پرسپوليس قهرمان جام حذفي شد اما در حال حاضر ويرانهاي بيش نيست. باشگاهي که هيأت مديرهاش مدتهاست قرار است معرفي شود اما همچنان بدون هيأت مديره است و با سرپرست موقت اموراتش را ميگذراند...
خوب حال و هواي بهشت چطور بود؟ با شما سازگاره يا نه؟ به من كه خيلي! تازه دكترم بهم گفته هواش براي ريه هات خيلي خوبه! اللهم ارزقنا...
انتقاد......... تا حالا چه قدر تو زندگيت اين کلمه رو شنيدي؟ به نظرت اگه تو جامعه ها يه ذره وجود داشته باشه چه اتفاقي ميفته؟گه همه آدما ظرفيت شنيدن انتقادهاي سازنده رو داشتن چي ميشد؟تو جامعه ما همه اهل انتقادن!!!!!همه انتقاد رو دوست دارن!!!
اَلام = سلام ، اَلللللللللو = الو ، آبا = بابا ، آمان = مامان ، آبايي = بابايي، آماني = ماماني ،آيي = دايي ، آوا / آله = خاله ، عمه = عمه ، اَنير / نَننننننننصير = نصير
وقتي به سرگذشت مختار در کوفه فکر مي کردم و مطالعات قبلي ام را ضميمه اين فيلم مي نمودم، آن قدر دلخسته از مردماني شدم که عقلشان جلوي چشمانشان رژه مي رود که نگو؟ از اينکه در همين عصر خودمان عده اي کشته و مرده زر و طلا و مال و ثروتند ...
در خنکي سايبان چادرم؛ طراوت را احساس مي کنم . . . نمي دانيد چه لذتى دارد وقتى سياهى چادرم، دل مردهايى که چشمشان به دنبال خوشرنگترين زنهاست را ميزند. نمي دانيد چه لذتى دارد وقتى مردهايى که به خيابان مي آيند تا لذت ببرند، ذره اى به تو محل نمي گذارند.
چند هفته اي بيش تر از آشنائيمان نميگذرد . فکر نمي کردم ديگر نمي توانم چشمان زيبايش را ببينم . چشمان سبزش تقديم امر به معروف و نهي از منکر شد ...
باز امشب ياس حضورت، ياَس را از من ربود و نور اميد را در دلم روشن كرد، باز امشب ميان ستارههاي درخشان رجب چشم بر آسمان تو دوختم، اي مهربانترين مهربانان! سپاس تو را كه رجب را به ما هديه كردي و ليله الرغائب را روزيمان كردي...
مي گويند شب آرزوهاست؛ درهاي آسمان باز است تا ملائک آرزوها را به عرش ببرند و مهر استجابت بگيرند، چه فرصتي بهتر است از اين ... خودت را گم مي کني، آرزوهايت را يک به يک از جلوي ديدگان مي گذراني و سان ميبيني، از آرزوهاي کوچک و ريز شروع مي شود ...
از پليس راه جيرفت که به سمت راين خارج شديم، منظره جالبي توجهم را جلب کرد. تعداد زيادي صندوق صدقه و خيريه مساجد کنار هم در امتداد جاده قرار گرفته بود. برام سؤال شده که اين همه صندوق خيريه و صدقه چرا بايد در يک مکان کنار هم قرار بگيره؟ هر چند وقت يکبار پر ميشه؟!
دلم راميگويم.. غمين وخسته است ازآرزوهاي طلب کرده وبه اجابت نرسيده اش.. ميگفت:کاش ميفهميدم گذشت زمان را آنسان که دلخوش کرده بودم به شيريني آرزوهائي که بال پروازم نبودند.. گفتمش: نااميدمباش اي دل! که شب آرزوهامي آيد،خودت رابسپاربه رحمت بي منتهاي خدا..
چند وقت پيش با خانم همسايه فيلمي تماشا مي کرديم که موضوع رمانتيکي داشت. پسر پولداري که عاشق دختر فقيري بود و براي به دست آوردن دلِ اون دختر دست به هر کاري ميزد. از پسر تلاش و سماجت بود و از دختر انکار و لجبازي.
پيامبراكرم(ص) فرمودند: در بهشت بازاري است كه در آنجا هيچ خريد و فروشي نيست مگر صورتهايي از مردان و زنان. هركس ميل و اشتهاي صورتي را داشته باشد، در آن بازار داخل مي شود ...
وقتي مجلس کشور ، هي دوز نمايندگي رو ميبره بالا و به کمتر از دکترا قانع نيست ، که معلوم نيست اينکار چه نفعي ميتونه داشته باشه ؟ ، تب مدرک دکترا گرفتن تا اين حد ميره بالا ، خب حالا دکترها ، اگه واقعا دکتر بودن ...
اسير وسوسه ي خاک اين بدن شده ام چو کاه خُرد ، حقير هواي تن شده ام مرا به آتش خشمت چه شعله ها زده اي به آب سرد کلامت ، دمي چمن شده ام
کارهاي عقب افتادهام را گذاشتهام توي کيف کوليام و تا اينجا با خودم آوردهام. همه رفتهاند حرم، هيچکس نيست. صداي اذان ميآيد، از پشت کار بلند ميشوم. پنجره اتاق راباز ميکنم. صداي اذان بلندتر ميشود. توي همهي فيلمها پنجره زائرسرا را که باز کني، ضريح آقا روبه رويت است با چند ...
سر سفره عقد نشسته بوديم، عاقد که خطبه را خواند، صداي اذان بلند شد. حسين برخاست، وضو گرفت و به نماز ايستاد، دوستم کنارم ايستاد و گفت: اين مرد براي تو شوهر نمي شود.... کسي که اين قدر به نماز و مسائل عبادي اش مقيد باشد، جايش توي اين دنيا نيست.
و اکنون که فرياد الله اکبر امت اسلامي در تمامي بلاد مسلمين به گوش ميرسد استکبار جهاني که خود را بيشتراز هر زماني ديگر در شروف نابودي و از هم پاشيده گي مي بيند ، دست به هر عمل زشت و نفرت آوري ميزند تا مگر بتواند چند صباحي ديگر بر مسند قدرت ...
ارتباط دختر و پسر از زاويه هاي مختلفي قابل بررسي است. برخي اين ارتباط را يک ضرورت براي ازدواج مي دانند و برخي هم به دلائل مختلف شرعي و عرفي با آن مخالفند.من قصد ندارم در اين موضوع حرفي داشته باشم، اما ...
کجايند آناني که حنجره خراش مي دهند و فرياد آزادي و آزادي خواهي را نعره مي کشند؟ کجايند آناني که مدافع حقوق بشرند و بويي از بشريت نبرده اند؟ کجايند به اصطلاح حق مداراني که تماميت حق را - و نه حقانيت را - براي خود مي خواهند و به نفع خود مصادره مي کنند؟