را مور مور ميكند . . . نه مجبوري هرجا كه ميروي سطح زير پايت را به دنبال خودت بكشي . . . نه در گير جاذبه اي ..نه مجبور به جبر خاكي بودن . . .رهايي..رهاي رها...
بچه که بودم با اينکه همه سوالات درس اجتماعي را به طور کامل جواب داده بودم اما معلممان به خاطر اينکه سربه زير و حرف گوش کن !! نبودم و با سوالاتم او را به چالش ميکشيدم نمره ام را به جاي بيست شانزده داده بود. آن موقع با خودم مي گفتم در اجتماعي عدالت رعايت نشده ...