<   <<   186   187   188   189   190   >>   >

بزرگترين کهکشان جهان يافت شد!
 بزرگترين کهکشان جهان يافت شد!
نزديک ترين کهکشان ها به کهکشان ما به اندازه اي دور هستند که نور آنها ميليون ها سال طول مي کشد تا به ما برسد. يعني تصويري که ما از آنها مي بينيم ظاهري را که آنها ميليون ها سال قبل داشته اند، نشان مي دهد...
شرکت عشق
 شرکت عشق
باز اين شرکت عشق در خيابان دلم چاله هايي کنده ! تا من سر به هوا باز درونش افتم ... مي روم آهسته بانگاهي نافذ نکند پاي نگاهم ز نگاه دگري سُر بخورد مي روم پا ورچين... اين خيابان شلوغ پر ...از دستفروش پر... از دود کباب غصه پر ...از راز کتاب قصه
عاشق آقا
 عاشق آقا
در بسته و چراغ‌ها خاموش بود. دست گذاشتم روي شبکه‌هاي چوبي و پنجره‌ي شيشه‌اي و از پشت پنجره ديدمت، همان عکس را روي مزارت گذاشته بودند، مسيح‌وار!
توقيف 9 دي و جمعي از طلاب!
 توقيف 9 دي و جمعي از طلاب!
آن روز که يک روحاني نما در کنفرانسي در اروپا ضمن رد احکام ديني مانند حجاب با تاکيد بر قرآني بودن آن، اجازه داد زني لخت و عور به لباس مقدس روحانيت که آن روز به تن داشت اهانت کند، اين حضرات سر در کدام چاه جمکران داشتند؟!
آيا مجلسي كه در راس امور بود اين است؟
 آيا مجلسي كه در راس امور بود اين است؟
چطوري است كه بعد از درخواست رهبري براي تدوين سازوكاري از سوي مجلس براي نظارت بر نمايندگان، آقاي مجلسبعد از گذشت حدود 1 سال و يك ماه به اين نتيجه نرسيدند كي و چگونه اين سازوكار را فراهم كنند اما در مورد كارشناس ارشد شدنشان فورا تصميم مي گيرند؟
توشه مسافر حج
 توشه مسافر حج
اگر ارز آخرت را آماده نکرده باشي بعد از سفر حتي با دنيا هم ارتباط قطع خواهد شد درحاليکه افراد نيک با خرج کردن عمل صالح مرتبا با دنيا ارتباط دارند و يادشان در دنيا زنده است و دائما از دنيا شارژ مي شوند با ذکر و فاتحه و قرباني و باقيات صالحات و ...
شنيده ام نبش قبر حرام است...
 شنيده ام نبش قبر حرام است...
ديشب پاي بغض هايم ... دوباره . . به ملکوت کبريايي حرمت بازشد. . . تمام مسير بغضم را روي زمين ميکشيدم تا بياورم و در خلوت صحنت رهايش کنم . . . آنقدر سنگين بود که نميتوانستم بلندش کنم...کشان کشان روي خاک کوچه ها کشيدم و آوردمش . .
صنم سرمايه دار
 صنم سرمايه دار
صنم خودش هم از دارائي هايش بي خبر بود. مي گفت: آنقدر به خداي خودم اطمينان دارم و محبتش در دلم ريشه کرده که مي توانم به او تکيه کنم و بهترين ها را از او بخواهم. مي گفت: همينکه بدانم از من راضي است ...
اين فصل را با من بخوان!
 اين فصل را با من بخوان!
زندگي ما انسانها هم مانند طبيعت فصول مختلفي را تجربه ميکند. فصل هايي هم جنس و هم رنگ روزگار؛ گاهي فصل زندگي ما مانند بهار پر است از هيجان و طراوت و تازگي و گاهي هم مانند روزهاي تابستاني گرم و پر حرارت... اما چه دشوار است که درست وقتي در شادي حاصل از پويايي ايام ، نفسي عميق ميکشي...
روي فارسي1 سفيد شد
 روي فارسي1 سفيد شد
از روز اولي که سريال ساختمان پزشکان شروع شد احساس کردم سبک زندگي اين فيلم با خانواده هاي ايراني نمي خونه . مثلا اگر دقت کرده باشيد هميشه وقتي نيما و نازنين در خونه هستند يا وقتي يکي تنها توي خونه است برادر نيما يا مادر پدرش همينجور در رو باز مي کنند و ميان تو !
قدمي تا گناه
 قدمي تا گناه
خيرين لطف کرده بودند و واسه ماه مبارک به ما غذاي گرم دادند تا به بچه ها افطاري بدهيم . آن هم چه غذايي جاتون خالي جوجه کباب همراه مخلفات آنچناني ؛ بله ؛ ما هم عقل کل ؛ گفتيم چه کنيم که اين عذا به اهلش برسد ؟
من يك مسلمان هستم !
 من يك مسلمان هستم !
غيبت وتهمت هم بازگويي حقايق است، باور کن همه اينها را جلويش هم مي گوييم، دروغ را هم همه مي گويند اگر قرار باشد براي دروغ گفتند کسي جهنم برود بايد تمام دنيا بروند جهنم. محرم و رمضان اهل اسلام هستم يعني نماز وروزه ام درست است. فدايي اهلبيت هستم، کار درست مي شوم.
حاجي آباد زرين 100 سال بعد!
 حاجي آباد زرين 100 سال بعد!
موزه ي مرکزي شهر که خودش الان جاذبه توريستي حاجي آباده ظاهرا قبلا حمام عمومي! بوده (مسخره م نکنيد، قديم ما چيزي به اسم حمام عمومي داشتيم!) پدربزرگ داشت تعريف مي کرد که ما را خواب ربود!
چرا حجاب خانم ها محدود تر است؟
 چرا حجاب خانم ها محدود تر است؟
کافيست با آقايي که در حال خواندن (مثلا روزنامه) است بگوييد "مي آيي امروز برويم منزل فلاني؟"در اکثر اوقات (استثنا هم دارد) با اين صحنه مواجه مي شويد که آقا سرش را بالا مي آورد و مي گويد "چي گفتي؟"اما خانم ها اينطور نيستند
اينا درده واقعا!!!
 اينا درده واقعا!!!
دختر بدنيا اومده در جمهوري اسلامي: واااااااااااا چرا اينقد سخت ميگيري خيلي از اين خانم ها اومده بودند با حجاب کامل توي آب شنا مي کردن!!!! خب تو هم ميرفتي!
چه ميكنيم؟
 چه ميكنيم؟
ارون رحمت الهي در حال باريدنه.با امروز سه روزه که يه بارون حسابي رو اوستا کريم تقديم زمينهاي تشنه ي شاليزار و مرکبات و صيفي جان مازندران کرده.کلي هم در مصرف برق داره صرفه جويي ميشه . هوا خنک خنک.الهي شکرت. هميشه نعمتتو بر اين مردم خوب و مهربون و زحمتکش تقديم کن.
نمازخانه بدون وضوخانه!
 نمازخانه بدون وضوخانه!
اتوبوس شيراز سر پل چيتگر پياده ام کرد. از آسمون پيدا بود که 45 دقيقه اي تا طلوع آفتاب مانده. به نظرم آمد که بهترين جا براي نماز خواندن ايستگاه متروست. سريع سوار تاکسي شدم و به اندازه يک سوم شيراز تا تهران، کرايه گرفت و کنار پله هاي اولين ايستگاه مترو پياده ام کرد.
هيولايي به نام چاله چوله
 هيولايي به نام چاله چوله
و امان از دل بيچاره ي اين خيابانها که روزها بايد در آنها چاله کنده بشود و شبها بايد اين چاله ها پربشوند ؛ميشود رو تحتي چهل تکه ي مادبزرگ قصه ها ومردم بيچاره که بايد با دردسرهاي آن سر کنند
نشسته درست روي عقلم
 نشسته درست روي عقلم
مشتهايم گره شده اند. و ناخن انگشتانم به كف دستانم فشار بدي وارد مي كنند. اما اين باعث نميشه مشتم را باز كنم.
زندگي جاريست...
 زندگي جاريست...
يه روزي كه دلت خيلي گرفته يكي از دوستاتو مي بيني. مي خواي باهاش درددل كني ولي اون پيشدستي مي كنه .وقتي جملات آخرش را با اشك به پايان مي رسونه نوبت تو ميشه كه صحبت كني، ولي نميتوني...

<   <<   186   187   188   189   190   >>   >
By: ParsiBlog.com ® Team © 2003